فال

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اس ام اس عاشقانه

فهرست نویسی نسخ خطی (3) - نمایه


نمایه
 
پيوند ها

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢٠ اسفند ۱۳۸٧ توسط نمایه

درآمدی بر فهرست نویسی نسخ خطی (بخش سوم)

ورّاق و وراقه

سمعانی گوید : (5)« ورّاق به فتح و او و تشدید رآ و در آخر آن قاف ، به کسی گویند که قرآن و کتابهای حدیث و غیره را از روی نسخ اصل می­نویسند و آن را تکثیر می­کند . گاهی هم این لفظ را بر کاغذ فروش اطلاق کنند .».

در کتابهای لغت آمده است : ورّاق کسی را گویند که دراهم بسیاری دارد و همچنین به موّرق کتب ؛ یعنی آن کس که کتابها را ورق می­زند و رونویسی می­کند و حرفه و شغل او وراقه و نویسندگی است ، ورّاق گویند (6)

از آن چه گفته شد چنین به دست آمد که ورّاق استنساخ کننده و کتاب نویس ، و نیز بر کاغذ فروش اطلاق می­شود .

تحقیق بیشتر در این زمینه ، ما را بر آن می­دارد تا معنی وراقه را گسترده­تر ز آن چه ذکر گردید ، بدانیم . از آن که جلد کنندۀ و فروشندۀ کتاب را نیز ورّاق گویند . سوق وراقین در بغداد همان بازار کتاب فروشها بوده است .

خلاصه آن­که در دوره­های اسلامی کلمه وراقه در یکی از چهار مورد زیر به کار رفته است :

الف ) کتاب نویسی و استنساخ کتاب و امور مربوط به آن ، از قبیل آراستن ، تصویر سازی و تذهیب اندازی کتاب .

ب ) کاغذ فروشی و لوازم­التحریر فروشی ، مثل قلم و مرکب و مسطره ...

ج ) تجلید کتاب

د ) کتاب فروشی

که شرح هر یک از این موارد ، بدین قرار است :

الف ) نسخه­برداری از روی کتاب

تا قبل از ظهور چاپ در قرن پانزدهم میلادی نسخه­برداری از روی کتابهای خطی در تمام نقطه­های جهان یک امر متداول و معمول به شمار می­رفت ، و از این میان خاورمیانه در این باب از شهرت ویژه­ای برخوردار بود . بخصوص پس از گسترش اسلام در این ناحیه ، مخصوصاً در سده­های دوم و سوم هجری که تألیف و تدوین کتاب رو به فزونی نهاد . تا آن­جا که هر نویسنده­ و دانشمند بزرگی یک یا چند نفر ورّاق داشت که از روی کتابهای او نسخه­برداری می­کردند . چنان که محمد­بن سعد کاتب واقدی ( متوفی 207 ه ق ) مؤلف کتاب الطبقات­الکبیر ، دو تن را در خدمت داشت و روز و شب برای او نسخه­برداری می­کردند (7)حنین­بن اسحاق ( متوفی 260 ه ق .) پزشک و مترجم مسیحی مذهب ، ورّاقی داشته است به نام ازرق (8)اسحاق­بن ابراهیم موصلی ( متوفی 235 ه ق .) موسیقی­دان مشهور ، نسخه­برداری به نام سندی بن علی داشته است ( و کان یوّرق لاسحاق (9)فضل­بن یحیی­بن خالد برمکی ، نسخه­برداری به نام ابوجعفر احمد­بن محمد­بن ایوب وراق بغدادی (10)داشته است . ابن عبدوس جهشیاری ( متوفی 331ه ) ورّاق و نسخه­برداری به نام احمد­بن احمد ­بن اخی شافعی ورّاق داشته است . عبد­الکریم بن هیثم ، نسخه­بردارش موسوم به عبد­ا ... ­ابن فضل ورّاق عاقولی بوده است (11)جاحظ ، نسخه بردارش ابوالقاسم عبد­الوهاب بن عیسی وراق بغدادی است (12)ابن فطیس دمشقی ، ورّاقی داشته به نام احمد­بن محمد­بن سعید قرشی ورّاق ( متوفی 350 ه ) (13)افرائیم­بن زفان طبیب یهودی مصری ، ورّاقی داشته موسوم به محمد­بن سعید­بن هشام حجری معروف به ابن ملساقه و جز او ، نسخه­برداران دیگری بودند که پیوسته برای افرائیم کتابت می­کردند (14)داوود­بن رشید ، نسخه­برداری داشته است به نام ابو­القاسم عیسی­بن سلیمان­بن عبد­الملک قرشی وراق ( متوفی 310 ه ) (15)برشمردن اسامی تمام ورّاقین از حوصلۀ این بحث خارج ، بلکه دشوار است وجهت شاهد مدّعا به همین مقدار اکتفا شد .

