فال

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اس ام اس عاشقانه

آموزش و پرورش و اهمیت کتابخانه‌های آموزشگاهی - نمایه


نمایه
 
پيوند ها

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢ مهر ۱۳۸٧ توسط نمایه

آموزش و پرورش و اهمیت کتابخانه‌های آموزشگاهی

نویسنده : موسی مجیدی 

 پیشرفت‌های پیاپی و شتابان علمی، اقتصادی و اجتماعی جامعه‌ی بشری، وجود انواع رسانه‌ها چون کتاب و نشریه، رادیو، تلویزیون، ماهواره‌ها، اینترنت و انواع ابزار ارتباطی و اطلاع‌رسانی کامپیوتری و ماشینی؛ سبب نزدیکی، پیوستگی و وابستگی هر چه بیشتر انسان‌ها به یکدیگر، و تبدیل کره‌ی زمین به یک «دهکده‌ی کوچک جهانی در سطح آفرینش» شده است. با چنین توصیفی،‌ پیش از آن‌که به اهمیت و ارزش کتابخانه‌های آموزشگاهی بپردازیم، بهتر است اشاره‌ای به هدف‌ها، ابزار و روش‌های آموزش و پرورش نوین امروزی داشته باشیم. فرهنگ‌نامه‌ی کودکان و نوجوانان، آموزش و پرورش و رکن‌های ان را به طور مختصر و مفید چنین آورده است:

آموزش و پرورش، ‌یاد دادن دانش، مهارت‌ها و رفتارهای معین به انسان است؛ با این هدف که در شرایط گوناگون بهتر بیاندیشد، بهتر زندگی کند، و رفتار و کردار مناسب و مفید برای خود و جامعه داشته باشد.

آموزش و پرورش دارای نظم و برنامه است. کسی یا سازمانی که به آموزش و پرورش دیگران می‌پردازد،‌ از پیش می‌داند که چرا(چه دانشی،‌ چه مهارتی، چه رفتاری...) به چه کسی (کودک، ‌نوجوان،‌ بزرگ سال)، به چه وسیله‌ای (مربی، معلم، استاد کار...) و با چه روشی یاد خواهد داد. بنابراین، آموزش و پرورش چهار رکن دارد: آنچه یاد داده می‌شود، آن که یاد می‌گیرد، آن‌که یاد می‌دهد و روشی که برای یاد دادن به کار می‌رود...

آموزش و پرورش انسان، ریشه در گذشته‌های دور دارد و آموزش و پرورش امروزی، حاصل تجربه‌ها اندیشه‌ها، دانش‌ها، سنت‌ها و عادت‌های همه‌ی انسان‌هاست...

هدف‌های آموزش و پرورش دو دسته‌اند: هدف‌های کلی و آرمانی، و هدف‌های آموزشی. هدف آرمانی، که معمولاً کل نظام آموزش و پرورش رسمی و گاه آموزش و پرورش همگانی را در بر می‌گیرد، عبارت است از تربیت انسان‌های تندرست، پرهیزگار و با ایمان، آگاه، کاردان و فعال، ‌وظیفه‌شناس و معتقد به نظام اجتماعی کشور...(فرهنگ‌نامه کودکان و نوجوانان، 1371،ج1،179-181.)

چنین آموزش و پرورشی، ‌برای رسیدن به هدف‌های خود، به منابع غنی و سرشار از دانستنی‌ها و اطلاعات جدید نیاز دارد. گسترش بی‌امان دامنه‌ی دانش و افزایش روزافزودن مواد کتابی و غیر کتابی، و پیدایش انواع ابزار و وسایل نوین اطلاعاتی و ارتباطی سبب شده است تا زمان ما را «عصر اطلاعات» یا «عصر ارتباطات» نام‌گذاری کنند. بنابراین، معمل امروزی، نیازمند دسترسی به منابع و اطلاعات گوناگون و فراوان است.

در مجموع، می‌توان گفت: فرایند تربیت،‌ چیزی جز فرایند اطلاع‌رسانی نیست در چنین چشم‌اندازی، آموزش از همان سال‌های نخست باید «پژوهش مدار» باشد. کنجکاو کردن شاگرد، نشان دادن راه پاسخ‌یابی، همه و همه در چنین نظامی، در صدر خواند نشست و این، چیزی جز جریان درست اطلاع‌رسانی نیست. نمی‌توان به چنین مهمی دست یافت و از کتابخانه، مرکز اطلاع رسانی و آموزشگاهی فعال و غنی، بی‌نیاز بود.

