فال

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اس ام اس عاشقانه

نمایه


نمایه
 
پيوند ها

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۳٠ خرداد ۱۳۸٩ توسط نمایه

کتابخانه های کهن جهان اسلام

مسعود بهمن آبادی

نخستین کتابخانه ها در جهان اسلام در مساجد پدید آمدند، زیرا مساجد گذشته از آنکه مکانی مقدس برای عبادت بودند، برای آموزش و ایجاد حلقه های درس و بحث نیز محل مناسبی تلقی می شدند؛ این سنت از زمان پیامبر اسلام (ص) جاری بود.

نخستین کتابخانه ها در جهان اسلام در مساجد پدید آمدند، زیرا مساجد گذشته از آنکه مکانی مقدس برای عبادت بودند، برای آموزش و ایجاد حلقه های درس و بحث نیز محل مناسبی تلقی می شدند؛ این سنت از زمان پیامبر اسلام (ص) جاری بود. پس از آغاز جریان تألیف و تصنیف در جهان اسلام، مؤلفان مسلمان آثار خود را برای استفاده عموم، وقف مساجد می کردند. بدین ترتیب در مساجد، گذشته از قرآن که به وفور در دسترس همگان قرار داشت، کتاب های حدیث، تفسیر، سیره، فقه، و کلام که مورد استفاده طلاب بود نیز نگهداری می شد (۸: ۲۶). برخی خلفای مسلمان خود دوستدار کتاب بودند، چنانکه خالد از فرزندان یزید بن معاویه مردی کتاب دوست بود و به گردآوری و مطالعه کتب شیمی (کیمیاگری) دلباختگی داشت. او دستور داد تا کتاب هایی در این موضوع برایش ترجمه کردند. این کتاب ها در محلی به نام "خزانه الکتاب" نگهداری می شد و احتمالا تا اوایل قرن دوم موجود بوده است. طبق نوشته ابن ابی اُصیبعه، کتابی که از "ماسر جویه طبیب" در خزانه الکتاب موجود بوده به دستور عمر بن عبدالعزیز(۹۹-۱۰۱ق.) استنساخ شد(۷۰:۱۷).

اما نخستین حرکت جدی برای ایجاد کتابخانه در جهان اسلام را باید به مأمون عباسی (۱۹۸-۲۱۸ق) نسبت داد. بیت الحکمه را هارون الرشید (۱۷۰-۱۹۳ق.) و به گفته ای مأمون در بغداد و به تقلید از جندی شاپور برپا ساخت. در این مرکز مهم فرهنگی کتاب های فلسفی و علمی به عربی ترجمه می شد. بیت الحکمه، کتابخانه ای وسیع و مهم نیز داشت که کتاب های فراوانی از زبان های سریانی، رومی، پهلوی، و هندی در آن یافت می شد (۹: ۴۳۷). رصدخانه های بغداد و دمشق نیز ظاهرآ به همین بیت الحکمه تعلق داشتند. در این رصدخانه ها منجمان به تألیف زیج های جدید و تصحیح زیج های کهن مشغول بودند (۸: ۲۵). در سده های دوم و سوم هجری قمری، در سرتاسر جهان اسلام ۳۴ بیمارستان مجهز وجود داشت که هر کدام در یکی از شهرهای بزرگ قرار داشت و برخی نیز مجهز به کتابخانه بودند (۱۰: ۲۲۶). پس از مأمون و با شروع سخت گیری های متوکل، از رونق بیت الحکمه و کتابخانه آن کاسته شد (۹: ۴۳۷).

سخت گیری ها چنان زیاد شد که به دستور حکومت، کتابفروشان بغداد از فروش کتب فلسفی منع شدند (۱۰: ۲۵۱). اما کانون های علمی پرجنب وجوشی در دربار پادشاهان و یا وزرای دانشمند سامانی، آل بویه، و دیگر امرای محلی وجود داشت که هریک کتابخانه های بسیار باشکوه و گرانقدری داشتند که این کتابخانه ها را دانشمندان نامداری اداره می کردند، چنانکه ابن سینا و ابن مسکویه از خازنان (کتابداران) کتابخانه سامانیان بودند. ابن سینا درباره کتابخانه بی نظیر نوح بن منصور سامانی می نویسد:

"روزی از او دستور خواستم که به کتابخانه اش بروم و آنچه از کتاب های پزشکی هست بخواهم و مطالعه کنم، پس مرا دستوری داد و به سرایی وارد شدم که خانه هایی بسیار داشت و در هر خانه ای صندوق های کتاب بود، که روی هم انباشته بودند، در یک خانه کتاب های عربی و شعر و دیگری نقد و بدین گونه در هر خانه ای کتاب های دانشی...".

کتابخانه بسیار بزرگ و معتبر آل بویه (دیلمیان)، به ویژه عضدالدوله دیلمی شهرت و اعتبار تمام داشت. مقدسی (۳۳۶-۳۸۰/۳۹۱ق.)، در توصیف کتابخانه عضدالدوله دیلمی می نویسد: "در کتابخانه عضدالدوله از هر کتابی که تا زمان او تألیف و تصنیف شده، نسخه ای یافت می شد و کتاب ها برحسب موضوع و نام کتاب و مؤلف طبقه بندی و فهرست شده است" (۳: ۷-۸). صاحب بن عباد (۳۲۶-۳۸۵ق.) از وزرای معروف آل بویه، به علت علاقه بیش از حد به دانش و فرهنگ، کتابخانه ای گرد آورد که زبانزد بسیاری از دانشمندان زمان خویش بود. مقدسی برای تکمیل یافته های خود بارها به کتابخانه صاحب در ری مراجعه کرد.

صاحب، کتاب های گوناگون مربوط به دانش ها و فنون گوناگون را در اختیار مشتاقان قرار می داد و سرانجام وقف آنان می کرد (۴: ۱۱۲). بعدها همین کتابخانه پایه کتابخانه عمومی ری شد و دارالکتب ری نامیده شد. اکثر کتابخانه های جهان اسلام در سده چهارم پایه گذاری شدند. این کتابخانه ها فقط محدود به برخی شهرهای عراق عجم و عرب نبود، بلکه در دوردست ترین مناطق اسلامی کتابخانه های باشکوه برپا شد. در این میان کتابخانه های شام و فلسطین، شمال افریقا، اندلس، و غرناطه از شهرت و اعتبار خاصی برخوردار بودند. دارالحکمه یا دارالعلم مصر آوازه ای جهانگیر داشت. المسجی، مورخ دوره فاطمی، تاریخ افتتاح آن را ۳۹۵ هجری می داند. در این کتابخانه تنها ۱۸۰۰۰ جلد کتاب مربوط به رشته فلسفه و علوم قدیم وجود داشت (۱۴: ۵۱۳). یوسف العِش در اثر ارزشمند خود کتابخانه های عمومی و نیمه عمومی عربی در قرون وسطی، از برخی کتابخانه های مدارس عالی و دانشگاهی قاهره به نام های الفاضلیه، الصاحبیه، الکاملیه، و الصباحیه نیز یاد می کند (۱۲: ۹۹). فاطمیان مصر نیز کتابخانه های در خور توجهی داشتند، بزرگ ترین آنها، متعلق به خلیفه عزیز فاطمی (۳۶۵-۳۸۶ق.) بود که بیش از ده ها هزار جلد کتاب خطی داشت. از این تعداد، ۶۵۰۰ جلد به ریاضی و ۱۸۰۰ جلد به فلسفه اختصاص داشت. در این کتابخانه وسایل گوناگون نجومی و نقشه کرات آسمانی و یک نقشه بسیار بزرگ جهان نما که روی پارچه ابریشمی کشیده شده بود، وجود داشت. همچنین حاکم بالله (۳۸۶-۴۱۱ق.) خلیفه فاطمی در فُسطاط مصر، کتابخانه مخصوص و جدیدی تأسیس و نام آن را "کاخ دانش" نهاد (۱۶: ج ۲، ص ۲۱۷۶). ساختمان کتابخانه عبارت از فضای بزرگ مسقفی بود که اطراف آن طاقچه ها و قفسه بندی هایی بود و کتاب ها در آن چیده می شد. کتاب های آن متنوع و از هر باب و علمی بود و تصانیف مهم و مشهوری نیز در میان آنها وجود داشت.

چنانکه از صرف و نحو و لغت و حدیث و تاریخ و علوم غریبه و شیمی در آنجا یافت می شد. وسعت کتابخانه مزبور چنان بوده که در نتیجه دسته بندی و جدا ساختن کتاب های هر موضوع چندین کتابخانه مستقل پدید می آمد (۱۷: ۷۸). این کتابخانه یا توسط مستنصر، خلیفه عباسی برای جیره ترکان فروش رفت و یا به جهت خالی بودن خزانه، به عنوان مواجب، به افراد لشکر و دیوان داده شده؛ چنانکه در ۴۶۱ق.، بیست و پنج بارِ شتر کتاب از خزانه به منزل وزیر ابوالفرج مغربی منتقل شد. در سایر نقاط جهان اسلام نیز وضع به همین گونه بود. به طور مثال کتاب های کتابخانه خلیفه اموی اندلس، حکم بن عبدالرحمن (۳۵۰- ۳۶۶ق.)، به اندازه ای بود که فهرست آنها به ۴۴ مجلد می رسید (۱۶: ج ۲، ص ۲۱۷۷). حَکَم ملقب به المستنصر بالله به جمع آوری کتاب علاقه فراوانی داشت. وی اندلس را به بازار بزرگ با رونقی تبدیل کرد که علم و ادب از هر ناحیه ای به آن وارد می شد. در قصر حَکم چندین اتاق به استنساخ، تهذیب، و صحافی کتاب اختصاص یافته بود. کتاب هایی که در زمان او فراهم شد، در خاور و باختر بی نظیر بود. وی در قرطبه ۲۷ دبستان برای اطفال، فقرا، و مردم بی بضاعت تأسیس کرد که به دانش آموزان کتاب هم امانت می داد. به گفته مراکشی (۵۸۱-۶۴۷ق.)، در ناحیه شرق قرطبه یکصدوهفتاد زن به نوشتن قرآن به خط کوفی اشتغال داشتند (۱: ۹۰-۹۱). شوق جمع آوری کتاب ها، به عصر حَکَم منحصر نبود، بلکه بسیاری از بزرگان و دانشمندان آنجا نیز کتابخانه هایی برای خود تأسیس کرده و کتاب های نفیسی را گردآورده بودند. حتی برخی زنان درس خوانده برای خود کتابخانه های مستقلی داشتند. یکی از آنها عایشه بنت احمد بن قادم بود که در علم و ادب و شعر، از داناترین زنان عصر خود به شمار می رفت و کتابخانه او از غنی ترین کتابخانه های شخصی بود. گردآوری کتاب ها در اندلس به مسیحیان و یهودیان نیز سرایت کرده بود. یکی از مشهورترین کتابخانه های شخصی اندلس کتابخانه یوسف بن اسماعیل بن نغزاله یهودی، وزیر بادیس، امیر غرناطه بود.

