فال

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اس ام اس عاشقانه

بازخوانی قلعه حیوانات - نمایه


نمایه
 
پيوند ها

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱٧ اسفند ۱۳۸٩ توسط نمایه

بازخوانی قلعه حیوانات

رضا حاجی آبادی - مدیر انتشارات هزاره ققنوس

پیش درآمد:

در نوجوانی یک بار رمان «قلعه حیوانات» جورج اورول را خواندم ،بی ادعا می گوییم بیشتر آن را شبیه نسخه کپی شده از داستانهای کلیله و دمنه دیدم تا یک رمان سیاسی- اجتماعی. چندی پیش در نمایشگاه کتاب تهران ترجمه امیر امیر شاهی را از این کتاب در انتشارات امیر کبیر دیدم و یکبار دیگر آن را خواندم. آنچه در ادامه می‌ِآید نگاهی گذراست به داستان اورول برای آندسته از افرادی که تاکنون نتوانسته اند این کتاب را بخوانند.

درباره جورج اورول:

جورج اورول(1903-1950 )که نام اصلی او « اریک بلر » است در هندوستان بدنیا آمده است.حضور در هندوستان ، برمه ، پاریس و جنگ های داخلی اسپانیا سبب شد این معلم انگیلسی که گاهی اوقات کتابفروشی هم می‌کرد ، با جوامع بشری و حکومت های مختلف آشنا شود.

انتشار «قلعه حیوانات» در سال 1945 میلادی سبب شد جورج اورول به شهرتی جهانی دست یابد  طوری که کتاب بعدی او یعنی « 1984 » هم محبوبیتی به اندازه «قلعه حیوانات» بدست آورد.

در باره «قلعه حیوانات»:

«قلعه حیوانات» داستان یک انقلاب است. آن هم انقلابی که حیوانات برای فرار از زندگی پر مشقت و نکبت بار خود علیه انسانها بر پا می‌کنند. برخی صاحب نظران اعتقاد دارند اورول «قلعه حیوانات» را با نگاه به انقلاب 1917  روسیه نوشته است  چون هر چند او  در زمان انقلاب 1917 روسیه نوجوانی چهارده ساله  بوده ، اما در زمان انتشار کتاب یک جوان 38  ساله  است  که تجربه حضور در جنگهای داخلی اسپانیا را در 34 سالگی را دارد.

 

خلاصه داستان:

داستان  «قلعه حیوانات» از آنجا آغاز می‌شود که خوک پیری به نام میجر قبل از مردن خواب خودش که در آن حیوانات در یک اقدام انقلابی آدم ها را از مزرعه بیرون کرده اند را برای بقیه تعریف می‌کند. چند ماه پس از مرگ میجر در یک اتقاق عجیب و بدون هماهنگی قبلی این انقلاب به وقوع می‌پیوند و حوانات موفق می‌شوند آقای جونز مالک مرزرعه و افرادش را بیرون کنند.

در روزهای اول انقلاب همه چیز خوبست ، حیوانات  آزادانه به یادگیری خواندن و نوشتن می‌پردازند ، بدلیل نبودن آدمها آذوغه فراوان است ، کسی آنها را شلاق نمی‌زند، باکستر اسب قوی بنیه ارابه با تمام قوا در خدمت به همنوعان خود تلاش می‌کند و مشکلات را از سر راه برمی‌دارد و......   اما مشکلات خیلی زود به سراغ حیوانات انقلابی می‌آید ؛ چون کسی نیست شیر گاوها را بدوشد آنها دچار درد فروانی شده اند، حیوانات برای درو یونجه ها و انبار آن و نیز چمن زنی و شن‌کشی  سختی فراوانی می‌شکند ، و.....

در روزهای اول دو خوک جوان به نامهای اسنوبال و ناپلئون به ترسیم اهداف و آینده این انقلاب حیوانی برای دیگران می‌پردازند و قانون هفت ماده ای را بر سردر طویله می نویسند.

تمام دو پا ها دشمن هستند ؛ حیوانات لباس نمی‌پوشند در تخت نمی خوابند و الکل نمی نوشند، هیچ حیوانی دیگری را نمی‌کشد و بالاخره تمام حیوانات برابرند  قوانین «قلعه حیوانات» است.

حیوانات  حتی  در جنگی به نام «جنگ گاوداری» با رشادت های باکستر اسب ارابه و اسنوبال خوک جوان بر انسانها پیروز می‌شوند. پس از جنگ ناپلئون خوک جوان دیگر مسئولیت تربیت توله سگ های تازه بدنیا آمده را بر عهده می‌گیرد.

