فال

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اس ام اس عاشقانه

تأثیر اینترنت - نمایه


نمایه
 
پيوند ها

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢٦ آذر ۱۳۸٧ توسط نمایه

تأثیر اینترنت (بخش دوم)

چریتی بی. هوپ، سندرا کاجیوارا، منگسونگ لیو

ترجمه رسول زوارقی

 

آنچه تدریس می‌کنیم: صلاحیت‌های عصر اطلاعات

آیا دانشجویان مهارتهایی را که برای پیشرفت آنها در محیط پژوهشی عصر اطلاعات لازم می‌باشد را دارا هستند؟ اولین قدم برای پاسخ به این سؤال مشخص کردن این است که آن مهارتها کدامند؟ آموزشگران کتابخانه به علت تعارض میان تدریس مکانیسم‌های جستجو و مفاهیم پژوهش به چالش افتاده‌اند، محیط اینترنتی هر دوی اینها را به همراه آورده است. از نظر مکانیسم‌ها ناوبری منابع الکترونیکی شبکه‌ای، به مهارتهای رایانه‌ای پایه و نیز غیرپایه- مانند تایپ کردن، استفاده از ماوس، ذخیره، چاپ، استفاده از پست الکترونیکی روبرو شدن با چندین پنجره و غیره- وابسته است. انجام جستجوهای مؤثر نیازمند بهره‌گیری از ترکیب جستجوی تخصصی، فهم مقدماتی چگونگی کار موتورهای جستجوی رایانه‌ای و مهارت در مفاهیم کلیدی-عملگرهای بولی، جستجوهای ربطی و …- می‌باشد.همچنین سایر نیازمندیها، مهارتهای نسبی پایگاه داده پیشرفته و ناوبری وب می باشد: «بررسی دقیق» تمام متن محتوا و انطباق کلید‌واژه‌ها، تشخیص عناصر ناوبری رایج( برای مثال اینکه فهرست ناوبری اغلب در قسمت چپ هر صفحه وب است)و - مهمترـ فهم محدودیتهای سایت و روابط میان مدارک پیوند شده، تعداد و تنوع زیاد در محیط‌های اطلاعات شبکه‌ای به طور قابل توجهی به لزوم آمادگی کتابداران برای تدریس افزوده است. همانطور که برندان راپل اظهار می‌دارد« با ظهور کتابخانه الکترونیکی کتابداران اکنون نه تنها باید… منابع خانگی را تدریس کنند بلکه باید به وجود و ابزارهای دسترسی به حجم انبوه موادجهانی نیز اشاره کنند. آنها باید به فهرست‌های محلی ملی و بین‌المللی منابع وسیع جهانی دولتی و تجاری پایگاههای داده کتابشناختی سی‌دی‌رام محلی و از راه دور فراوانی پایگاه داده تمام متن قلمرو مهم رو به گسترش مجلات الکترونیکی و اخبار روزآمد وقایع محلی و جهانی در اینترنت اشاره کنند.» راپل تا استفاده از پست الکترونیکی، لیست سروها و گروههای خبری پیوسته در فهرست‌ مهارتهای لازمی که دانشجویان باید آموزش ببینند و کتابداران باید آمادگی تدریس آنها را داشته باشند پیش می‌رود. در حقیقت اگر شخص محتوای وسیع اینترنت را در نظر بگیرد بی‌انتها است.

از این گذشته همانطور که هاروی ساگر می‌نویسد اگر فن‌آوریهای جدید مهارتهای جدیدی را برای تدریس به ما داده است چگونگی طی حیات مفید بسیاری از این مهارتهای احتمالی را نیز برای ما روشن نموده است.» همانطور که او بیان می‌کند به علت تشخیص سودمندی کوتاه‌مدت تدریس ابزار محور در محیط الکترونیکی بود که بخش آموزش کتابشناختی ACRL در سال 1987 در مدل بیان اهداف آموزش کتابشناختی تجدیدنظر کرد:« نقش BI نه تنها ارائه مهارتهای تخصصی لازم برای تکمیل کارها بود بلکه آماده‌سازی افراد برای استفاده مؤثر درازمدت از اطلاعات..… با توصیف فرایندها به جای ابزارها بود به این امید که بیانیه بعد از اینکه فن‌آوری جدید کهنه شود نیز عملی باقی بماند.» بنابراین ساگر می‌نویسد آیا چالشهای محیط فن‌آورانه جدید به «بازنویسی ادبی» اهداف آموزسی کتابخانه کمک می‌کند و موجب چارچوب تدریسی جدیدی تحت عنوان سواد اطلاعاتی می‌شود.