برخی پژوهشگران بر این باورند که پس از مرگ حَکم، دانشگاه این شهر که از مهم ترین مراکز علمی اسلامی در مغرب زمین به شمار می آمد، دچار انحطاط شد. در زمان حکومت شانزده ساله حَکم بر قرطبه، در این مرکز علمی ریاضیات، نجوم، و طب تدریس می شد (۱۳: ۴۹۶، ۸۶۵). در قرطبه و سیسیل نیز پس از ورود مسلمانان کتابخانه های مهم ایجاد شد. در غرناطه، از شهرهای دیگر اسپانیا، نیز ۷۰ باب کتابخانه عمومی برپا بود (۱۸: ۱۹).

رشد و توسعه کتابخانه ها در شرق جهان اسلام، چون شبه قاره هند هم چشمگیر بود. در دربار امرای مسلمان هند، کتابخانه های نفیسی وجود داشت که مهم ترین آنها کتابخانه سلطنتی پادشاهان تیموری، گورکانی، و یا بابری هند بود که به مدت بیش از سه قرن پابرجا بود. در این کتابخانه ها فعالیت هایی از قبیل تذهیب، استنساخ، صحافی، و مرمت انجام می شد. در این دوران کتابخانه های هند به چند دسته تقسیم می شدند: اول، کتابخانه های سلطنتی بودند که ناموران و کتابشناسان متخصص، پیوسته درصدد گردآوری آثار گرانبها برای آن بودند؛ دوم، کتابخانه های متعلق به مدارس و مراکز تعلیم و تربیت بود؛ سوم، کتابخانه های مساجد، خانقاه ها، و تکایا بود؛ و چهارم کتابخانه های شاهزادگان، امرا و صدراعظم بود که هر کدام از آنها مجموعه گرانبهایی را شامل می شدند. این کتابخانه ها در سراسر زمین پهناور هند پراکنده بودند؛ کتابخانه ولایتی مدرس،آصفیه، سالار جنگ، و کتابخانه نظام حیدرآباد، کتابخانه نواب رامپور، مهاراجه جیپور، و کتابخانه لکهنو از آن جمله اند (۷: ۹۸-۱۰۰).

پس از استقلال پاکستان از هند، کتابخانه های بزرگ لاهور، مرکز ایالت پنجاب، از موقعیت و جایگاه ویژه ای در شبه قاره هند برخوردار بودند، اما این استقلال سبب قطع ارتباط و همکاری میان کتابخانه های اسلامی دو کشور شد که زیان های فراوانی به دنبال داشت (۶: ج ۱، ص ۵۴۷-۵۴۸).

بسیاری از مورخان قدیم و جدید روند روبه رشد کتابخانه های اسلامی را در سده پنجم هجری با یورش ترکان غُز، یا حملات سلطان محمود غزنوی خاتمه یافته می پندارند. چنانکه مؤلف مجمل التواریخ والقصص درباره حمله سلطان محمود به ری می نویسد: "... و بسیاری دارها بفرمود زدن و بزرگان دیلم را بر درخت کشیدند و بهری را در پوست گاو دوخت و به غزنین فرستاد و مقدار پنجاه خروار کتاب و دفتر روافض و باطنیان و فلاسفه از سراهای ایشان بیرون آورد و در زیر درخت های آویختگان بفرمود، سوختن" (۳: ۸).

برخی دیگر از مورخان، یورش مغولان را مانع پیشرفت و گسترش کتابخانه ها می دانند، اما بعدآ مغولان، با تدبیرِ وزرای دانشمندِ ایرانی چون خواجه نصیرالدین طوسی، خواجه رشیدالدین فضل الله، و خواجه غیاث الدین موفق شدند با ایجاد یک امپراتوری منسجم و نیرومند، وحدت سیاسی بی نظیری در سراسر قلمرو خود ساخته و عصر فرهنگی درخشانی ایجاد کنند (۵: ۴۱). رَبع رشیدی و رصدخانه مراغه از مهم ترین مراکز دوره حاکمیت مغولان است. در کتابخانه ربع، چنانکه خود خواجه رشیدالدین می نویسد بالغ بر ۶۰۰۰۰ جلد کتاب وجود داشت (۳: ۹). در دوره تیموریان ایران، علیرغم وجود جنگ ها و درگیری های گوناگون، کتابخانه ها شکوفا شدند. شاهان و شاهزادگان تیموری، تنها حامی و پشتیبان هنر و هنرمندان نبودند، بلکه خود نیز غالبآ هنرمند و ادیب و عالم بودند. بایسنقر میرزا (۸۰۲-۸۳۸ق) ــ که در غرب به شاهزاده کتاب دوست مشهور است ــ کتابخانه ای عظیم در محله باغ سفید شهر هرات بنا نهاد که به گفته دولتشاه سمرقندی "چهل کاتب خوشنویس در کتابخانه او به کتابت مشغول بودندی" (۲: ۹۶). در مجموع می توان گفت که در طول سده های گذشته، کتابخانه های مجدالدوله دیلمی در ری، ابن سوّار در بصره، شاهرخ گورکانی و فرزندش و بایسنقرمیرزا در هرات، پیرمحمد بن عمر شیخ بن تیموری گورکانی در فارس، خلیل السلطان در تاشکند، و شاه عباس و شاه سلطان حسین صفوی در اصفهان، از مهم ترین کتابخانه های سده های میانی جهان اسلام به شمار می روند. اغلب دانشمندان، علما، و ادیبانی که از تمکن مالی برخوردار بودند برای استفاده خویش کتابخانه هایی داشتند؛ برخی از آنان در دستگاه خلفا و امرا مقامی داشته اند (۱۱: ۷۹).

انواع کتابخانه های جهان اسلام را می توان به انواع زیر تقسیم کرد:

۱) کتابخانه های سلطنتی، که معمولا توسط خلفا، پادشاهان، و فرمانروایان دانش دوست ایجاد می شد (۱: ۱۳۱)، که از جمله این کتابخانه ها می توان به کتابخانه حکم در اندلس، کتابخانه فاطمیان در مصر، کتابخانه نوح بن منصور در خراسان، و کتابخانه عضدالدوله دیلمی در شیراز اشاره کرد؛

۲) کتابخانه های شخصی، که متعلق به افراد عالم و دانشمند بود مانند کتابخانه فتح بن خاقان، ابوداود سجستانی، جاحظ، اسماعیل بن اسحاق، ابن عمید، و صاحب بن عباد (۱: ۱۴۸)؛

۳) کتابخانه های تخصصی، که عمده ترین آنها کتابخانه ها، رصدخانه ها، و کتابخانه های بیمارستانی بود که کتابخانه رصدخانه مراغه از مشهورترین آنهاست. گروهی از سفرنامه نویسان مسلمان مانند مقدسی، یاقوت حموی، و استخری از وجود کتابخانه های بیمارستانی خبر داده اند.

۴)کتابخانه های عمومی که معمولا با خرید مستقیم کتاب یا با هدیه و وقف برپا می شدند. کتابخانه های شیراز، قرطبه، و قاهره از مهم ترین کتابخانه های این گروه به حساب می آمدند.

۵) کتابخانه های مدارس، که نمونه های آن را باید در مدارس نظامیه دوره سلجوقی جست وجو کرد. ایجاد این مدارس مدیون تدبیر و اقتدار خواجه نظام الملک طوسی وزیر آلب ارسلان و ملک شاه سلجوقی بود. وی در شهرهای نیشابور، هرات، اصفهان، ری، مرو، بلخ، و بغداد، و جز آن اقدام به ایجاد مدارس بزرگی به نام نظامیه کرد. منابع کتابخانه ای این مدارس بیشتر شامل فقه، تفسیر، حدیث، و اندکی فلسفه بود(۱۵: ۹۱).


مآخد:

۱) آیتی، محمدابراهیم. آندلس یا تاریخ حکومت مسلمین در اروپا. تهران: دانشگاه تهران، مؤسسه انتشارات و چاپ، ۱۳۶۶؛
۲) امیرخانی، غلامرضا. "تألیف و تدوین کتاب در کتابخانه‌های دوره تیموری". فصلنامه کتاب. دوره یازدهم، ۱ (بهار ۱۳۷۹): ۹۶-۱۰۲؛
۳) انصاری، محمدابراهیم. "گزارشی از نظام کتابخانه‌های عمومی کشور". پیام کتابخانه. س.اول، ۲ (تابستان ۱۳۷۰): ۷-۱۰؛
۴) بابازاده، شهلا. "کتابخانه صاحب بن عباد". فصلنامه کتاب. دوره سیزدهم، ۳(پاییز ۱۳۸۱): ۱۱۰-۱۱۵؛

۵) حائری، عبدالهادی. ایران و جهان اسلام. مشهد: آستان قدس رضوی، ۱۳۶۸؛

۶) خورشید، انیس. "پاکستان، کتابخانه‌های". ترجمه علی مزینانی. دائره‌المعارف کتابداری واطلاع‌رسانی. ج. ۱، ص ۵۴۷-۵۴۹؛
۷) رادفر، ابوالقاسم. "کتابخانه مرکزی دانشگاه عثمانیه در حیدرآباد هند". کتابداری، دفتر سی‌وهشتم (۱۳۸۱): ۹۷-۱۱۴؛
۸) رجبی، محمدحسن. کتابخانه در ایران. تهران: دفتر پژوهش‌های فرهنگی، ۱۳۸۱؛