دوباره اوضاع در حال بهبود است که فرار مالی مادیان زیبای آقای جونز که علاقه فراوانی به قند دارد و  پیشنهاد اسنوبال برای ساختن یک آسیاب بادی برای تولید برق جنجال می‌آفریند. هر چند حیوانات زمستان سختی را گذرانده‌اند ، اما همگی پذیرفته اند که خوکها بدلیل هوش سرشارشان باید کمتر کار بدنی کنند و بیشتر به بررسی پرونده ها و تربیت فرزندان آنها بپردازند. در جنجالی که بر سر ساخت آسیاب بادی درست می‌شود ناپلئون به کمک توله سگ ها که حالا سگ های شکاری  پر هیبتی شده اند اسنوبال را فراری می‌دهد و خود زمام امور را بدست می‌گیرد.

رد پای اسنوبال در خراب شدن آسیاب بادی و نیز دزدیده شدن تخم مرغ ها و بشکه های مشروب  توسط ناپلئون کشف می شود. اسکوئیلر خوک چاق جوانی که با فرار اسنوبال قدرت بیشتری یافته تمام این اطلاعات و اخبار را به گوش اهالی قلعه حیوانات می‌رساند و بلندگوی تبلیغی ناپلئون شده است.

اسکوئیلر بعد ها فاش می‌کند که طرح آسیاب بادی متعلق به ناپلئون بوده که اسنوبال آن را دزدیده ، او همچنین ثابت می‌کند که این ناپلئون بوده که در جنگ گاوداری از خود رشادت بخرج داده ، علاوه بر این  مرگ باکستر  که بار تمام مشکلات قلعه روی دوش اوست بدلیل کهولت سن بوده و به دستور  ناپلئون او را به بیمارستان بردند نه سلاخی، ..

در ادامه اسکوئیلر  با سخنرانی های خودش به یاد حیوانات می‌آورد که قانون های آنها عبارت بودند از: چهار پا خوب دو پا بهتر ، همه حیوانات برابرند اما برخی برابرترند، هیچ حیوانی با شمد روی تخت نمی‌خوابد، هیچ حیوانی به حد افراط مشروب نمی‌خورد و...

سرانجام داستان در جایی به انتها می‌رسد که ناپلئون ، اسکوئیلر و دیگر خوک ها با راه رفتن روی دو پا و پوشیدن لباس آدمها به دادو ستد با مزارع همسایه پرداخته و حتی شبها با انسانها ورق بازی می کنند در حالیکه بنجامین الاغ پیر دهکده آنها را از پشت پنجره تماشا می‌کند.


شخصیت های داستان «قلعه حیوانات»:

1- خوکها:

شاید خوک ها بازیگران اصلی داستان اورول باشند چراکه داستان با خواب میجر خوک پیر آغاز و با جایگزینی ناپلئون بجای آقای جونر به انتها می‌رسد.

میجر: خوک پیری که پیش از مرگش خواب انقلاب حیوانات را می‌بیند و آنها را  از شرایط نکبت بار خودشان آگاه می‌کند.

اسنوبال: خوک جوان و سنخنوری که بانی اصلی نوشتن قانون هفتگانه روی دیوار قلعه و نیز طرح آسیاب بادی و پیروزی در جنگ بین آدمها و حیوانات است . او با اتهام خیانت و همدستی با انسانها توسط ناپلئون و سگهای شکاری دست آموزش از مزرعه بیرون انداخته می شود.

ناپلئون: مقتدر ترین فرد قلعه پس از انقلاب حیوانات است که با کمک سگهای شکاری که از بچگی آنها را تعلیم داده به خود لقب پیشوا می دهد و در خانه جونز کشاورز ساکن شده و با آدمها معامله می‌کند.

اسکوئیلر: او بدون شک بهترین خوک سخنران  در قلعه بوده و با نطق های آتشین خود توانسته بقیه حیوانات را که اغلب عمر کوتاهی دارند و الفبا را تا حرف دوم بیشتر نیاموخته اند قانع کند که وضعیت فعلی آنها از زمان ارباب جونز بهتر است. حیوانات بیچاره با سخنرانی های اسکوئیلر حتی به آنچه خودشان با چشمانشان دیده اند نیز اعتقاد ندارند بلکه حرفهای او را در باره تغییرات پی در پی قوانین و نیز حق مسلم ناپلئون بر حکومت باور می‌کنند.

