فال

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اس ام اس عاشقانه

تأثیر اینترنت 4 - نمایه


نمایه
 
پيوند ها

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ شنبه ٧ دی ۱۳۸٧ توسط نمایه

تأثیر اینترنت (بخش پایانی) 

چریتی بی. هوپ، سندرا کاجیوارا، منگسونگ لیو

ترجمه رسول زوارقی

حرکت به سوی دروس دور

جرج آلن استدلال می‌کند که کتابداران به جای تدریس آسان تکنیک‌های اطلاع‌یابی، نیازمند کمک به دانشجویان در کمک به یادگیری هنر فراهم‌آوری اطلاعات هستند:« اینجا هنر فراوری شده تنها مهارت در گزینش بر اساس جایی که اول و با چه روشی باید گشت نیست بلکه همچنین توانایی تعیین اینکه چه پاسخ‌هایی مربوط و کدام خارج از بخش مورد نظر هستند نیز می‌باشد. این هنر باید در تعیین اینکه پاسخ‌های مربوط، مورد تأیید یا مردود هستند و در صورت رد چگونه نتیجه‌ای منفی می‌تواند برای بهبود نوع سؤال یا روش درخواستی بکار رود، جریان یابد.»
هنر به عبارت دیگر موضوع قضاوت است تا تکنیک؛ و او استدلال می‌کند که قضاوت، مهارتی قابل آموزش نیست که بتواند از طریق اساتید یا کتابداران در یک کلاس درس به دانشجویان انتقال داده شود. بنابراین آموزش کتابخانه سنتی که تمرکزش بر تکنیک‌های جمع‌آوری داده‌های دانشجویان فراگیر می‌باشد- حتی زمانی که با روش‌های یادگیری فعال توصیف شده بخش قبل بحث شود- کافی نیست. به نظر او کتابداران نقشی اساسی‌تر در « بافت‌های یادگیری» به عنوان مجریان و شرکت‌کنندگان ایفا می کنند که دانشجویان ابتدا تعداد کمی از تکنیک های جستجو را یاد می‌گیرند سپس گزینه‌هایی درباره کی، کجا، و چگونه برای بکارگیری آن تکنیک‌ها می سازند و در نهایت با کمک مدرس-کتابدار به عنوان مربیان و نقادان، قوت و ضعف گزینه‌هایشان را یاد می‌گیرند؛ و به کار دیگری که موجب گزینه‌های بیشتری می‌شود می‌پردازند و مجدداً نسبت به آن گزینه‌ها بازخورد می‌دهند. چنین بازخوردی از یک کتابدار به یک دانشجو می‌تواند شامل « چه ابزارهایی بطر غیرلازم بکار برده شدند یا فراموش شدند تا استفاده شوند؟ چه نوع داده‌هایی ارزش جمع‌آوری دارند تا قطعاً دوراندیشی شده تا ناشناخته شناسایی شود؟ برعکس په داده‌هایی دربرگیرنده آنهایی که باید مورد نیاز قرار گیرند هستند؟ چگونه تصمیم‌گیری آنها درباره حفظ و حذف چیزی، زمان اخص و اعم کردن پرسش‌ها، بی‌اشتباه یا کارآمد یا تأثیرگذارتر شوند؟» با استفاده از این چرخه دانشجویان در مصاحبه با کتابدار یاد می‌گیرند چگونه گزینه‌های بهتری را انتخاب کنند؛ آنها قضاوت یا هنر خوب را یاد می‌گیرند.
برای نیل به این هدف کتابداران مجبور خواهند بود فراتر از نقش‌های سنتی‌شان قرار گیرند. همانطور که الان اشاره می‌کند «تقسیم آموزشی معمولی کار که کتابداران را محدود به بازیابی منابع و آموزشگر دوره برای استفاده تعلیمی از این منابع می‌کند جواب نخواهد داد. اگر آنچه که اتفاق می‌افتد به جای صرف تدریس محض یادگیری اصیل شود کتابداران مجبور به حضور در کلاس درس و آموزشگران نیز مجبور به حضور در کتابخانه‌ها می‌شوند تا به عنوان یک تیم نه به خاطر خودشان بلکه به خاطر دانشجویان با هم کار کنند.