قاضی قرطبه ، ابا مطرف ( متوفی 402 ه ق .) شش نفر ورّاق را به خدمت داشت که پیوسته رای او نسخه­برداری می­کردند و هر یک از آنها شهریه و حقوق ماهانه دریافت می­داشتند . ابا مطرف هر گاه کتاب نفیسی را نزد کسی می­دید به او پیشنهاد خرید و فروش می­داد و اگر نمی­توانست آن کتاب را بخرد ، به امانت می­گرفت و پس از استنساخ آن را به صاحبش باز می­گردانید . ابو­المطرف کسانی را داشت که پیوسته از نقاط مختلف برای او دستنوشته می­خریدند و از این طریق در اندلس کتابخانه بزرگی تشکیل داد .

از محمد­بن ­سلیمان­بن قطرمش بغدادی سمرقندی ( متوفی 620 ه ق .) حکایت شده که پدرش برای او اموال و ثروت زیادی به ارث گذاشت ، تمام آن اموال را در راه قمار و شطرنج از دست داد ، تا این­که محتاج شد شغل نسخه نویسی از روی کتاب خطی را پیشه کند ، و با خط خوشی که داشت در برابر هر برگی ، مبلغ قابل اعتنایی دریافت می­داشت و از همین راه کتابهای بسیاری را نسخه­برداری کرد . یاقوت او را ستوده و وی را از برجستگان فضلاء عصر خود می­دانسته است .

محمد­­بن عبد­الله کرمانی نحوی ورّاق ( متوفی 329 ه ق .) خطی خوش داشت و نسخه­هایی که او استنساخ می­کرد (16)مورد اعتماد بود . وی نسخه نویسی می­کرد و اجرت می­گرفت (17)ابو عبد­الله وراق جهنی واسطی ( متوفی 159 ه ق .) در شهر واسط ، به قرآن کریم مشغول بود (18)

ابو­سحق ابراهیم­بن مکتوم سلّمی ورّاق ، نسخه­بردار قرآنها و ساکن سرّمن رأی بوده و علاّن شعوبی ورّاق ، در بیت­الحکمۀ بغداد نسخه­برداری می­کرد (19)

محمد­بن عمر­بن زنبور ورّاق بغدادی ( متوفی 396 ه ق .)، عمر ورّاق بصری حافظ ( متوفی 357 ه ق .) ساکن بغداد (20)محمود­بن حسن ورّاقی شاعر ( متوفی حدود سال ه ق .) یاقوت­بن عبد­الله رومی ، ساکن موصل ( متوفی 618 ه ق .) از مشهور­ترین نسخه نویسان زمان خود بودند . دانشمند همنامش یاقوت حموی گوید : کتابهای بسیاری را به خط او دیدم که در میان مردم به قیمت زیادی دست به دست می­شد . در میان چند نسخه از صحاح جوهری و مقامات حریری دیدم (21)خود یاقوت حموی ( متوفی 626 ه ق .) مؤلف معجم­الادباء و معجم­البلدان و دیگر آثار ارزنده ، حرفه­اش وراقی بود . از روی دستنوشته­ها نسخه نویسی می­کرد و دست­مزد دریافت می­داشت و کتاب هم خرید و فروش می­کرد (22)ابن ندیم از چهارده تن از وراقینی که قرآنها را با خط محقق دمشق و غیره می­نوشتند ، نام می­برد که بعضی از آنها را ملاقات کرده است .

هر گاه دانشمندی از فعالیتهای اجتماعی باز می­ماند و در­آمدش کفاف زندگی او را نمی­داد به نسخه­برداری و استنساخ کتاب روی می­آورد و حرفۀ « وراقه » را پیشه می­ساخت . ابن ندیم ( متوفی 380 ه ق .) گوید : یحیی­بن عدی مسیحی ( متوفی 364 ه ق .) در بازار کتابفروشان دیدم ، با او از زیاد نسخه­برداریش سخن گفتم . یحیی به من گفت : تعجب نکن ، من تا کنون دو مرتبه تفسیر طبری را جملگی استنساخ کرده­ام و نزد سلاطین اطراف برده­ام و نیز از روی کتابهای متکلمین بسیار رونویسی کرده­ام و هم­اکنون در هر شبانه روز نزدیک یکصد برگ استنساخ می­کنم (23)قفطی نیز گوید : (24)یحیی بن عدی کتابهای زیادی در رشته مختلف علمی نسخه­برداری کرده است .