تنها با اصلاح و بازنگری جدی در ساختار و شیوه‌ی اداره‌ی مراکز ری‌ربط است که می‌توان سه عنصر: آموزش، پژوهش و اطلاعات را در مثلثی واحد گرد آورد.

حیات علمی، صنعتی و آموزشی، اقتصادی و فرهنگی، ‌در گرو بی‌چون و چرای اطلاعات است(حری،‌ عباس، «یادداشت»،‌ص 1 و2)

می‌توان با قاطعیت گفت که میزان مطالعه و روآوری به کتاب و مجله و کسب اطلاعات با رغبت‌ها انگیزه‌های لازم، ‌از مهم‌ترین شاخص‌های رشد و توسعه است. یونسکو در بسیاری از کنفرانس‌های خود، ‌اساسی توسعه‌ی اقتصادی را گسترش کتاب و برنامه‌ریزی درازمدت آموزشی دانسته است. شورای اجتماعی و اقتصادی سازمان ملل نیز کتاب را یکی از وسایل لازم در عمران و پیشرفت ملت‌ها دانسته است(خسروی، فریبرز، 1373، ص 17).

رشد کتابخوانی، شرط نخست توسعه‌ی اقتصادی و فرهنگی است. هیچ ملتی بدون توجه به امر کتاب و کتاب‌خوانی، به شاخص‌های توسعه دست نیافته است. توسعه بدون بستر فرهنگی، در هیچ کجای دنیا به نتیجه‌ای مطلوب منتهی نشده است.

اهمیت نقش کتاب در توسعه، تا بدان جاست که امروزه، ‌میزان وقتی را که هر ملتی به خواندن کتاب اختصاص می‌دهد، ‌با میزان توسعه‌ی آن کشور قیاس می‌کنند(ابرامی، هوشنگ، 1375، ص31).

کتابخانه‌های آموزشگاهی، در صورتی که در سیستم آموزشی به رسمیت شناخته شوند، بر پیشرفت اندیشه و فرهنگ دانش‌آموز عمیقاً اثر می‌گذارند. در این مرحله،‌ دانش‌آموز در می‌یابد که کتاب و کتابخانه را می‌تواند برای فراگیری واقعی به کار گیرد؛ به طوری که پس از پایان تحصیلات، دچار کم‌سوادی نشود.

این کتابخانه‌ها می توانند امکان آموزش مستمر و نیز نوعی دوباره آموزی را در دنیای اختراع‌ها و دگرگونی‌های شگرف و پیاپی امروز به وجود آورند(ابرامی، هوشنگ، ص 41)

اگر به عللی، مساله‌ی کتاب و کتابخانه، در جامعه‌ای رو به انحطاط رفته است، پیشرفت آن جامعه نیز رو به انحطاط گذاشته است. در بسیاری از کشورها، از آن جمله در کشور ما، ریشه کنی بی‌سوادی و بهبود آموزش و پرورش، ‌از هدف‌های اصلی دولت است. این امر، بدون توجه به همگانی کردن عادت کتابخوانی بدون ابزار کتابخانه‌های آموزشگاهی، کاری غیر ممکن است.

بنابراین، می‌توانیم نتیجه بگیریم که رشد و گسترش اطلاعاتی و کتابخانه‌های آموزشگاهی، با رشد و پیشرفت دانش و اندیشه‌ی دانش‌آموزان و پیدایش تعالی و نوآوری در آن‌ها و بالندگی جامعه‌شان، رابطه‌ی مستقیم دارد. عکس آن نیز صادق است. یعنی در صورت عدم حرکت به سوی تعالی و کمال، به طور طبیعی انحطاط، رکود فکری و عقب ماندگی علمی و فرهنگی دانش‌آموزان و جامعه مطرح می‌شود. به این نتیجه نیز می‌رسیم که یک کتابخانه‌ی خوب و مجهز آموزشگاهی، جایگاه یا پایگاه واقعی چهار رکن اصلی ذکر شده‌ی آموزش و پرورش، یعنی جایگاه: کتاب های درسی آموزشی، ‌دانش‌آموز، معلم، و وسیله و پروش یادگیری و مرکز منابع سرشار اطلاعاتی است. در عین حال، می‌تواند حاصل تجربه‌ها، اندیشه‌ها، سنت‌ها، عادات و دانش‌های گذشته و حال را کم و بیش برای بهره‌گیری یادگیرنده و یاد دهند در خود جای دهد.