برندان راپل تأیید می‌کند که کتابداران باید نقش‌های آموزشی جدیدی را به عهده گیرند و خواهند گرفت: « نه تنها کتابداران خواهان کمک به اعضای هیأت علمی و دانشجویان برای انجام پژوهش هستند همچنین آنها به اعضای هیأت علمی برای توسعه روش‌های تعلیمی جدید عصر الکترونیک کمک خواهند نمود. افراد بسیاری خواهان مؤثرتر شدن طراحی دوره درسی در اقتباس و ارزیابی کارها در آموزش تیمی و در آموزش دوره‌های اعتباری هستند.» در مقالاتی در سال‌های 1998و 2000 به ترتیب پاتریشیا بریویک و کیمبرلی دونلی استدلال می‌کنند که کتابداران نیازمند حرکت به خارج از کتابخانه‌ها برای کار با مدیران و اعضای هیأت علمی گروه‌ها در طراحی راهبردهای دانشگاهی جامع برای کمک به به دانشجویان در یادگیری سواد اطلاعاتی-«برنامه‌های رسمی، واقعی، سلسله‌وار» که تلاش‌های موضوعی تخصصی ، پایه مهارت‌های پژوهشی را که به عنوان بخشی از تسهیلات آموزشی عمومی یا دوره درسی هسته هستند می‌باشند»

کتابداران برای دستیابی به این نقش شریک و همکار کامل در مبادرت به تدریس و یادگیری مجبور خواهند بود به برخی موانع غلبه کنند- یکی از این موانع دشواری بسیاری از کتابداران در رویارویی با شکل‌دهی شراکتی قوی با اعضای هیأت علمی برای خلق برنامه‌های آموزشی کتابخانه‌ای مؤثر و جامع می‌باشند. همانطور که اوان فاربر و لاری هاردستی خاطرنشان کرده‌اند تشکیل این روابط بسیار دشوار است شاید به این دلیل که فرهنگ اعضای هیأت علمی در برابر تغییر مقاومت می‌کند یا همانطور که لاری هاردستی می‌گوید نقش آموزشی کتابداران ممکن است چیزی باشد که برای آنها رخ نمی‌دهد:« آنها به طور ساده درباره کتابخانه فکر نکرده‌اند.» با اینکه چالش آموزش به اعضای هیأت علمی برای کار با کتابداران که چند دهه بعد از مطرح شدن دلسرد کننده شده بود، این دو نویسنده دلیلی برای امیدواری می‌بینند و این خوش‌بینی را به خاطر اینترنت می‌دانند. هاردستی استدلال می‌کند که فن‌اوری «شرکت گسترده کتابداران را در فرایند آموزشی تسهیل خواهد کرد» فاربر با این مسأله موافق است که «اعضای هیأت علمی آموزشی، به طور فزاینده‌ای از چالش‌های آموزشی به سبب اینترنت آگاه هستند و نیز آگاهند که زمان یا تخصص برای همگامی با تغییرات و پیشرفت‌های مداوم را ندارند. آنها می دانند که برای آنکه بتوانند چند خط‌مشی برای کمک به دانشجویان در یافتن و ارزیابی اطلاعات ارائه کنند مجبور خواهند بود برای انجام درست آن به کتابداران وابسته باشند.» تشکیل برنامه‌های اموزشی سواد اطلاعاتی جامع، مستلزم زمان، تلاش، پول و تعهد کامل کتابخانه و دانشگاه خواهد بود. باوجود این همانطور که هانلور ریدر خاطرنشان می‌کند به علت این ابتکار زمان، «زمان خوش‌بینی» است چنان که بازشناسی رو به افزایشی درباره نیاز به تغییر برای «آموزش افراد در سطح عالی و موفقیت در محیط اطلاعاتی قرن 21 » وجود دارد. هاروی ساگر می‌نویسد که فن‌آوری اطلاعات، متحد کتابدار در تلاش ما برای گسترش نقشمان در تعریف ماهیت این تغییر است:‌ «فن‌آوری اطلاعات جدید نیرویی است که موانع مابین اعضای هیأت علمی و کتابداران را از بین می‌برد و به ما در بازشناسی و وضعیت بین جامعه آموزشی کمک می‌کند. فن‌آوری اطلاعات می‌تواند متحدی در ایجاد یک وضعیت همکاری برای دستیابی به اهداف آموزشی گسترده باشد.»


امیدواری: تأثیر بالقوه ظهور فن‌آوری‌های اینترنتی

محیط اطلاعاتی فعلی یک محیط اطلاعاتی آرمانی نیست- آن مجزا، سازمان‌نیافته و بصورت زایدی پیچیده می‌باشد. البته بخش‌های آن از پیچیدگی محیطی که اطلاعات در اشکال فراوان با ایجادکنندگان فراوان و برای اهداف فراوان تولید می‌شود نشأت می‌گیرد. اما پیچیدگیهای روزمره و غیرلازمی وجود دارند و اینها می توانند در روش کتابداران در کمک به دانشجویان برای مهارت‌یابی در سطح وسیع، مهارتهای سواد اطلاعاتی بکار برده شوند. رویارویی با مشکلات در فرایند پژوهش همیشه یک تجربه یادگیری معمولی نیست. ملاحظه کنید که شما چه مراحلی را در توضیح عمل گروهی از دانشجویان در یافتن مقاله‌ای تمام‌متن را وصف می کنید؟
1. بعضی اوقات تمام‌متن، پیوسته است. در غیر این صورت….