سرّی­­بن احمد رفّاء موصلی ( متوفی 362 ه ق .) در روزگار سختی به وراقت اشتغال داشت ، از روی دیوان اشعار خود نسخه­برداری می­کرد و آنها را می­فروخت و امرار معاش می­کرد ، و گاهی برای دیگران از روی کتابها رونویسی می­کرد اجرت می­گرفت (25)ابن خاصبه ، محمد‌­بن احمد ، ابوبکر دقّاق ( متوفی 489 ه ق .) گوید : در سالی که بغداد را آب گرفت ( سال 466 ه ق .) تمام کتابها و وسائل منزلم نابود شد و من هم دارای عائله بودم ، لذا برای مردم نسخه­برداری می­کردم . در همین سال هفت مرتبه صحیح مسلم را استنساخ کردم (26)

ثعالبی گوید : (27)ابو حاتم وراق از قریۀ کشم نیشابور ، مدت پنجاه سال به نسخه­برداری مشغول بود و پیوسته می­گفت :

انّ الوراقة حرفة مذمومة محرومة عیشی بهازمن

ان عشت عشت و لیس لی اکل اومتّ و لیس لی کفن

ابن هیثم ، محمد­بن حسن بصری ساکن مصر ( متوفی بعد از سال 430 ه ق .) مهندس و ریاضیدان معروف عصر خود ، هر سال تا زنده بود اقلیدس و مجسطی را نسخه­برداری می­کرد و می­فروخت (28)ابن خازن کاتب ، ابوالفوارس حسین­بن علی ( متوفی 502 هق .) از همه نسخه­برداران پرکارتر بود . از جمله نسخه­هایی که استنساخ کرده است ، حدود پانصد نسخه از قرآن کریم است (29)دیگر از نسخه­بردارانی که تاریخ نامشان را هنوز از یاد نبرده است ، ابو عمر خزاز معروف به بن­حیویه ( متوفی 382 ه ق .) است که از جمله کسانی می­باشد که بسیار نسخه­برداری کرده ، و کتابهای بزرگی همچون طبقات­بن سعد و مغازی و غیره را استنساخ نموده است (30)حسن­بن شهاب عکبراوی ( متوفی 428 ه ق .) گوید : 25 هزار درهم از راه استنساخ کتاب به دست آوردم . پنج درهم کاغذ می­خریدم ، و در آن دیوان متنبّی را در مدّت سه شب می­نوشتم و آن را به 200 درهم و یا دست کم 150 درهم می­فروختم . ابوبکر داوودی گوید : از ابا حفص ا­بن شاهین ( متوفی 385 ه ) که از نسخه­برداران در بغداد بود ، شنیدم که می­گفت : حساب کردم ، تا کنون 700 درهم مرّکب خریده­ام . داوودی گفت : ما هر چهار رطل مرکب را یک درهم خریداری می­کنیم . ( ابن شاهین 2800 رطل مرکب مصرف کرده است (31)

در احوال ابی سعید سیرافی ( متوفی 368 ه ق .) آمده است که در یکی از نواحی بغداد مسؤولیت قضایی داشت ، هیچ روزی به دادگاه یا محل تدریس نمی­رفت مگر آن­که ده برگ استنساخ کند و جهت مخارج روزانه­اش ده درهم دستمزد بگیرد و سپس به سر کارش برود . چون از قضاوت وجهی دریافت نمی­کرد . نسخه­ای از شرح کتاب سیبویه به خط او محصول همین امر است (32)شاید در میان نسخ­برداران یاد شده از همه مشهورتر محمد­بن اسحاق ندیم ( متوفی 380 ه ق .) مؤلف کتاب الفهرست باشد که وراق و کتاب فروش بوده است .

تند نویسها

در میان نسخه­برداران ، کسانی بوده­اند که تند نویسی معروف بوده­اند ؛ از جمله :

ابن اخوۀ عطّار ، ابو­الفضل عبد­الرحیم­بن احمد­بن محمد ( متوفی 548 ه ق .) که دستنوشته­های او بسیار است . او خوش می­نوشت ، تند می­خواند و می­نوشت . محب­الدین ابن نجّار می­گوید : کتاب التنبیه در فقه ، تألیف ابن اسحق شیرازی را به خط ابن اخوه دیدم که در آخر آن کاتب ( ابن اخوه ) نوشته است : این کتاب را در یک روز تحریر کرده­ام . همو گوید : من هزار جلد کتاب را به خط خود استنساخ کرده­ام (33)