در واقع، نیاز به کتابخانه‌ی آموزشگاهی،‌ از سرشت آموزش و پرورش که رسیدن به پیشرفت و تعالی مطلوب شخصیت انسان، سرچشمه‌ی میگرد. در آموزش و پرورش نوین، سالهاست حرکت از معلم محوری به سوی دانش‌آموز محوری آغاز شده است. کتابخانه‌ی آموزشگاهی خوب، در واقع اصلی‌ترین وسیله برای کسب موفقیت در رسیدن به هدف‌ها و شیوه‌های آموزش و پرورش است. به سخن دیگر، مهم‌ترین وسیله و کار آموزش و پرورش، کتابخانه‌ی آموزشگاهی است.

تجربه‌ی ارزشمند معلمان و مربیان آموزشی، در یک دو قرن اخیر، نشان داده است که آموزش رسمی آموزشگاهی، یعنی اکتفا کردن به چند کتاب درسی محدود،‌ هر چند که راه علم و دانایی را هموار و کوتاه می‌سازد، برای شمار کثیری از دانش‌آموزان، در عمل، با مشکلات گوناگونی همراه است. این روش افزون بر ضربه زدن به دانش‌آموز،‌ پایبندی شدید به کتاب‌های درسی، ‌استفاده‌ی صرف از حافظه، آن هم نادرست، دلیل ناتوانی معلم و عدم اعتماد به نفس او است. چنین معلمی، از بیم دنیای تاریک مجهولات خود، کتاب دیگری را توصیه نمی‌کند، تا مبادا مطالعه‌ی اضافی، پرسش‌هایی پیش آورد که پاسخ به آن‌ها از حیطه‌ی معلومات او خارج باشد.

اگر آموزش رسمی در چارچوب محدود مشخص خود باقی بماند و از کتاب‌های مجهز آموزشگاهی دارای مجهز آموزشگاهی دارای مواد کتابی و مواد دیداری و شنیداری کافی بهره نگیرد، به نیازها و واقعیت‌های جامعه‌ی خود نزدیک نشود و حتی از آن پیشی نگیرد؛ در عمل به یک آموزش یک سویه، ناقص، منجمد و کسل کننده تبدیل خواهد شد.

در واقع، نیروی اندیشیدن آزاد را از دانش‌آموز خواهد ستاد، دامنه‌ی فعالیت ذهنی او را تنگ‌تر خواهد کرد و استحکام فکری و نیروی تشخیص را از او خواهد گرفت. در نتیجه، نه تنها نخواهد توانست بخش عظیمی از جامعه‌ی خود، یعنی میلیون‌ها دانش‌آموز را به سر منزل مقصود هدایت کند؛ بلکه موجب اتلاف وقت و هدر رفتن نیروهای عظیم انسانی خواهد شد.

بی‌تردید، پرورش ذوق و استعداد و نیروهای خلاقه دانش‌آموزان، پس از خانواده، در آموزشگاه می‌تواند رشد و تکامل یابد. نتیجه‌ی همه‌ی کند و کاوها پژوهش‌های علمی و اجتماعی، نشانگر آن است که کودکان در نخستین سال‌های ورود به آموزشگاه، بیشترین آمادگی برای کنجکاوی و دانستن بسیاری از دانش‌ها، حقیقت‌ها و واقعیت‌های زندگی را دارند. در نتیجه، به مطالعه (خواندن و نوشتن)، شوق و رغبت بیشتری نشان می‌دهند.

آنان آماده‌ی پذیرفتن آموزش‌های غیر مستقیم هستند، تا به طور اصولی به امر مطالعه و کتاب‌خوانی جذب شوند و به آن عادت کنند. کودکان در این سن و سال، برای فروشاندن حسن کنجکاوی و اشتهای ذهن خود، به ساده‌ترین راه دانستن و آموختن، یعنی مطالعه نیازمندند. به خاطر وجود همین زمینه، به زودی با الفبا آشنا می‌شوند. خواندن را یاد می‌گیرند.