2. فهرست کتابخانه را کنترل کنید. اگر آن را در فهرست نیافتید….

3. پایگاه داده مجموعه مجلات الکترونیکی(اگر دارید) را کنترل کنید. اگر مجلات در آنجا فهرست نشده باشند….

4. از امانت بین کتابخانه‌ای استفاده کنید. اگر زمانی برای صبرکردن ندارید….

5. از کتابخانه محلی دیگری بازدید کنید. (فهرست کتابخانه را برای کتابخانه‌ای که می‌خواهید و … جستجو کنید)

نمونه‌های دیگری از دشواریهای فراوان پژوهش روزمره: فرایند «تأیید هویت» کتابخانه شما برای دسترسی از راه دور به منابع پیوسته چقدر پیوسته است؟ نمره وب‌سایت شما برحسب استفاده‌پذیری[80] و دسترس‌پذیری[81] چقدر است؟ کاربران تازه‌کار با چند رابط جستجویی پایگاه‌های داده مختلف روبرو هستند؟ البته پافشاری در صورت وجود دشواری‌ها، مهارت لازم زندگی است اما اغلب مردم تنها می‌توانند جزئیات فراوانی را به خاطر سپارند و این نوع اطلاعات روش‌مند سطح پایین می‌توانند از رویارویی آموزشی سریع استفاده کنند. اگر نیازهای پژوهشی روزمره و همه‌روزه می‌توانستند آموزشی‌تر شوند، دانشجویان به چه اندازه می‌توانستند یادگیری کنند؟ اگر مقدمات آسان باشند کتابداران مرجع زمان بیشتری برای تدریس و دانشجویان حوصله بیشتری برای یادگیری سواد اطلاعاتی خواهند داشت. اگر بخواهیم به دانشجویان در یادگیری برای مفهوم‌سازی و فراوری محیط اطلاعاتی پیچیده و ارزیابی و ترکیب منابع اطلاعاتی مختلفی که می‌یابند به طور صحیحی کمک کنیم نیازمند این هستیم که ساده‌سازی کنیم که بتوانند ساده شوند و هر چیز غیر لازم را حذف کنیم. ما نیازمند بهبودبخشی محیط اطلاعاتی برای یادگیری دانشجویان هستیم. دقیقاً به همان صورت که اینترنت، شکل و اهداف اموزش را تغییر داده است کاربرد متفکرانه فن‌آوری‌های وب‌پایه نوظهور و جاری ممکن است در بهبودبخشی‌ محیط یادگیری کمک کنند. برای تحقق این عمل کتابداران مدرس نیازمند جسارت بیشتر در جستجو و اختصاص منابع و نظام‌هایی که در نیل به اهداف آموزشی کمک می‌کنند هستند و ما نیازمند مؤثرتر بودن در بهبود طراحی ابزارهای موجود هستیم. پارتیشیا بریویک استدلال می‌کند که کتابداران نیازمند «اثرگذاری در طراحی نظام‌ها و محصولات کتابخانه‌ای( چون نرم‌افزار، مواد چاپی) به منظور کاربرپسندسازی آنها هستند بنابراین، تولید منجر به صرفه‌جویی در زمان کارکنان می‌‌شود. اهداف نهایی کتابداران در این مورد باید رابط‌های کاربری کمی برای منابع اطلاعاتی ممکن داشته باشد و آنهایی که در حال حاضرموجودند تا حد امکان آموزنده شوند. زمان مورد نیاز آنها نباید در تدریس استفاده از فن‌آوری، نظام‌های پیوسته و ابزارهای مرجع پیچیده سپری شود بلکه باید در چگونگی ارزیابی، سازماندهی و استفاده مؤثر اطلاعات، سپری شود.» حتی اگر ما نتوانیم همیشه رابط‌های جستجویی کاربرپسند به پایگاه‌های داده تجاری ، ابزارهایی که از طریق سایت توسعه می‌دهیم( برای مثال صفحات وب کتابخانه) ارائه دهیم باید سطوح گسترده‌ای از استفاده‌پذیری اثبات شده داشته باشیم و باید در جستجوی راه‌حل‌های فن‌آورانه(و غیرفن‌آورانه) که پیچیدگیهای غیرلازم در محیط اطلاعاتی را کاهش دهند باشیم. راه‌حل‌های رابط رایج مثالی هستند و چیزی که بطور مساوی وعده می‌دهند SFX ، یک فن‌آوری نوظهور است که وعده فراهم‌آوری سطوح جامعیت و ساختار قبل از اینترنت را برای محیط اطلاعاتی مجزا می‌دهد. استفاده از چارچوب استاندارد OPEN URL خدمتگر اس‌اف‌ایکس‌ی که بطور محلی پیوندهای سلیقه‌ای، پویا، مابین پیشینه‌های مربوط در چندین پایگاه داده کتابخانه و مابین آن پیشینه‌ها و خدمات کتابخانه‌ای مرتبط را ارائه می‌کند. برای مثال مقاله‌ای که در ERIC استناد شده است می‌تواند به تمام متن آن در INFOTRAC (یا سایر پایگاه‌های داده، بسته به اشتراک‌های کتابخانه) و به فهرست محلی کتابخانه و فرم امانت بین کتابخانه‌ای یا فرم تحویل مدرک، پیوند شود. چندین گزینه برای بازیابی تمام‌متن که 5 دقیقه برای شرح آن نیاز است، ناگهان با مجموعه‌ای از پیوندها، آشکار می‌شود. زمانی که شما مشاهده کردید چگونه این فن‌آوری همچنین می‌تواند به مقاله استناد شده و پیشینه ادواری در الریخ(برای شناسایی مجله که آیا مجله داوری می‌شود یا نه) یا مدخل پدیدآور در WHO'S WHO (برای ارائه شواهدی از اعتبار پدیدآور) مجهز شود قدرت SFX به عنوان ابزاری برای بهبود یادگیری دانشجو حتی در مفاهیم گسترده، آشکار می‌شود.» کتابداران نظامها و مدیران کتابخانه‌ که اغلب روزانه فاقد ارتباط مستقیم با کاربران کتابخانه هستند- ممکن نیست همیشه پتانسیل‌های فن‌آوری‌های جدید را برای انتقال و بهبود محیط یادگیری تشخیص دهند. همانطور که پیش‌بینی‌های یادگیری دانشجویان نشان می‌داد آن مسئولیت کتابداران مدرس است تا این ابزارها را مورد توجه قرار دهند و از ارزش بالقوه انها استفاده کنند.