۹) زرین‌کوب، عبدالحسین. تاریخ ایران بعد از اسلام. تهران: امیرکبیر، ۱۳۶۳؛

۱۰) زیباکلام، صادق. ما چگونه ما شدیم؟ ریشه‌یابی علل عقب‌ماندگی در ایران. تهران: روزنه، ۱۳۷۳؛

۱۱)سباعی، محمدمکی. نقش کتابخانه‌های مساجد در فرهنگ و تمدن اسلامی. ترجمه علی شکویی. تهران: وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی، ۱۳۷۲؛

۱۲) عش، یوسف. کتابخانه‌های عمومی و نیمه عمومی عربی در قرون وسطی )بین‌النهرین، سوریه و مصر). ترجمه اسدالله علوی. مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، ۱۳۷۲؛

۱۳) عنان، محمد عبدالله. تاریخ دولت اسلامی در اندلس. ترجمه عبدالمحمد آیتی. تهران: کیهان، ۱۳۶۶؛

۱۴) فرخ‌زاد، محمد. "بنیاد کتابخانه‌ها در جهان اسلام". در مجموعه مقالات کنگره بین‌المللی کتاب و کتابخانه در تمدن اسلامی. مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، ۱۳۷۹، ص ۵۰۴-۵۱۸؛

۱۵) فرشاد، مهدی. تاریخ علم در ایران. تهران: امیرکبیر، ۱۳۶۵؛

۱۶) "کتابخانه". دایره‌المعارف فارسی (مصاحب). ج ۲، ص ۲۱۷۶-۲۱۷۷؛

۱۷) "کتابخانه‌های اسلامی". در کاظم مدیر شانه‌چی. کتاب و کتابخانه در اسلام (مجموعه مقالات). مشهد: آستان قدس رضوی، بنیاد پژوهش‌های اسلامی، ۱۳۷۴، ص ۶۳-۸۳؛

۱۸) موکهرجی، اجیت کومار. تاریخ و فلسفه کتابداری. ترجمه اسدالله آزاد. مشهد: آستان قدس رضوی، معاونت فرهنگی، ۱۳۶۸.

 

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢٦ خرداد ۱۳۸٩ توسط نمایه

وقف در خدمت نهادهای علمی - آموزشی

نویسنده: نورالله کسائی

در آیین اسلام وقف را کارنامه‏ای است به پیشینه‏ی پر افتخار نیکان و نیکوکاران ؛ مؤمنان راستین به این دین مبین آیات الباقیات الصالات خیر عند ربک ثوابا و تعاونوا علی البر و التقوی...1) را به عنوان اشاراتی الهی در کارهای خیر به کار بسته‏اند.

توصیه‏ی رسول خدا (ص) به عمر بن خطاب که قطعه زمین بهره یافته از خیبر را حبس یعنی وقف در کار خیر کند اسوه‏ای حسنه در شناخت بهترین شیوه‏های مددکاری و نیکوکاری شد 2) امیرالمؤمنین علی (ع) نیز با الهام از این سنت نبوی دو چشمه‏ی آب در منطقه‏ی مدینه را برای کمک به نیازمندان و ابناء السبیل آن دیار وقف کرد 3)

نخستین واقف در تاریخ اسلام شخص رسول خدا (ص) است، آنگاه که در صف آرایی مشرکان قریش برای نبرد با نو مسلمانان در آوردگاه احد، مخیریق نامی از اغنیای احبار یهود بنی قینقاع اسلام آورده به صف مجاهدان اسلام پیوست و خویشان را وصیت کرد که اگر کشته شدم هرچه مراست از آن محمد است تا بر هر خیر که خدایش فرموده و خود خواهد هزینه کند، چون آتش جنگ فرونشست، و مخیریق را که مقدر بود در واپسین لحظات حیات توفیق رستگاری یابد کشته یافتند، پیامبر خدا این وصیت او را به کار بست و دارایی‏اش را برای کمک به نیازمندان وقف فرمود. از پرداختن به تفصیل این اموال و چگونگی وقف آن در می‏گذریم و خوانندگان را به مقالتی مستقل و محققانه در این باب حوالت می‏دهیم4) و یادآور می‏شویم که پیروی مسلمانان از این سنت حسنه‏ی رسول خدا در رویکرد به وقف و کثرت موقوفات برای تأمین گونه‏گون نیازمندیهای جامعه‏ی انسانی چندان انبوه و اعجاب انگیز می‏نماید که اشارتی ولو اندک به فرازهایی از آن به درازا می‏کشد، از این رو به بیان نمونه‏هایی از موقوفاتی می‏پردازیم که به قصد تأسیس، اداره و نگهداری مراکز علمی و آموزشی وقف گردیده و این ایثار و احسان مسلمانان در بزرگداشت دانش و رسیدگی به حال دانشمندان و و جویندگان دانش اوراقی درخشان از کارنامه‏ی نیکوکاران را برای بشریت به یادگار نهاده است.

مساجد جامع در حکم نخستین دانشگاهای عمومی برای عبادت و ارشاد و آموزش در امر دین و دنیای مسلمانان بود که از گاه تأسیس مسجد النبی در مدینه‏ی منوره به عنوان خانه‏ی خدا مورد تعظیم و احترام نو مسلمانان قرار گرفت. از این رو دیگر نهادهای عبادی و آموزشی پس از مسجد النبی در جای جای جزیرة العرب و پس از آن در سرزمین‏هایی که به قلمرو اسلام پیوست با پشتوانه‏ی مشروع‏ترین و مقبول‏ترین اموال موقوفه تأسیس گردید. با فزونی آمد و شد مسلمانان به این آموزشگاههای عمومی، دیگر نهادهای آموزشی چون دارلقرآن، دارالعلم، مدرسه، دارالحدیث، خانقاه، کتابخانه، مکتب یا کتاب به عنوان رسمی‏ترین نهادهای آموزشی علمی در سرزمین‏های اسلامی بنیان گردید، بانیان و واقفان این مراکز بیشتر خلیفگان، سلاطین، امیران، وزیران و توانگران نیکوکار بودند که گذشته از سنخیتی علمی، خدمت به علم و عالمان را وظیفه و رسالت حکمرانی و انسانی خود می‏دانستند. امامان، پیشوایان مذاهب و دانشمندان نیز به فراخور توان مالی خود مسجد یا خانه‏ی شخصی را وقف بر تعلم و تعلیم شاگردان و پیروان خود می‏کردند. در تاریخ آموزش و پرورش اسلامی از این گونه نهادهای عبادی آموزشی نمونه‏ها بسیار است.

خراسان بزرگ خاستگاه نخستین نهادهای آموزشی با عنوان »مدرسه« است. این مراکز از اواخر سده‏ی سوم بنیادی روز افزون یافت و دامنه‏اش بتدریج دنیای اسلام را فراگرفت و از آن پس از ماوراءالنهر در خاور تا آندلس در باختر دنیای اسلام مدارس بسیار و برخوردار از پشتوانه‏ی مالی موقوفات شخصی یا دولتی تأسیس گردید. نقد و نظر در کارنامه‏ی آموزشی این مدارس و اینکه در مواردی رواج فرقه‏گرایی و مجادلات مذهبی در این نهادهای رسمی آموزشی مسیر دانش و آموزش را به انحصار طلبی‏ها و دور نگهداشتن طالبان دانش از اصالت‏های علمی سوق داد نیازمند به بحثی جداگانه در این موضوع است. منظور و مقصود ما در این مقال بازیابی باقیات الصالحات و مراکز عام‏المنفعه‏ای است که تأسیس و تأمین نیازهای مالی آن مأمن و مأوای بسیاری از دانشمندان شده است که در این مؤسسات موقوفه مجال زندگی و رشد و شکوفایی علمی یافته‏اند. ابن‏خلدون مورخ و جامعه‏شناس شهیر مغربی، پیشرفت دامنه‏ی دانش و آموزش در مشرق زمین را مرهون خوی میهمان نوازی و بخشندگی و نیکوکاری ایرانیان در حق دست‏اندرکاران و پویندگان راه دانش بر شمرده است 5)در عصر حکمرانی سامانیان فرهنگ پرور، امام ابوالحسن محمد بن شعیب بیهقی (م 324 ه ق) مدرس و مفتی شافعیان خراسان که از نزدیکان ابوالفضل بلعمی (م 329 ه ق) وزیر دانشمند ایرانی بود، در کوی سیار نیشابور مدرسه‏ای تأسیس کرد و مبالغی هنگفت از اموال خود را برای اداره‏ی این مدرسه و کمک به دانشجویان شاغل به تحصیل در آن وقف کرد 6) این مدرسه‏ی خصوصی بیش از صد سال پیش از مدارس نظامیه تأسیس گردیده که بسیاری از نویسندگان قدیم از آنها به عنوان کهن‏ترین مدارس در جهان اسلام یاد کرده‏اند 7)حدود یک قرن پس از تأسیس این مدرسه که به بیهقیه معروف گردید، بیهقی دیگری به نام امام ابوالحسن علی بن حسین از دوستان و پروردگان ابوالعباس اسفراینی وزیر دستگاه غزنویان، این مدرسه را از نو بازسازی و اموالی را بر آن وقف کرد 8)سرپرستی موقوفات این مدرسه بر عهده‏ی ابوصالح مؤذن احمد بن عبد الملک نیشابوری (م 470 ه ق) و پس از او پسرش ابوالفضائل بود که هر دو در این مدرسه اقامت داشتند و درآمد حاصله از موقوفات آن را در تعمیرات و تأمین معاش و نوشت افزار استادان و دانشجویان مدرسه صرف می‏کردند9) * گفتنی است که یکی از استادان بنام و جامع الاطراف این مدرسه ابومنصور عبدالقاهر بغدادی (م 429 ه ق) دانش آموخته‏ی همین بیهقیه بود که نه تنها بسیاری از رشته‏های علمی را به صورت رایگان به دانشجویان آموزش می‏داد، از ثروت سرشار خود نیز به صورت وقف برای حمایت مالی از استادان و طلاب بیهقیه مایه گذاشت10) ضیاءالدین ابوالمعالی معروف به امام الحرمین جوینی (م 478 ه ق) از پیشوایان بزرگ شافعیان خراسان و رئیس مدرسه‏ی نظامیه نیشابور و استاد امام محمد غزالی از دانش آموختگان این بیهقیه بوده است 11)ابن‏حبان بستی (م 354 ه ق) از دیگر بانیان مدارس و کتابخانه‏های موقوفه در جهان اسلام است. او دانشمندی کثیر السفر، استادی نامور و نویسنده‏ای پرآوازه بود که از دوردست ماوراءالنهر در شرق تا اسکندریه‏ی مصر در بیش از چهل مرکز علمی دنیای اسلام از محضر محدثان، فقیهان و عالمان بنام دانش آموخت و در شرح احوال مشایخ و مدرسان خود بلدانیه‏ها نوشت و کتاب کم حجم اما بسیار ارزنده‏ی مشاهیر علماء الأمصار و اعلام فقهاء الأقطار را در معرفی عالمان دارالعلم‏های اسلامی از صحابه تا تابعین تابعین زمان خویش را از خود به یادگار نهد.