احمد­بن عبد­الدائم ، زین­الدین ابو­العباس مقدسی حنبلی ( متوفی 668 ه ق .) که بسیار تند نویس و خوش­خط بود ، برای خویش یا برای دیگران با دست­مزد می­نوشت . هر روز پس از فراغت باز نه کرّاسه کتابت می­کرد . گفته شده است که کتاب قدوری در فقه را در یک شب رونویسی می­کرد . گویند که یک­بار یک صفحه را می­دید و فوراً تمام آن صفحه را استنساخ می­کرد . لذا در نسخه­هایی که او نوشته است ، اشتباه زیادی دیده می­شود . او بی نقطه می­نوشت . برابر نوشته خودش در ک شعر ، در مدت 50 سال کتابت ، 2000 مجلد استنساخ کرده است (34)

ابن فوطی ، عبد­الرزاق بن احمد مورّخ معروف ( متوفی 723 ه ق .) نیز تند و خیلی خوش می­نوشت و در حالی که بر پشت می­خوابید ، کتابت نیز می­کرد (35)

ابو محمد ارزنی ، یحیی­بن محمد ( متوفی 415 ه ق .) دارای خطّی ملیح و کتابتی سریع بود . بعدازظهرها به بازار کتابفروشان بغداد می­رفت ، در یک جلسه کتاب فصیح تألیف ثعلب را استنساخ می­کرد و نیم دینار می­فروخت و با آن گوشت و میوه و غیره می­خرید . هر چه را به دست می­آورد ، همان شب خرج می­کرد (36)

نسخه­برداران به استخدام کتابخانه­های عمومی و خصوصی در می­آمدند .

بیشتر نسخه­برداران در کتابخانه­های خصوصی و یا کتابخانه­های عمومی کار می­کردند . در احوالات امین­الدوله آمده است . او کتابهای ارزنده و مفیدی در رشته­های مختلف علمی گرد­آوری کرد ، و چند نسخه­بردار ، پیوسته برای او استنساخ می­کردند . روزی خواست تا از روی کتاب تاریخ مدینه دمشق تألیف حافظ ابن عساکر استنساخ کنند . چون این کتاب با خط ریز در 80 مجلد بود ، به نسخه­برداران گفت که یک نفر از شما نمی­تواند آن را استنساخ کند ، لذا آن را میان ده نفر کاتب تقسیم کرد . هر یک را 8 مجلد داد و آنها هم در مدت دو سال تمام کتاب را رونویسی کردند (37)

کم اتفاق می­افتاد که کتابخانه­های بزرگ در عالم اسلامی از چند نسخه­بردار خالی باشد . مقریزی گوید : در کتابخانه­های مصر پیوسته نسخه­برداران مشغول استنساخ از روی کتابها بودند (38)

ابن خلدون ضمن بیان احوال خلیفه الحکم اندلس آورده است که او در خانه­اش نسخه­برداران حاذق و عالم و استادان بزرگ جلدساز را گرد آورده بود (39)

در میان نسخه­برداران گروهی بودند که در زیبانویسی و خوشنویسی به اوج کمال رسیده و قابل مقایسه با نسخه­برداران دیگر نبودند . حتّی بعضی از آنها به شهرت جهانی نائل آمدند ؛ از جمله : ابن بواب و بنی مقله و یاقوت مستعصمی و دیگران .

در خاتمه این بخش یاد­آور می­شویم که گروهی از محققین در این زمینه بحثهای مفیدی مطرح کرده­اند ؛ از جمله : ابن جماعه کنانی ( متوفی 733 ه ق .) فصلی به این موضوع اختصاص داده و ناشر آن هم یادداشتهای مفیدی بر آن افزوده است (40)

ابن الحاج ( متوفی737 ه ق .) در کتاب المدخل (41)فصل ارزنده­ای در آداب وراقت دارد که در آن از آن­چه نسخه­بردار و جلدساز باید دارا باشد ، سخن گفته است ابن خلدون ( متوفی808 ه ق .) در مقدمه­اش در این باب فصلی دارد (42)طاش کبری­زاده ( متوفی 962 ه ) فصلی در آداب کتابت و فروش قرآن کریم و آرایش آن به طلا و نقره دارد (43)

علّامه کرد علی در خطط شام : 6 / 195 – 196 و آدم متز در الحضارة الاسلامیه فی­القرن الرابع الهجری ، 1 / 305 ، ترجمه محمد عبد­الهادی ابی­ریده نیز در این باره بحث کرده‌اند بهترین سخن در این زمینه مقاله ای است به قلم استاد اسماعیل فرج طوسی درباب وراقه و وراقین در مجله­الجزیره ، شماره 11 و 12 ، موصل 1946 م .

استاد حبیب زیات نیز مقاله­ای دارد با عنوان « الوراقه و الوراقون فی­الاسلام » در مجله­المشرق ، بیروت ، جلد41 ، سال 1947 م .

 


.: Weblog Themes By Pichak :.





تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظقالب وبلاگقالب وبلاگگالری عکسفاگالری عکس آلامتو