اگرچه اندیشه سواد اطلاعاتی در اواخر دهه 1980 مطرح شد ولی با رشد وب جهان گستر در کتابخانه ها در اوایل دهه 1990 بود که بیشتر کتابخانه‌ها ماهیت ضروری این مهارتها را تشخیص دادند. با انفجار مواد در دسترس بصورت الکترونیکی و با فقدان کنترل کیفیت در وب کاربران کتابخانه نیازمند ارزیابی قوی مهارتها برای رویارویی با اضافه‌بار اطلاعاتی و ناوبری غنی چشم‌انداز اطلاعات الکترونیکی در میان اطلاعات غلط همانطور که در واقعیت وجود دارند هستند. اگرچه همانطور که باربارا مک‌آدام معتقد است دانشجویان ماهیتاً انتقادی و خواهان چالش اعتبار از طریق شناخت بی‌پرده رسانه‌های جمعی و و تبلیغات در طول عمر خود هستند. این بدبینی «همه روزه زندگی» ممکن نیست نشانگر ارزیابی انتقادی‌تر منابع اطلاعاتی رسمی‌ باشد. دانشجویان هنوز زود است تا آنچه را می‌خوانند باور کنند. در محیط اینترنتی بدون کنترل کیفیت، سادگی آنها ]دانشجویان[  می‌‌تواند مراتب خطرناکی در کیفیت کارهای پژوهش‌محور آنها داشته باشد.

البته ارزیابی کیفیت اطلاعات تنها یکی از مهارتهای شناختی چند سطحی است که اکنون بیشتر کتابداران تشخیص می‌دهند که برای باسوادی اطلاعاتی «مصرف‌کنندگان اطلاعات » نیاز است. کاربران باید قادر به «تشخیص اینکه چه وقتی اطلاعات مورد نیاز است باشند و قابلیت جایابی ،ارزیابی و استفاده مؤثر از اطلاعات مورد نیاز را داشته باشند.» هدف ما به عنوان کتابداران مرجع در تدریس مهارتهای سواد اطلاعاتی به دانشجویان که نیازمند آن در محیط اطلاعات الکترونیکی هستند فراتر از سالهای تحصیل در دانشگاه می‌باشد؛ ما امیدواریم تا جوانان را قادر کنیم تا یادگیران مستقل بلندمدت شوند، توانایی شرکت متفکرانه فعال در آموزش، محل کار ، و زندگی عمومی را داشته باشند.

باوجود این شواهد کلاس درس اشاره‌ای روشن به این مسأله دارد که بسیاری از دانشجویان از سواد اطلاعاتی بدورند. تعدادی از اعضای هیأت علمی و مدیران دانشگاهی مدرس پدیده در حال رشد « آن را یافته و به هم بچسبانید» در مقالات دانشجویان را مشاهده نموده‌اند؛ دانشجویان بعضی بخش‌های خاص پاراگراف‌ها و نقل‌قولهای از قبل تنظیم‌شده را به جای ترکیب اطلاعات برای پشتیبانی از مباحثه‌ای منطقی و متغکرانه، قطع و به همدیگر می‌چسبانند . در نتیجه مقالات مخلوط می‌شوند اغلب فاقد شرط اصلی پاراگراف‌بندی می‌باشند و بعضی اوقات (خواسته یا ناخواسته) دزدیده می‌شوند. مسائل درباره کیفیت پژوهش و نوشتار دانتشجویان قبل از اینترنت هم مطرح بود. با وجود این سهولت رونویسی دانشجو از متون الکترونیکی و انتظار یافتن اطلاعات فوری پیوسته ممکن است از توانایی و اراده دانشجو به استفاده مؤثر از اطلاعات- از طریق ارزیابی و ترکیب انتقادی- و از نظر اخلاقی با اعتبار کاملی که به منبع داده می‌شود بکاهد. پس کمک به دانشجویان برای باسواداطلاعاتی شدن در محیط اینترنت انتقادی‌تر است. همانطور که دیوید روتنبرگ می‌نویسد مسئولیت او به عنوان یک آموزشگر «تدریس چگونگی خواندن اختصاص زمان با زبان و نظرات، کار با مباحثات، ترکیب منابع مختلف برای شکل‌دهی تفکری بکر به دانشجویان می‌باشد ]او باید به دانشجویان کمک کند[ تا چگونگی ارزیابی منابع را برای تعیین میزان اعتبار آنها چون اعتماد به اندیشه‌های آنها بیشتر از قاپیدن تفکری که بر روی صفحه رایانه صورت خارجی به خود می‌گیرد، درک کنند.» بیشتر کتابداران مدرس باید مسئولیت- کار مشترک با اعضای هیأت علمی گروه- برای کمک به یادگیری خوب این مفاهیم دانشجویان را به مسئولیتهایشان بیافزایند.
علاوه بر یافتن، ارزیابی و استفاده از تواناییهای اطلاعاتی افرادی دارای سواد اطلاعاتی هستند که نقشه‌ای شناختی برای فواصل اطلاعاتی ایجاد کرده اند. در میان این جهان اطلاعات (یا مکان یا ناحیه یا دورنما- این مجاز دوباره و دوباره ظهور می کند) جستجوگر قدرتمند ااطلاعات با حرکت هدفمند، سنجیده، حرکت می‌کند. دیوید کار یادگیر مستقل و با سواد اطلاعاتی را چنین توصیف می‌کند، حرکت‌کننده مستقیم و تجدید شکل دهنده این جهان:« در این چشم‌انداز این یادگیر باید در حال حرکت نشان داده شود؛ اطلاعات را از مجرای عینک شخصی یا نظام توضیحی شخصی بررسی و تفسیر کند؛ اقتباس و تجدیدنظر در ذهنیتهای مؤثر با انتشار اطلاعات جدید؛ برطرف و غلبه نمودن بر موانع در برابر اطلاعات جدید؛ یافتن زمینه زیبایی‌شناختی برای غنی‌سازی شبکه ارتباطات؛ نشانه‌گذاری معانی و استفاده از اشتباهات؛ تجربه کندی و گیجی؛ خستگی قابل توجه؛ تسلیم شدن به مدت کم؛ شاید تجدید سازمان در همه زمینه‌ها در جهت الگوهای جدید به عنوان تأثیری از یک بینش مهم» البته این مسأله روی دیگر سکه‌ای هم دارد.