ابن حبان پس از آن همه سفرهای دور و دراز در بازگشت و اقامت در نیشابور، خانقاهی برای آموزش دانشجویان خود وقف کردو پس از چند سال خدمات آموزشی در این خانقاه در زادگاه خود بست رحل اقامت افکند و خانه‏ی بزرگ خود را مدرسه‏ای موقوفه کرد تا دانشجویان بومی و غیربومی در آن اقامت کنند و با برخورداری از مدد معاش و ابزار آموزش رایگان به تحصیل پردازند. بستی همه‏ی مصنفات خود در چندین رشته‏ی علمی را که بالغ بر پنجاه عنوان و حدود چهارصد کتاب و رساله بود و دستیابی به آنها برای اهل مطالعه و تحقیق غیر ممکن می‏نمود، بر کتابخانه‏ی این مدرسه وقف کرد به وصی خود نوشت استفاده و استنساخ از این کتابها برای همگان رایگان است به شرط آنکه کتابی را از کتابخانه بیرون نبرند 12)از اوایل سده‏ی چهارم هجری نهادهای آموزشی علمی دیگری در جهان اسلام با عنوان »دارالعلم« تأسیس گردید که این مراکز نیز با پشتوانه‏ی مالی خصوصی و موقوفات شخصی اداره می‏شد. کهن‏ترین دارالعلم‏ها از آن ابوالقاسم جعفر بن محمد موصلی (م 324 ه ق) از ادیبان و فقیهان بنام شافعی در موصل بوده است. این فقیه توانگر چنوان موقوفاتی برای این دارالعلم نهاد که هر داsنشجویی می‏توانست با استفاده از نوشت افزار و کمک هزینه‏ی نقدی در آنجا مقیم شود و از کتابخانه‏ی موقوفه‏ی آن استفاده نماید.

موصلی هر روز برای تدریس در این دارالعلم حضور می‏یافت و از کتابهای خود دانشجویان را تعلیم می‏داد 13)پس از موصلی ابونصر شاپوربن اردشیر (م 416 ه ق) وزیر شیعی مذهب بهاءالدوله دیلمی (403 -379 ه ق) و برادرش شرف الدوله (379 -372 ه ق) دومین دارالعلم را در محله‏ی کرخ بغداد که شیعه‏نشین بود، تأسیس کرد و بیش از ده‏هزار مجلد از کتابهای نفیس در رشته‏های مختلف علمی و از جمله قرآن‏هایی را وقف بر کتابخانه‏ی آن کرد.

این شاپور که خود برخاسته از خاندانهای بزرگ فارس و دبیری ادیب و وزیری با تدبیر بود بی‏هیچ تعصب مذهبی درگاهش قبله‏گاه شاعران، ادیبان و دانشمندان با گرایش‏های فکری و مذهبی متفاوت بود. از جلمه ابوالعلاء معری (م 449 ه ق) ادیب و شاعر، مدتی با اشتیاق و آزاد در این دارالعلم مجالس درس و بحث داشت. این دارالعلم تأسیس یافته در اواخر سده‏ی چهارم چندان شهرت و اعتبار علمی یافت که جبریل بن عبیدالله بن بختیشوع (م 396 ه ق) پزشک پرآوازه‏ی بیمارستان عضدی بغداد یک دوره از مجموعه‏ی طبی (کناش) دائرة المعارف گونه‏ی خود را که به نام کافی در تقدیم به کافی الکفاة صاحب عباد وزیر دانشمند آل بویه تألیف کرده بود به عنوان وقف به این کتابخانه اهدا کرد 14)

شریف رضی (م 406 ه ق) و برادر سید مرتضی علم الهدی (م 436 ه ق) از بزرگان نقیبان علوی در حوزه‏ی عراق که هر دو از ادیبان و فقیهان دانشمند عصر آل‏بویه بودند کتابخانه‏های معتبر خود را با عنوان دارالعلم به صورت موقوفه در اختیار طالبان دانش نهادند. شریف رضی چندان پشتوانه مالی بر دار العلم خود تدارک دیده بود که هریک از دانشجویان بی‏نیاز از کمک‏های دولت با در اختیار داشتن کلیدی شبانه‏روزی می‏توانست نیازهای خود را از انبار دارالعلم تأمین کند 15)

تأسیس مدارس و نظامیه در نیمه‏های سده‏ی پنجم هجری تحولی بزرگ و بی‏سابقه در تاریخ آموزش و پرورش جهان اسلام ایجاد کرد. خواجه نظام‏الملک طوسی (م 485 ه ق) وزیر توانا و با اقتدار آلب ارسلان (465 - 455ه‏ق) و پسر و جانشین او ملکشاه سلجوقی (485 -465 ه ق) از حامیان اهل سنت و نگاهبان اطاعت روحانی از خلافت عباسیان بود که با بذل مال و جان در مقابل داعیان اسماعیلی مخالف خلفای آل عباس بپاخاست و این مدارس را که در انتساب به او نظامیه شهرت یافت، برای مقابله با تبلیغات جامع الازهر فاطمیان مصر تأسیس کرد و با تشکیلات و امکانات مالی و مقررات آموزشی، اداری در شهرهای خراسان و جبال و عراق و جزیره و آسیای صغیر که بسیار گسترده‏تر از جامع ازهر بود. پرآوازه‏ترین این مدارس که در حکم دانشگاههای کهن سده‏های میانه‏ی اسلامی است، نظامیه‏ی بغداد بود که خواجه مبالغی هنگفت از دارایی شخصی و درآمد وزیر از خزانه‏ی دولت را برای آن هزینه یا وقف کرد. هدف خواجه از تعیین این موقوفه‏ها برای آن بود که پشتوانه‏ی مالی مدرسه در روزگاران پس از او مورد اختلاس یا تجاوز و مصادره‏ی غاصبان قرار نگیرد. از این رو به ابوسعید صوفی نماینده‏ی خود در کار ساختمان نظامیه‏ی بغداد دستور داد که در اطراف مدرسه بازارهایی وقف بر آن بسازد، علاوه بر آن حمام‏ها، دکان‏ها، کاروانسراها و... خرید و همه را وقف نظامیه کرد تا مخارج آن را از محل درآمد این موقوفات تأمین نماید.به دستور خواجه صورت مفصل موقوفات و اموال مدرسه در دفاتری مخصوص به این کار ثبت و ضبط گردید و برای آن ضوابط و شرایط و مقررات مؤکد نوشت و مسؤولان و متولیان پس از خود را به اجرای مفاد آن ملزم ساخت. ابن‏جوزی درباره‏ی این وقف‏نامه نوشته است که: خواجه کتبا شرط کرده که این مدرسه وقف بر اصحاب شافعی است در اصل و فرع و املاک آن نیز وقف شافعی مذهبان است از مدرس و واعظ و متولی کتابها و استاد قرائت قرآن و استاد نحو که هرکدام را از محل درآمد این موقوفات بهره‏ای معین است.

خواجه نظام‏الملک سهم قابل ملاحظه‏ای از درآمد موقوفات مدرسه را به خرید و استنساخ کتاب برای کتابخانه‏ی نظامیه‏ی بغداد اختصاص داده بود و چندان نپایید که در این کتابخانه‏ی موقوفه گنجینه‏ای غنی از کتاب‏های نفیس فراهم گردید و امیر عمید ابونصر متصدی اوقاف نظامیه در جمادی الاخر سال 462 صورتی از کتابهای موقوفه‏ی مدرسه و کتابهایی را که پس از آن به کتابخانه اهدا شده بود در حضور اعیان و اشراف بغداد قرائت کرد.

یکی از محاسن سنت وقف پیروی دیگر نیکوکاران و مردم خیر از این سیره‏ی حسنه بود. که اهدای کتاب به کتابخانه‏های موقوفه‏ی گذشته و کتابخانه‏ی‏های دانشگاهی در زمان معاصر بیشترین بهره را از این رهگذر برده‏اند.

کتابخانه‏ی نظامیه‏ی بغداد با توجه به شهرت و حرمتی که از آغاز تأسیس کسب نموده بود بسیاری از دانشمندان و بزرگان را بر آن می‏داشت که کتابهای ارزنده‏ی خود را به صورت وقف در اختیار این نهاد علمی آموزشی قرار دهند. این کتابها مرتب محل مراجعه‏ی استادان و دانشجویانی بود که در حجره‏های مسمکونی نظامیه زندگی شبانه روزی داشتند و از خوراک و مدد معاش نظامیه استفاد می‏کردند. از معروف‏ترین اهدا کنندگان کتاب به کتابخانه‏ی نظامیه این بزرگان را می‏توان نام برد:

ابوجعفر لازری طبری فقیه شافعی (م 598 ه ق) دانش آموخته‏ی نظامیه که کتابهای بسیار به خط خود نوشت و همه را بر کتابخانه‏ی نظامیه وقف کرد.

ناصر خلیفه‏ی عباسی (622 -575 ه ق) که کتابخانه‏ی بزرگی در کنار کتابخانه‏ی قدیم نظامیه ساخت و بالغ بر ده هزار کتاب نفیس درالخلافه را که مانندش در جایی یافت نمی‏شد، وقف بر این کتابخانه کرد.