2- آدمها:
ارباب جونز: او مالک مزرعه منر است که بدلیل مشروب خواری و عدم مدیریت یکی از مسببین انقلاب حیوانی به شمار می‌رود که تهاجم دوباره اش برای باز پس گیری قلعه با شکست مواجه می‌شود.

آقای پیل کینگتن: در واقع  آقای پیل کینگتن کشاورز سهل انگاری است که مالک مزرعه فاکس وود در همسایگی قلعه حیوانات است. او جزء آدمهایی است که در آخر داستان همراه با ناپلئون به ورق بازی و مشروب خواری می‌پردازد.

آقای فردریک : او که مالک مزرعه پینچ فیلد در همسایگی قلعه حیوانات است  آدمی باهوش و زیرک است که اغلب درگیر دعاوی دادگستری  می‌باشد.

آقای ویمپر: مردی کوچک اندام که به عنوان رابط قلعه حیوانات با خارج و نیز مامور خرید مایحتاج ناپلئون ، سایر خوکها ، سگها و البته در برخی موارد سایر حیوانات از بیرون است.

3- اسبها:
مزرعه حیوانات درواقع دو اسب و یک
  مادیان دارد.

مالی: مادیان زیبای آقای جونز است که از بستن روبان روی یالهایش احساس شعف می‌کند و بالاخره توان دور ماندن از نوازش  آدمها  و قند آنها را ندارد و از قلعه فرار می‌کند.

کلوور: کلوور یکی از  اسبهای  ارابه آقای  جونز است که شاهد از دست رفتن دوستش باکستر  می باشد.

باکستر: او در واقع مظلوم‌ترین حیوان قلعه حیوانات است. باکستر که بدن نیرومندی دارد حروف الفبا را تا دومین حرف بیشتر نمی آموزد. او تمام  زندگی خود را صرف همنوعانش می‌کند و با شعار«من بیشتر کار  می‌کنم» برای آبادانی قلعه می‌کوشد. او در دو جنگ قلعه حیوانات رشادتهای زیادی از  خود نشان می‌دهد . بعد از قدرت گرفتن ناپلئون شعار« همیشه حق با رفیق ناپلئون است« به شعار های او اضافه می‌شود. سرانجام باکستر درحالیکه از بیماری که در اثر کار فراوان دچارش شده رنج می‌برد توسط  ناپلئون به سلاخی فروخته می‌شود و حیوانات را در ماتم فرو میّبرد.
4-
 الاغها:
در واقع مزرعه منر فقط یک الاغ دارد و آن هم بنجامین است که ارادت خاصی به باکستر دارد. او که الاغی کم حرف و تلخ است ، هیچگاه نمی‌خندد چون موضوع خنده داری تا کنون ندیده. از نظر بنجامین که جمله همیشگی اش « خر ها عمر دازی دارند » است مزرعه هیچ تغییری نکرده است.

5- گوسفندها:
چون تعداد گوسفندان مزرعه حیوانات
  زیاد است لاجرم اسم مشخصی ندارند. البته از آنجا که آنها معمولا بصورت گروهی شعار«چهار پا خوب ، دو پا بد » را  در مواقع مقتضی با اشاره اسکوئیلر سر می‌دهند یکی از پر جمعیت ترین سکنه قلعه حیوانات هستند که همانند باکستر نتوانستند تمام قانون های هفتگانه را بیاموزند. گوسفندان البته در دوران صدارت ناپلئون با کمک اسکوئیلر یاد گرفته اند که شعار جدید « چهارپا خوب ، دو پا بهتر » را در مواقع لزوم و با اشاره اسکوئیلر  سر دهند.

6- سگها:
بدون شک سگها نیز از تاثیر گذارترین حیوانات مزرعه هستند. آنها که تعدادشان کم نیست بعد از خوک دارای بهترین جایگاه هستند. البته اغلب آنها فرزندان جسیو بلوبل و شاید پینچر هستند که توسط ناپلئون آموزش و تربیت داده شده اند و در مواقع لزوم به یاری او می‌شتابند.

7- بقیه حیوانات:

البته در مزرعه منر حیوانات دیگری مثل میورئیل بز، موزیز زاغ اهلی، مرغها و خروسها و پرندگان  هم هستند که نقش زیادی در داستان ندارند.

منبع:   http://hajiabadi.persianblog.ir

 


.: Weblog Themes By Pichak :.





تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظقالب وبلاگقالب وبلاگگالری عکسفاگالری عکس آلامتو