 نتیجه
تأثیر اینترنت بر کتابخانه‌ها و کتابداران انتقالی شده است و هیچ بخشی در این زمینه صادق‌تر از نقش کتابدار مرجع به عنوان مدرس نیست. همانطور که هاروی ساگر می‌نویسد «در همه این حوزه‌ها و اهداف آموزشی اخیر- از آموزش کتابخانه‌ای سنتی تا ایجاد «محیط‌های یادگیری که کهارت‌های تفکر انتقادی و سواد اطلاعاتی را ارتقا می‌بخشد.»- فن‌آوری‌های جدید و نوظهور، فرصت‌ها، چالش‌ها و انگیزه‌ها را فراهم آورده‌اند. این مبالغه گویی نخواهد بود اگر بگوییم که فن‌آوری BI را به صورت وظیفه‌ای کتابخانه‌ای لازم معتبرتر کرده است و انقلابی در «چیستی»، «روش» و «چرایی» آنچه که ما درباره آن فکر می‌کنیم، می‌نویسیم و آموزش کتابشناختی را به کاربران مختلف ارائه می‌دهیم بوجود آورده است.» کارهای زیادی برای رسیدن به اهداف یادگیری دانشجویان بوجود آمده در جنبش سواد اطلاعاتی مورد نیاز است، اما منابع جدیدی برای کمک به خود برای نیل به این اهداف داریم.

چه چیزی داریم که به ما کمک خواهد کرد؟ ما سطح بی‌سابقه‌ای از پشتیبانی و قدردانی از نقش تعلیمی خود در سطوح گسترده‌ای از مدیران و کمیته‌های دوره‌های درسی داریم. ما سرآغازهای جدیدی با اعضای هیأت علمی که درباره چگونگی حل چالش آنها درباره دانشجویانی با سطح کمی از سواد اطلاعاتی و مهارت‌های پژوهشی نامطمئن ، داریم. ما دانشجویانی داریم که آنچه برای آنها می‌خواهیم خود برای خودشان می‌خواهند- استقلال و اعتماد به نفس در جستجو و انتخاب اطلاعات. ما چارچوب تدریسی، تئوریکی و عملی داریم که در طول دهه‌های گذشته توسعه و ارتقاء یافته است- سواد اطلاعاتی و اگرچه نقش‌های سنتی ما به عنوان فراوران ، جمع‌آوران، سازماندهان و دروازه‌های اطلاعات در طول دهه های گذشته فرسوده شده اند، اطمینان رو به افزایشی در تداوم سودمندی، ربط و ارزش کمک‌های بالقوه ما در یادگیری دانشجویان در نقش مدرسان در عصر اینترنت داریم.

 

برگرفته از مجله الکترونیکی پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران ( نما ) ، شماره اول ، دوره پنجم .

 


.: Weblog Themes By Pichak :.





تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظقالب وبلاگقالب وبلاگگالری عکسفاگالری عکس آلامتو