ابن‏النجار محب الدین بغدادی (م 643 ه ق) نویسنده‏ی ذیل تاریخ بغداد بر تارخ خطیب بغدادی، کلیه‏ی کتابها، از مصنفات خود را که بالغ بر 22 عنوان کتاب بود، وقف بر کتابخانه‏ی نظامیه کرد.

ابن‏ساعی بغدادی (م 674 ه ق) از فقیهان و مورخان و شاعران معروف که در قرائتهای هفت گانه نیز استاد بود، همه‏ی آثار علمی خود و مصنفات دیگران را که بیش از شصت مجلد بود، به صورت مقوفه به این کتابخانه اهدا کرد 16) با گسترش دامنه‏ی تأسیس مدارس و نهضتی که از پرتو مدارس نظامیه در جهان اسلام ایجاد شد دیگر پیشوایان و پیروان مذاهب نیز به تأسیس مدارس موقوفه تشویق و ترغیب شدند. و این همه ممر معاش استادان و دانشجویانی شد که پیش از آن زندگی علمی آنان چندان نظم و استقراری نداشت. در حمله‏ی مغول و خصوصا لشکرکشی هولاکو به بغداد بسیاری از موقوفات مدارس بزرگ مانند نظامیه و مستنصریه آسیب فراوان دید. و امر رسیدگی به موقوفات مختل شده و احیا و بازسازی آنها چندان مهم می‏نمود که خواجه نصرالدین طوسی (م 672 ه ق) صدر کبیر و سر رشته‏دار کلیه‏ی امور در دستگاه این ایلخان و جانشین او آباقا مسؤولیت ریاست و نظارت بر کل موقوفات قلمرو وسیع هولاکو را بر عهده گرفت و نسبت به ترمیم ویرانی‏ها و تأمین زندگی دست اندرکاران دانش کوشش فراوان کرد 17)

شرح موقوفاتی که در تأسیس بیمارستانها خصوصا بیمارستان معروف عضدی از ساخته‏های عضدالدوله بویهی (م 372 ه ق) در بغداد و شیراز کارگر افتاد و با برخورداری از این پشتوانه‏های کلان مالی توانست در چندین قرن امر بهداشت و درمان بغداد بزرگ و نواحی اطراف آن را نظم و سامانی علمی دهد، از حوصله‏ی این مقال خارج است 18)

گفتار درباره‏ی این مراکز علمی آموزشی موقوفه را با گزارش جالب یاقوت حموی از کتابخانه‏های موقوفه مرو در آستانه‏ی حمله‏ی مغول به این شهر پایان می‏دهیم. زندگی یاقوت حموی که از بردگی به نویسندگی در دستگاه تاجری بغدادی راه یافت و پس از آن با خرید و فروش کتاب و مطالعه و تحقیق، ادیب و جغرافیادانی بزرگ و کم مانند شد، خود نشانه‏ای است از روحیه‏ی دانش پژوهی و فضای فرهنگی در جامعه‏ی اسلامی، آن هم در دورانی که روند دانش و معرفت از رشد و بالندگی عصر مأمون و سامانیان و آل‏بویه بازایستاده بود و می‏رفت تا در سراشیب رکورد و ایستایی قرار گیرد. تألیف دو کتاب گران قدر معجم الادبا یا ارشاد الادیب و دائرة المعارف جفرافیایی معجم البلدان توسط یاقوت نشانه‏هایی است از بقایای آن میراث و ما ترک عظیم معنوی روزگاری که رواج مجادلات و فرقه‏گراییها مسیر دانش و آموزش را تا حدود زیادی از راه به بیراهه برده بود. یاقوت که اندکی پیش از سقوط و ویرانی مرو به دست تاتار خون آشام در آن شهر به تحقیق و تتبع و تصنیف اشتغال داشت از وفور کتابها و کتابخانه‏های موقوفه و عمران و آبادی شهر خبر می‏دهد.

یاقوت گفته است: من در مرو شاهجان روزگار می‏گذرانیدم. در آنجا کتابها در علوم و آداب و نوشته‏ها از صاحبان درک و فهم چندان یافت می‏شد که مرا از یاد کسان و زادگاه و دوست و همسالان بازمی‏داشت. در آنجا بر گمشده‏ی خود دست یافته و به آرزوی دیرین رسیده و به سان آزمندی به این گنجینه‏ها روی آورده بودم... اما چندان نپایید که مصیبت ویرانی گریبان خراسان را گرفت و من در سال 616 ه ق مروی را وداع گفتم که در نیکوترین احوال روزگار می‏گذرانید، و اگر یورش مرگبار تاتار بر آن روی نمی‏نمود بر آن بودم که تا زنده‏ام از آن دل برنکنم که مردمی نرمخوی و نیک رفتار و انبوهی از کتابهای ارزشمند داشت. در حالی این شهر را وداع گفتم که ده کتابخانه‏ی موقوفه داشت و من مانندش را در انبوهی و نفاست در دنیا ندیده بودم. یاقوت آنگاه از این کتابخانه‏ها نام برده و یادآور شده که دسترسی به کتابهای این کتابخانه‏های موقوفه بسیار آسان بود و من همواره دویست مجلد یا بیشتر از این کتابها را که دویست دینار ارزش داشت بدون گروی در خانه‏ام نگاه می‏داشتم و در آنها می‏کاویدم و از دانش‏هایش بهره می‏بردم. انس با این کتاب‏ها هر شهر و دیار دیگر را از یاد من برده و فکر زن و فرزند را از خاطرم زدوده بود. بیشترین بهره‏های این کتاب (معجم البلدان) و دیگر کتابها که تألیف کرده‏ام حاصل خوشه‏هایی است که از خرمن دانش این گنجینه‏ها چیده‏ام.

این شیوه‏ی استفاده‏ی یاقوت از کتابخانه‏های موقوفه‏ی مرو در حدود هشت قرن پیش که درست با مقررات و نحوه‏ی کتابداری پیشرفته‏ترین کتابخانه‏های دانشگاهی در جهان امروز هماهنگی داشته، سندی است افتخارآمیز از موقوفاتی که منافع معنوی آن متوجه محققان و دانش پژوهان شده است. تأثیر معنوی این نهادهای وقفی و عام‏المنفعه در همان روزگاران چندان عمیق بوده است که همین یاقوت محروم از مزایای مادی که عمری را به آوارگی در سر کار علم و کسب معنویت سپری ساخت، پس از فرار از دم تیغ مغولان و آنگاه که به حوزه‏ی عراق بازگشت نقد عمر و حاصل حیات معنوی خود را که مشتی کتاب از مصنفات خود و یا آثار علمی دیگران بود همه را بر کتابخانه‏ی مسجد زیدی بغداد وقف کرد و در اختیار ابن‏الاثیر مؤلف تاریخ معروف به کامل التواریخ قرارداد تا او این کتابهای موقوفه را به آن کتابخانه حمل کند 19)

این بود گزارشی اندک از موقوفات بسیار که از اغاز طلوع اسلام تا زمان‏های واپسین از سوی واقفان این مراکز دانش و آموزش برای بهره‏گیری‏های علمی در اختیار دانشجویان و دانشمندان قرار گرفته است. اما یادآوری این نکته ضروری می‏نماید که این نخبه‏ی اموال ناب و پاک با آن نیات نیکوکارانه در موارد بسیار چنانکه شاید یا طبق اهداف انسان دوستانه‏ی این بانیان خیر مورد استفاده قرار نگرفته یا به مرور ایام در معرض تصاحب، تجاوز، غصب و مصادره یا سوء استفاده‏ی سودجویان واقع شده است. چه بسیار از مهاجمان و سلطه جویان و دست یافتگان به مسند قدرت که به دور از انصاف و مراعات عرف مردمی و احکام شرع نام نیک واقفان را ضایع کرده‏اند، غافل از آنکه رسالت تاریخ به گونه‏ای است که به هر روی از صالح و طالح در نمی‏گذرد و سپیدنامه و سیاه‏نامه‏ی نیکنامان و نااهلان را چنان که هست برای عبرت آیندگان از خود به یادگار می‏نهد.

از آن هنگامه‏ی وااسفا که دنیای غرب مسیحی خفته در قرون وسطی از خواب بیخبری سر برداشت و کاروان فرهنگ و تمدن پویای اسلامی از پیشروی بازایستاد. این ما ترک معنوی مسلمانان در موارد بسیار میراث مغرب زمینیانی گشت که آنچه را جامعه‏ی اسلامی وانهاد، برداشت، و رسید به آنجا که رسید. توجه به نیت وقف و منافع موقوفات از آن جمله است که به رغم بی‏سابقه و بی‏پیشینه بودن در آیین غربیان، مراکز موقوفه در جای جای جهان غرب جوششی روز افزون یافته و در خدمت به مراکز آموزشی و تحقیقاتی و تأسیس کتابخانه‏ها و دانشگاهها و کارخانه‏ها و پژوهشگاهها و مؤسسات انتشاراتی کارگر افتاده است. واژگونه‏اش بایر و بی‏بهره ماندن بسیاری از اراضی و اماکن مستغلات موقوفه‏ای است که در مشرق زمین و در قلمرو اسلام در حکم اموال بی‏صاحب غالبا از حیز انتفاع افتاده است و این زبان حال حافظ ابراهیم (م 1932 م) شاعر مصری است در این اشعار ظنرآمیز:

انکر الوقف شرعهم فلهذا

کل ربع بأرضهم معمور

لیس - فیها مستنقع او جدار

قد تداعی او مسکن مهجور

کل شبر فیها علیه بناء

مشمخر او روضة او غدیر

نضروا الصخر فی رؤوس الرواسی

و لدینا فی موظن الخصب بور

قد وقفنا عند القدیم و ساروا

حیث تسوی الی الکمال البدور 20)