اماده‌ی پذیرفتن و ادامه دادن به خواندن‌های ذوق انگیز هستند. اگر در آن فرصت‌های طلایی، شرایط خوب و مناسب برای کودکان فراهم شود و پای آنان به کتابخانه های مناسب گشوده شود، و به کتاب‌های خوب و مناسب دسترسی پیدا کنند و «آغازی خوب و مناسب» داشته‌باشند، به طور حتم شوق خواندن در آنان بیدار و تقویت خواهد شد.

طبیعی است در شرایط نامناسب و عدم دسترسی به کتاب‌ها و کتابخانه‌های مناسب،‌ مطالعه را رها خواهند کرد؛ چه بسا که به بیراهه و تباهی کشیده شوند.

از سوی دیگر، متاسفانه واقعیت این است که در کشور ما، سطح چاپ و انتشار کتاب، نسبت به تعداد جمعیت و افراد با سواد آن، بسیار پایین است. علاقه به کتاب و کتابخوانی نیز، به دلایل گوناگون، از آن هم پایین‌تر است. بنابراین، نقش و وظیفه‌ی آموزشگاه و معلمان و کتابداران در امر آموزش و آشنا کردن کودکان با کتاب و کتابخوانی، مهم‌تر و برجسته‌تر و سنگین‌تر می‌شود. به طور مسلم، پویایی و ثمر بخشی هر نظام آموزشی، به میزان و دامنه‌ی کاربرد ابزار و شیوه‌ها بهره‌گیری منطقی و علمی، از آن ابزار بهر ده بستگی دارد.

در این رهگذر، کتابخانه، بهترین و کارآمدترین ابزار آموزشی است که می‌تواند گام‌به‌گام، دانش‌آموز را در تفهیم و پیشبرد برنامه‌های درسی یاری دهد و او را از تنگناهای مفاهیم درسی برهاند. مجموعه‌ی کتاب‌ها و دیگر مواد دیداری و شنیداری، توام با راهنمایی‌های اصولی مستقیم و غیر مستقیم،‌ می‌تواند در راهنمایی و شکل‌گیری اندیشه و شخصیت دانش‌آموز،‌ بهترین و عملی‌ترین تاثیر را بگذارد. کتابخانه می‌تواند در برآوردن بسیاری از نیازها، تنوع طلبی‌ها، پرورش انواع ذوق‌ها و خلاقیت‌های دانش‌آموزان، ‌نقشی تعیین کننده و بنیادی داشته باشد. البته همه‌ی این هدف‌ها، در صورتی می‌تواند جامه‌ی عمل به خود بپوشاند که کتابخانه‌ای با کتاب‌های مناسب فراهم آید و در عملکرد آن، شیوه‌ی بهره‌گیری درست رعایت شود.

وجود کتابخانه به همان اندازه که برای دانش‌آموزان اهمیت دارد، برای معلمان نیز حایز اهمیت است. معلمان بیش از دانش‌آموزان، به مطالعه و خواندن کتاب‌های کمک درسی و دانش اندوزی، و روزآمد کردن دانش و تخصص خود نیازمند هستند.

بی‌دلیل نیست که در کشورهای برخوردار از نظام پیشرفته‌‌ی آموزشی، هنگام طراحی و ساختن آموزشگاه‌های جدید،‌ بخش بزرگی از مرکز ساختمان را به کتابخانه‌ی آموزشگاه اختصاص می‌دهند،‌ تا همه‌ی کلاس‌ها و بخش‌های آموزشگاه به آسانی به کتابخانه دسترسی داشته باشند. و در عمل،‌ در آموزشگاه «همه‌ی راه‌ها به کتابخانه‌ها ختم می‌شود». افزون بر آن، امکانات مادری بیشتری را برای تامین نیروی انسانی تهیه و کاربرد مواد کتابی و غیر کتابی صرف می‌کنند.


منبع: ماهنامه تربیت / شماره 5/ سال نوزدهم

 


.: Weblog Themes By Pichak :.





تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظقالب وبلاگقالب وبلاگگالری عکسفاگالری عکس آلامتو