البته روی دیگر این سکه جستجوگران بی‌اختیار اطلاعات می‌باشند که بصورت تصادفی از یک فضای اطلاعاتی افسانه‌ای نامفهوم، به دنبال پیوندها با احتمال اشتباه در آنچه که او نیاز دارد، بدون اطمینان از اینکه به کجا منتهی می‌شوند، می‌روند. متأسفانه تجربه کتابداران نشان می‌دهد که بسیاری از دانشجویان دانشگاه‌ها فاقد نقشه‌ای مفهومی از فضای اطلاعاتی می‌باشند. شکلفرد، تامسون و جیمز سناریوی آشنایی را در کتابخانه‌های دانشگاهی توصیف می‌کنند: « دانشجویان ممکن است در پایانه‌های کاری با بقایای جستجوهای بر روی صفحات بنشینند و ندانند که در کدام پایگاه داده هستند. زمانی که جستجوی آنها به نتایج مورد انتظار منجر نمی‌شود ممکن است به سادگی به سراغ سایر رایانه‌ها رفته و هرگز درباره مشکل پیش‌آمده، سؤالی نمی‌پرسند. »

برا ی باسوادی اطلاعاتی کاربران باید «ادراک شناختی» در مورد اندازه دامنه و شکل جهان اطلاعاتی داشته باشند. دانشجویان نیازمند فهم این نکته هستند که وقتی پایگاه‌داده‌ای(چون یک موتور جستجوی وب عمومی) را باز می‌کنند به فضای خاص اطلاعاتی با دامنه خاص و محدود وارد و آن را کاوش می‌کنند. آنها نیازمند یادگیری توجه به دامنه منبع هستند. آنها نیازمند فهم تفاوتهای میان پایگاه‌های داده وب‌بنیاد و وب عمومی هستند. آنها نیازمند یادگیری انتخاب منابعی هستند که اغلب احتمال دارد حاوی نوعی اطلاعات باشند که آنها می‌خواهند. درک دامنه فضاهای اطلاعاتی در اینترنت به علت گسترش تأثیر صفحه رایانه به طور خاصی دشوار می‌باشد. این امر طعنه‌آمیز اما صحیح می‌باشد که اینترنت به طور قابل بحثی پیچیده‌ترین و چندبعدی‌ترین منبع اطلاعاتی همه زبانها، موضوعی است اساسی که چارلز بونگ ان را «نتیجه نگاه ناقص به گودال» اطلاعات رایانه‌ای می‌نامد که تنها بخش کوچکی از منابع می‌باشد و ساختار آن می‌تواند در یک لحظه دیده شود.

چالشی که محیط اطلاعات شبکه‌ای با آن روبرو است- تعداد سطوح مهارتی بالا و پایین مورد نیاز برای دانشجویان برای تعامل مؤثر با آن و فقدان کنونی اینگونه مهارتها می‌باشد- را نمی‌توان با محدود کردن مصنوعی گزینه‌های اطلاعاتی دانشجویان، پاسخ داد اگرچه قطعاً یکی از چندین راهبرد می‌باشد. در بعضی موارد آموزش هیأت علمی و حتی کتابداران- به طور مؤثری دانشجویان را از استفاده از اینترنت برای پژوهش آنها باز می‌دارد به علت وضعیت بالقوه دانشجویان برای رویارویی با اطلاعات «کم کیفیت» یا به علت ترس آنها از استفاده نادرست دانشجویان از منابع الکترونیکی. با وجود این به تدریج که محتوای ارزشمند بیشتری اعم از موادی که در حای دیگری منتشر نمی‌شود، بیشتر می‌شود، این مفهوم غیرمنطقی می‌شود. به علاوه تفاوت میان «منابع اطلاعاتی کتابخانه» و «منابع اینترنتی» کم‌رنگ می‌باشد به تدریج که بیشتر مجموعه‌ها و خدمات رو به پیوستگی پیش می‌رود کم‌رنگ‌تر هم می‌شود. راهبردی بهتر و قطعاً راهبردی مناسب‌تر ارائه مأموریت دانشکده‌ها و دانشگاه‌ها در آموزش به دانشجویان برای فراهم‌آوری جهان پیچیده اطلاعات نه محافظت از آنها در برابر آن می‌باشد.