اوج شکوه نیکوکاری واقفان اموال موقوفه و بهره‏گیری از آن در بنیان و نگاهداشت نهادهای دانش و آموزش، درخشش دور اندیشی مرد بزرگ و نامدار ایرانی خواجه نصیرالدین طوسی (م 672 ه ق) و خواجه رشید الدین فضل الله همدانی (م 718 ه ق) است که تاتار بیگانه از فرهنگ و تمدن را وامدار دانش و درایت خویش ساخته، در صدر وزیران عصر مغول و ایلخانان خوش درخشیدند و در آن سیاه روزگار تاریخ سیاسی اجتماعی ایران برای احیای میراث معنوی این مرز و بوم مردانه بپا خاستند و سر رشته‏ی گسسته‏ی دانش و معرفت را با سر انگشت تدبیر از نو به هم پیوستند. خواجه نصیر الدین طوسی با وقف کتابهای پراکنده در حمله و یورش تاتار که در مراغه گرد آورد کتابخانه‏ی موقوفه‏ی چهارصد هزار مجلدی برای بقیة السیف دانشمندان تدارک دید و رصدخانه‏ی بزرگ پایتخت ایلخانان را بنیان نهاد. خواجه رشید الدین فضل الله همدانی نیز با بنایی بی‏نظیر به نام نامی ربع رشیدی اساس دانشگاهی بی‏مانند و جهانی را استوار ساخت که صورت موقوفات بی‏سابقه‏ی آن در مجموعه‏ی بزرگ »موقوفات ربع رشیدی« اوراقی است زرین از دفتر ایام خدمات انسانی وزیری وزین و خردگرا و بلند همت که هنوز که هنوز است جهان پیشرفته‏ی غرب منادی مدنیت با آن همه سرمایه‏های مادی و معنوی که در سرکار دانش از خود مایه گذاشته در برابر عظمت این مجموعه‏ی بزرگ دانشگاهی و موقوفات خرد و کلان آن در شگفت مانده است 21)

پی نوشت ها:

1-استاد دانشگاه تهران، گروه تاریخ و تمدن ملل اسلامی

2-بخاری، محمد بن اسماعیل، الجامع الصحیح،قاهره 1352 ه ق / 1931 م، ج 2، صص 89،30.

3-فیاض، عبدالله، تاریخ التربیة عند الأمامیة و اسلافهم، بغداد، 1392 ه ق / 1972 م، ص 124.

4-عالمزاده، هادی، مقاله‏ی »نخستین موقوفه در اسلام«، مجله‏ی میراث جاویدان، ش 3، پاییز 1372، صص 45 -44.

5-ابن‏خلدون، مقدمه، ترجمه و تدوین گنابادی، تهران، ترجمه و نشر کتاب، 1359 ش، ج 2، صص 1146،881.
6-بیهقی، ابوالحسن،تاریخ بیهق، تهران، فروغی، 1308 ش، ص 158.

7-کسایی، نورالله، مدارس نظامیه و تأثیرات علمی اجتماعی آن، تهران، امیر کبیر، 1374 ش، ص 75.

8-بیهقی، همان، ص 172.

9-*زیرنویس=صریقینی، ابواسحاق، منتخب السیاق، تحقیق محمد کاظم محمودی، قم، 1403 ه ق/ 1362 ه ش، صص 133 -132، فارسی عبد الغافر، السیاق، ذیل بر تاریخ نیشابور حاکم نیشابوری، به اهتمام ریچارد فرای، افست 1965 م، ص 83.

10-ابن خلکان، و فیات الاعیان، تصحیح احسان عباس، قم 1364، چ 1، ص 203.

11-همو، همانجا، ج 3، صص 167 -168.

12-کسایی، نورالله، مقاله‏ی »ابن‏حبان بستی، تحصیلات، سفرها، آثار علمی و خدمات آموزشی«، مجله‏ی تحقیقات اسلامی، س 10، ش 1 و 1374، 2 ه ش، یادنامه‏ی دکتر عباس زریاب، صص 81 -69.

13-غنیمه، عبدالرحیم، تاریخ دانشگاههای بزرگ اسلامی، ترجمه‏ی نورالله کسائی، دانشگاه تهران، 1377 ه ش، ص 92.

14-کورکیس عواد، خزائن الکتب القدیمه فی العراق، بیروت، 1406 ه ق / 1986 م، صص 145 -140.

15-همو، همانجا، صص 235 - 231.

16-همو، همانجا، صص 178 -177.

17-ابو فوطی بغدادی، الحوادث الجامعة بغداد، بی‏تا، ص 350.

18-کسائی، نورالله، مقاله‏ی »عضد الدوله دیلمی و بیمارستان عضدی بغداد«، مجموعه‏ی مقالات کنگره‏ی بین لمللی تاریخ پزشکی، مؤسسه‏ی توسعه‏ی دانش و آموزش، صص 414 -397.

 

19-کسائی، نورالله، مقاله‏ی »گزارش یاقوت از کتابخانه‏های مرو«، مجموعه‏ی ارج‏نامه‏ی ایرج، تهران، توس، 1377 ه ش، ج 2، صص 423 -415.

20-محمدی ملایری، محمد، درس اللغة و الادب، بیروت 1959 م/ 1338 ه ش، ج 2، ص 51 -49.

21-نک: وقف نامه ربع رشیدی، به کوشش مجتبی مینوی و ایرج افشار، تهران، سلسله انتشارات انجمن آثار ملی، 1356 ه ش، و نور الله کسائی مقاله‏ی »سرگذشت دانش و دانشمندان در حمله‏ی مغول«، فصل نامه‏ی پژوهش، ش 4، بهار 1376، صص 315 -314.

منبع: میراث جاویدان

 

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ۱٩ خرداد ۱۳۸٩ توسط نمایه

 پرمخاطب‌ترین وب‌سایت‌های جهان به انتخاب گوگل

گوگل با بررسی وب‌سایت‌های اینترنتی، فهرستی از هزار سایت پرمراجعه را منتشر کرده که بر اساس آن، فیس‌بوک، یاهو، لایو.کام، ویکی‌پدیا، ام.اس.ان، مایکروسافت و بلاگ‌اسپات، در رتبه‌های 1 تا 7 ایستاده‌اند. البته دراین فهرست اسمی از خود گوگل به چشم نمی‌خورد که همین نشان‌دهنده اعتماد به نفس بالای این شرکت است؛ اما مقام‌های اول و دوم در رقابتی تنگاتنگ در دست فیس‌بوک و یاهو است.این فهرست بر اساس تعداد کاربران هر وب‌سایت که توسط ادپلنر (Ad Planner) محاسبه می‌شود، تهیه شده است. همچنین در آن به نکاتی چون تعداد بازدید از صفحات آن وب‌سایت و یا این که آیا سایت مذکور دارای آگهی هست یا خیر، توجه شده است.البته در تهیه این فهرست اثری از سایت‌های غیراخلاقی، شبکه‌های تبلیغاتی، سایت‌های غیرعمومی و برخی موارد خاص دیگر به چشم نمی‌خورد. در این‌جا فهرست 100 سایت برتر را خواهید دید.

 

تبلیغات دارد

بازدید از صفحات

تعداد کاربران

دسته‌بندی

نام سایت

رتبه

بلی

570,000,000,000

540,000,000

شبکه‌های اجتماعی

facebook.com

1

بلی

70,000,000,000

490,000,000

پورتال‌های شبکه

yahoo.com

2

بلی

39,000,000,000

370,000,000

موتورهای جستجو

live.com

3

خیر

7,900,000,000

310,000,000

دیکشنری‌ها و فرهنگ‌های لغات

wikipedia.org

4

بلی

11,000,000,000

280,000,000

پورتال‌های شبکه

msn.com

5

بلی

3,300,000,000

230,000,000

نرم‌افزار

microsoft.com

6

بلی

4,400,000,000

230,000,000

خدمات و منابع بلاگ

blogspot.com

7

بلی

27,000,000,000

230,000,000

پورتال‌های شبکه

baidu.com

8

بلی

25,000,000,000

170,000,000

ای‌میل و ارسال پیام

qq.com

9

خیر

2,100,000,000

140,000,000

مرورگرهای اینترنتی

mozilla.com

10

بلی

3,600,000,000

130,000,000

پورتال‌های شبکه

sina.com.cn

11

بلی

1,200,000,000

120,000,000

خدمات و منابع بلاگ

wordpress.com

12

بلی

2,700,000,000

110,000,000

موتورهای جستجو

bing.com

13

بلی

1,000,000,000

110,000,000

برنامه‌نویسی

adobe.com

14

بلی

2,700,000,000

98,000,000

پورتال‌های شبکه

163.com

15

خیر

10,000,000,000

98,000,000

خرید

taobao.com

16

خیر

1,400,000,000

97,000,000

سرگرمی

soso.com

17

خیر

5,400,000,000

96,000,000

ای‌میل و ارسال پیام

twitter.com

18

بلی

1,700,000,000

89,000,000

دانلود فیلم و ویدیوکلیپ

youku.com

19

بلی

1,700,000,000

88,000,000

موتورهای جستجو

ask.com

20

بلی

1,900,000,000

82,000,000

پورتال‌های شبکه

sohu.com

21

بلی

3,300,000,000

74,000,000

خرید

amazon.com

22

خیر

490,000,000

74,000,000

ویندوز

windows.com

23

بلی

9,400,000,000

74,000,000

حراجی‌ها

ebay.com

24

بلی

27,000,000,000

72,000,000

پورتال‌های شبکه

yahoo.co.jp

25

بلی

27,000,000,000

72,000,000

شبکه‌های اجتماعی

myspace.com

26

بلی

960,000,000

72,000,000

مک

apple.com

27

خیر

1,100,000,000

66,000,000

اشتراک عکس و فیلم

tudou.com

28

خیر

2,000,000,000

60,000,000

تبلیغات و بازاریابی

conduit.com

29

بلی

1,100,000,000

60,000,000

ای‌میل و ارسال پیام

hotmail.com

30

بلی

1,800,000,000

55,000,000

اشتراک عکس و فیلم

flickr.com

31

بلی

1,100,000,000

55,000,000

اشتراک عکس و فیلم

photobucket.com

32

بلی

590,000,000

55,000,000

اجتماعات آنلاین

tianya.cn

33

بلی

710,000,000

55,000,000

مفاد تخصصی و چه باید کردها

about.com

34

بلی

490,000,000

55,000,000

اخبار فناوری

cnet.com

35

خیر

1,400,000,000

50,000,000

دایرکتوری آنلاین

hao123.com

36

خیر

270,000,000

50,000,000

 