نیازهای کاربران: مکانیسم‌ها و مفاهیم

 در پاسخ به این سؤالات که باید مکانیسم را تدریس کنیم یا مفاهیم را؟ مهارتهای دستی یا چارچوب ذهنی؟ مهارتهای اطلاعاتی یا سواد اطلاعاتی؟- بیشتر کتابداران به جنبه مفهومی، ذهنی و باسوادی توجه دارند. اینها توانایی‌های مهم شناختی هستند که یادگیری بلندمدت را ممکن می‌سازند. با این وجود همانطور که بحث قبلی روشن ساخت اطلاع‌جویی موفق در محیط اینترنت هم نیازمند مهارتهای تکنیکی و هم تواناییهای مفهومی می‌باشد و بیشتر کتابداران در حال حاضر سعی دارند به علت نیازهای کاربران از این دو جهت هر دوی آنها را آموزش دهند. نوشته سال 1995 هاروی ساگر شامل هر دو مهارت مکانیسمی و مفهومی در شرح مسئولیتهای آموزشی کتابدار می‌باشد اگرجه او به سبب اولویتهای تعلیمی بلندمدت آموزشگران کتابخانه، دومی را مهمتر معرفی کرد: « آنچه آموزش می‌دهیم باید همیشه مبتنی بر نیازهای کاربر باشد. آیا فن‌آوری را آموزش دهیم؟ بله آموزش می‌دهیم. آیا استفاده از منابع خاص را آموزش دهیم؟ بله آموزش می‌دهیم.آیا فرایند را آموزش دهیم؟ بله. بافت را؟ بله…. با این وجود اینها مهمتر از این نیستند که دانشجویان، جزئیات جستجوی یک پایگاه داده خاص را به صورتی که مهارتهای بلندمدت در زمینه توانایی شناسایی دامنه یک پایگاه داده؛ تناسب محتوا با روش زمینه و موضوع؛ و توسعه مهارتهای اطلاعاتی در زمینه اصول ، روش‌شناسی و مفاهیم پژوهش را توسعه دهند، به خاطر می‌سپارند».

بعضی نویسندگان اظهارنظر کرده‌اند که در طول چند سال گذشته کتابداران، در تأکید بر مفاهیم به جای مکانیسم‌ها در آموزش، آسوده‌تر بوده اند. الیزابت دوپونس استدلال می‌کند که آموزش کتابخانه در منابع شبکه‌ای « از تمرکز بر «چگونگی» تکنیکی به مفاهیم پژوهشی اساسی در اواخر نیمه دهه 1990 «تحول» یافته است: « شاید همانطور که ترکیب دانشجویان با اینترنت و حجم انبوه منابع در دسترس در حال افزایش راحتی می‌باشد کتابخانه ها به آموزش مهارتهای کلی کاربردی به جای مراحل خاص استفاده از منابع برگشته‌اند. کمک به دانشجویان برای یادگیری مهارتهای سواد اطلاعاتی قابل انتقال، هدفی عمومی شده است.

با این وجود دید آموزش کتابخانه مقتبس از سایر نویسندگان منجر به این می‌شود که شخص گمان کند به چندین دلیل، متن فوق ممکن است تحولی آرمانی را توصیف کند تا تحولی واقعی. همانطور که یک کتابدار در مقاله اخیر کارول تنوپیر می‌گوید « ما در دوران گذار با رقابت مهارتهای جدید و قدیم برای فرصتهای آموزشی محدود به سر می‌بریم». کمک به دانشجویان برای دستیابی به سواد اطلاعاتی هدفی مشترک است اما در حقیقت ما کمتر به اهداف یادگیری بلندپروازانه در کوتاهترین زمان توجه داریم.

برگرفته از مجله الکترونیکی پژوهشگاه اطلاعات و مدارک علمی ایران ( نما ) ، شماره اول ، دوره پنجم .


.: Weblog Themes By Pichak :.





تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظقالب وبلاگقالب وبلاگگالری عکسفاگالری عکس آلامتو