iefxz.com

37

خیر

870,000,000

50,000,000

برنامه‌های تلویزیون

xunlei.com

38

بلی

1,900,000,000

49,000,000

خدمات بازرگانی و سیستم‌های پرداخت

paypal.com

39

خیر

800,000,000

46,000,000

اشتراک فایل و میزبانی

rapidshare.com

40

بلی

3,000,000,000

46,000,000

پورتال‌های شبکه

go.com

41

بلی

2,400,000,000

45,000,000

خدمات ومنابع بلاگ

fc2.com

42

بلی

2,500,000,000

45,000,000

اخبار و رویدادهای اخیر

bbc.co.uk

43

بلی

1,400,000,000

45,000,000

فیلم‌ها

imdb.com

44

بلی

5,300,000,000

45,000,000

شبکه‌های اجتماعی

orkut.com

45

خیر

540,000,000

45,000,000

پورتال‌های شبکه

sogou.com

46

خیر

450,000,000

42,000,000

مفاد چند رسانه‌ای

56.com

47

بلی

4,400,000,000

42,000,000

پورتال‌های شبکه

aol.com

48

خیر

14,400,000,000

42,000,000

رده‌بندی شده‌ها

craigslist.org

49

بلی

4,000,000,000

41,000,000

پورتال‌های خرید و موتورهای جستجو

rakuten.co.jp

50

بلی

310,000,000

41,000,000

اشتراک فایل و میزبانی

imageshack.us

51

بلی

410,000,000

41,000,000

مفاد چندرسانه‌ای

ku6.com

52

بلی

1,700,000,000

41,000,000

خدمات و منابع بلاگ

blogger.com

53

بلی

810,000,000

41,000,000

خدمات شبکه

goo.ne.jp

54

بلی

860,000,000

41,000,000

اخبار و رویدادهای اخیر

ifeng.com

55

بلی

1,700,000,000

38,000,000

شبکه‌های اجتماعی

linkedin.com

56

بلی

7,000,000,000

38,000,000

موتورهای جستجو

yandex.ru

57

بلی

10,000,000,000

37,000,000

ای‌میل و ارسال پیام

mail.ru

58

خیر

280,000,000

35,000,000

بازی‌های کارتی

partypoker.com

59

خیر

880,000,000

34,000,000

اشتراک فایل و میزبانی

megaupload.com

60

خیر

250,000,000

34,000,000

دیکشنری‌ها و فرهنگ‌های لغات

answers.com

61

بلی

800,000,000

34,000,000

مدیریت و شراکت

alibaba.com

62

بلی

9,500,000,000

34,000,000

شبکه‌های اجتماعی

hi5.com

63

بلی

1,300,000,000

34,000,000

اخبار و رویدادهای اخیر

cnn.com

64

خیر

1,100,000,000

34,000,000

پورتال‌های خرید و موتورهای جستجو

amazon.co.jp

65

بلی

1,600,000,000

31,000,000

اشتراک فایل و میزبانی

4shared.com

66

بلی

1,300,000,000

31,000,000

سرویس‌ها و منابع بلاگ

ameblo.jp

67

بلی

410,000,000

31,000,000

خدمات شبکه

gougou.com

68

خیر

370,000,000

31,000,000

برقراری تماس صوتی اینترنتی

skype.com

69

بلی

2,000,000,000

31,000,000

شبکه‌های اجتماعی

renren.com

70

بلی

540,000,000

31,000,000

دانلود فیلم و ویدیوکلیپ

dailymotion.com

71

خیر

5,400,000,000

31,000,000

موتورهای جستجو

naver.com

72

بلی

890,000,000

31,000,000

آب‌وهوا

weather.com

73

خیر

210,000,000

29,000,000

مرورگرهای اینترنتی

mozilla.org

74

بلی

370,000,000

29,000,000

اشتراک فایل و میزبانی

mediafire.com

75

خیر

330,000,000

28,000,000

اشتراک فایل و میزبانی

bit.ly

76

خیر

650,000,000

28,000,000

منابع آموزشی

hp.com

77

بلی

490,000,000

28,000,000

خدمات و منابع بلاگ

livedoor.jp

78

بلی

190,000,000

28,000,000

مفاد تخصصی و چه باید کردها

ehow.com

79

بلی

660,000,000

28,000,000

آی.اس.پی‌ها

nifty.com

80

خیر

30,000,000,000

26,000,000

شبکه‌های اجتماعی

vkontakte.ru

81

بلی

660,000,000

26,000,000

بانک‌داری و امور مالی شخصی

alipay.com

82

بلی

600,000,000

26,000,000

روزنامه‌ها

nytimes.com

83

خیر

230,000,000

26,000,000

موتورهای جستجو

overture.com

84

بلی

230,000,000

26,000,000

متن باز

sourceforge.net

85

خیر

170,000,000

25,000,000

ترجمه و مطالعه زبان

fbcdn.net

86

خیر

160,000,000

25,000,000

طراحی شبکه و توسعه

xtendmedia.com

87

بلی

190,000,000

25,000,000

اخبار و رویدادهای اخیر

xinhuanet.com

88

خیر

140,000,000

25,000,000

دیکشنری‌ها و فرهنگ‌های لغات

wikimedia.org

89

بلی

250,000,000

25,000,000

تلفن‌های همراه

pconline.com.cn

90

بلی

2,500,000,000

25,000,000

اجتماعات آنلاین

daum.net

91

بلی

800,000,000

24,000,000

بازی‌های آنلاین

4399.com

92

خیر

2,300,000,000

24,000,000

بانکداری و امور مالی شخصی

bankofamerica.com

93

بلی

5,800,000,000

23,000,000

حراجی‌ها

ebay.de

94

بلی

4,000,000,000

23,000,000

پورتال‌های شبکه

uol.com.br

95

خیر

250,000,000

23,000,000

اشتراک فایل و میزبانی

filestube.com

96

بلی

310,000,000

23,000,000

سخت‌افزار

zol.com.cn

97

خیر

250,000,000

23,000,000

بازی‌های Rolplaying

mop.com

98

خیر

960,000,000

23,000,000

بهینه‌سازی موتور جستجو و بازاریابی

alexa.com

99

بلی

370,000,000

22,000,000

پورتال‌های شبکه

biglobe.ne.jp

100

 


نوشته شده در تاريخ شنبه ۸ خرداد ۱۳۸٩ توسط نمایه

خطبه فدک

متن عربی به همراه ترجمه فارسی

"ابتداء بحمد من هو اولى بالحمد و الطول و المجد. الحمد الله على ما انعم، و له الشکر على ما الهم، و اثناء بما قدم من عموم نعم ابتَداها، و سبوغ آلاء اسدادها، و احسان منن والاها.

احمده بمحامد جم عن الاحصاء عددها، و ناى عن المجازاه امدها، و تفاوت عن الادراک ابدها، و ندبهم لا ستزادتها بالشکر لاتصالها، و استخذى الخلق بانزالها، و استحمد الى الخلائق باجزالها، و ثنى بالندب الى امثالها.

و اشهد ان لا اله الله وحده لا شریک له، کلمه جعل الاخلاص تاءویلها، و ضمن القلوب موصولها، و ابان فى الفکر معقولها. الممتنع من الابصار روینه، و من الالسن صفته، و من الاوهام الا حاطه به. ابتدع الاشیاء لا من شى ء کان قبلها، و انشاها بلا احتذاء امثله امتثلها.

کونها بقدرته و ذراها بمشیته، من غیر حاجه منه الى تکوینها و لا فائده له فى تصویرها الا تثبیتا لحکمته، و تنبیها على طاعته، و اظهارا لقدرته، و دلاله على ربوبیته و تعبدا لبریته، و اعزازا لدعوته.

ثم جعل الثواب على طاعته، و وضع العقاب على معصیته، ذیاده لعباده عن نقمنه و حیاشه لهم الى جنته.  بعثه الرسول الاعظم صلى الله علیه و آله و مسیر الرساله.

و اشهد ان ابى محمدا عبده و رسوله، اختاره قبل ان یجتبله، و اصطفاه قبل ان یبتعثه، و سماه قبل ان یستنجبه، اذ الخلایق بالغیب مکنونه، و بستر الاهاویل مصونه، و بنهایه العدم مقرونه، علما من الله تعالى بمائل الامور، و احاطه بحوادث الدهور، و معرفه بمواقع المقدور. ابتعثه الله اتماما لامره، و عزمته على امضاء حکمه، و انفاذا لمقادیر حتمه. فراى الامم فرقا فى ادیانها، عکفا على نیرانها، عابده لاوثانها، منکره لله مع عرفانها.

فانار الله بابى محمد صلى الله علیه و آله ظلمها، و فرج عن القلوب بهمها، و جلا عن الابصار عمهها، و عن الانفس غمها. و قال فى الناس بالهدایه فانقذهم من الغوایه، و بصرهم من العمایه، و هداهم الى الدین القویم، و دعاهم الى الطریق المستقیم .

ثم قبضه الله عز و جل الیه قبض رافه و رحمه و اختیار، رغبه بمحمد عن تعب هذه الدار، موضوعا عنه اعباء الاوزار، محفوفا بالملائکه الابرار، و رضوان الرب الغفار، و مجاوره الملک الجبار.

صلى الله على ابى نبیه و امینه الوحى و صفیه و خیریه من الخلق و رضیه، فعلیه الصلاه و السلام و رحمة الله و برکاته."

"خدا را بر نعمت‌های بی‌کرانش ستایش نموده و بر آنچه الهام فرمود سپاس می‌گزارم و بر مواهبی که پیشاپیش ارزانی داشت، می‌ستایم. بر نعمت‌های جهان‌شمولی که آفرینش آن‌ها را آغاز فرمود و بر موهبت‌های گسترده‌ای که به ما عنایت کرد و نعمت‌های گرانی که پی در پی بر ما باراند.

نعمت‌هایی که شمارش آن‌ها از شمار فراتر، و مرزهای آن از هر مزد و پاداشی پر شکوه‌تر و افزون‌تر، و آغاز و انجام آن‌ها از قلمرو درک و دریافت ما فراتر است.

بر او که بندگان را به سپاس از نعمت‌‌ها فرا خواند تا با سپاس آن‌ها باز هم بر نعمت‌هایشان به طور بی‌دوام بیافزاید و با گستردن خوان نعمت بی‌کران خویش، ستایش مردم را متوجه خویش ساخته و با فراخوان به سوی این نعمت‌ها، آن‌ها را دو چندان گردانید.

و گواهی می‌دهم که جز خدای یکتا، خدایی نیست و همتا و همانند و شریکی ندارد.

سخنی است که روح آن را اخلاص قرار داد و دل‌های شیفتگان به حق را به آن گره زد و مفهوم و آثار آن را در اندیشه‌ها پرتوافکن ساخت. خدایی که دیدنش با چشم‌ها نشاید و با این زبان، بیان وصف او نه ممکن، و درک ذات پاکش برای خردها، میسر نیست.

پدیده‌های هستی را بی‌آنکه پیش از آن‌ها چیزی باشد، پدید آورد و بی‌آنکه الگو و مثال و قالبی باشد، آن‌ها را ابداع و ایجاد فرمود.

آن‌ها را در پرتو قدرت وصف‌ناپذیر و اراده خویش آفرید، بی‌آنکه به آفرینش آن‌ها نیازی داشته باشد، یا سودی از صورت‌بندی آن‌ها به او بازگردد. جز اینکه می‌خواست حکمت خویش را از این راه آشکار سازد و مردم را به فرمانبرداری از خود هشیار گرداند. قدرت بی‌کرانش را از این راه به نمایش نهد و مردم را به بندگی و پرستش خویش رهنمون گردد و دعوت نجات‌بخش پیام آورانش را عزت و قدرت بخشد.
آنگاه برای فرمانبرداری از خویش، پاداش شکوهباری مقرر کرد و برای نافرمانی و عصیان در برابر خود، کیفری سهمگین قرار داد، تا بندگان را بدین وسیله از خشم و انتقام خود رهایی بخشد و به سوی بهشت پر‌طراوت و نعمت‌های بی شمارش سوق دهد.

و گواهی می‌دهم که پدرم محمّد، برگزیده و فرستاده‌ی اوست. پیش از آن‌که او را برای نجات و هدایت مردم بفرستد برگزید و پیش از آن‌که او را بیافریند برای این مقام والا نامزد ساخت، و پیش از این‌که او را بر‌انگیزد به پیامبریش برگزید.

در آن هنگام که بندگان در جهان غیبت پنهان و در پشت پرده‌های هراس‌آور نیستی پوشیده و به آخرین مرحله‌ی نیستی نزدیک بودند. این بدان خاطر صورت گرفت که خداوند از آینده و فرجام کارها آگاه بود و به حوادث روزگار احاطه داشت و مقدرات را به خوبی می‌شناخت.

او پیامبر را بر‌انگیخت تا فرمانش را کامل سازد و حکم خویش را اجرا و مقدرات خود را نفوذ بخشد.

پیامبرش پس از بر‌انگیخته شدن، امت‌ها را دید که آیین‌های پراکنده‌ای بر‌گزیده‌اند. گروهی در برابر آتش کرنش می‌کنند و دسته‌ای بت‌هایی را که خود تراشیده‌اند، می‌پرستند و با این که آفریدگار خویش را در پرتوی فطرت خداگرایانه‌ی خویش شناخته‌اند، به ناروا او را انکار می‌کنند.

خدای پر مهر در پرتوی نورافشانی‌های محمّد، تاریکی‌ها را بر چید و روشن ساخت و ابر‌های تیره و تار را از برابر اندیشه‌ها و دیدگان زدود.

او به منظور هدایت بشریت به پا خاست و آنان را از گمراهی رهایی بخشید و دیدگانشان را بینا ساخت و به آیین استوار، رهنمون گشت و به راه راست فرا خواند.

سپس خدای پر مهر روح تابناک پیامبرش را با نهایت مهر و محبت و از سر رغبت و رأفت به سوی خود برد. آری محمّد از رنج این جهان آسود و اینک در میان فرشتگان و خشنودی پروردگار آمرزنده و در جوار قرب فرمانروای پر‌شکوه این جهان و آن جهان قرار دارد.

درود خدا بر پدرم، همو که پیام‌آور پروردگار، امانت‌دار وحی، برگزیده‌ی وی از میان همه، و مورد خشنودی او بود و سلام و رحمت و بخشایش خدا و برکاتش بر او باد."

 

ثم التفتت علیها السلام الى اهل المجلس و قالت:

"انتم عباد الله نصب امره و نهیه، و حملة دینه و وحیه، و امناء الله على انفسکم، و بلغاوه الى الامم. و زعیم حق له فیکم، و عهد قدّمه الیکم و بقیه استخلفها علیکم، کتاب الله النّاطق، و القرآن الصّادق، و النور السّاطع، و الضیاء اللامع، بیّنة بصائره، منکشفة سرائره، و متجلیّة ظواهره، مغتبطه به اشیاعه، قائد الى الرضوان اتباعه، مود الی النجاة استماعه، به تنال حجج الله المنوره، و عزائمه المفسره و محارمه المحذره، و بیّناته الجالیه، و براهینه الکافیه، و فضائله المندوبه، و رخصه الموهوبه، و شرائعه المکتوبه.

فجعل الله الایمان تطهیرا لکم من الشرک، و الصّلاه تنزیها لکم من الکبر، و الزکاة تزکیه للنفس و نماءً فى الرزق، و الصّیام تثبیتا للاخلاص، و الحج تشییدا للدین و العدل تنسیقا للقلوب، و اطاعتنا نظاما للمله، و امامتنا امانا من الفرقه، و الجهاد عزاللاسلام، و الصبر معونه على استیجاب الاجر، و الامر بالمعروف مصلحه للعامه، و بر الوالدین وقایه من السخط، و صله الارحام منماه للعدد، و القصاص ‍ حقنا للدماء، و الوفاء بالنذر تعریضا للمغفره، و توفیه المکاییل و الموازین تغییرا للبخس، و النهى عن شرب الخمر تنزیها عن الرجس، و اجتناب القذف حجابا عن اللعنه، و ترک السرقه ایجابا للعفه، و حرّم الله الشرک اخلاصا له بالربوبیه.

(فاتقوا الله حق تقاته و لاتموتن الا و انتم مسلمون)

و اطیعوا الله فیما امرکم به و نهاکم عنه، فانه (انما یخشى الله من عباده العلماء) ."

آنگاه دخت فرزانه‌ی پیامبر رو به سوی مجلس کرد و فرمود:

"هان ای بندگان خدا! شما پرچم‌داران امر و نهی او، حاملان دین و وحی وی، امانت‌داران خدا نسبت به یکدیگر و پیام‌رسانانش به سوی جامعه‌ها و تمدن‌ها هستید.

زمامدار حق در میان شما، و نگاهدارنده پیمان خدا در دسترس همه‌ی شماست و آنچه پیامبر پس از خویش در میان امت به امانت نهاده، کتاب گویای خدا و قرآن راستگو و نور آشکار و پرتوی پر فروغ اوست.

کتابی که بینش‌ها و دلایل آن روشن، رموز و اسرار باطنی و ظرافت‌های آن آشکار است، ظواهر آن جلوه‌گر و پیروان آن مورد غبطه جهانیانند.

کتابی که عمل‌کنندگان به مقررات خویش را به بهشت پر‌طراوت خدا فرا می‌خواند و شنوندگان پیامش را به ساحل نجات راه می‌نماید.

به وسیله‌ی آن، می‌توان به دلایل روشن خدا دست یافت و تفسیر و بیان مقررات و واجبات او را آموخت و به ضد ارزش‌ها و محرماتی که از ارتکاب آن‌ها هشدار داده است، دست یافت. دلایل روشن و جلوه‌گر او و برهان‌های کافی وی را بررسی نمود و ارزش‌های اخلاقی و انسانی و آنچه مشروع و مجاز است، در آن مکتوب نگریست."

"هان ای مردم! خدای جهان‌آفرین، ایمان را سبب تطهیر و پاک‌سازی شما از آلودگی‌های شرک و ارتجاع قرار داد، و نماز را وسیله‌ی پاک ساختن شما از آفت غرور و خودبزرگ‌بینی. زکات را باعث تزکیه‌ی جان و افزون شدن روزیتان قرار داد و روزه را عاملی برای استواری اخلاص. طواف بر گرد خانه‌ی خدا را وسیله‌ی تقویت دین، و عدالت را مایه‌ی هماهنگی و انسجام دل‌ها. فرمان‌برداری از ما خاندان رسالت را باعث نظام دین و دولت مقرر فرمود، و امامت و پیشوایی ما را به منظور در امان ماندن از پراکندگی‌ها. جهاد را باعث شکست‌ناپذیری و عزت اسلام، و شکیبایی را وسیله‌ای برای جلب پاداش پر‌شکوه سرای آخرت. امر به معروف و فراخوان به سوی ارزش‌ها را مایه‌ی صلاح و شایستگی توده‌ها شناخت، و نیکی به پدر و مادر را سنگر پیشگیری از خشم خدا. پیوند با نزدیکان را وسیله‌ی افزونی شمار و اقتدار جامعه، و قصاص عادلانه و انسانی را عامل حفظ جان‌ها. وفای به نذر‌ها را برای در معرض آمرزش قرار‌گرفتن، و عادلانه و درست دادن کیل‌ها و وزن‌ها را وسیله‌ی مبارزه با کمبود‌ها. هشدار از می‌خوارگی را سبب پاکیزگی از پلیدی‌ها، و دوری گزیدن از تهمت زدن و نسبت ناروا دادن را، مانعی در برابر غلطیدن به وادی لعنت‌شدگان. وانهادن سرقت را حفظ عفت، و تحریم شرک را برای اخلاص در بندگی پروردگار.

اینک که چنین است پروای خدا را آن گونه که شایسته است پیشه سازید و بکوشید که جز مسلمان، جهان را بدرود نگویید.

خدای یکتا را در آنچه فراخوانده و هشدار داده است، فرمان برداری کنید و راه دانش وران یکتا پرست و پروا پیشه را در پیش گیرید. چرا که از میان بندگان خدا، تنها دانشمندان واقعی و آگاهان واقعی از او می ترسند و در برابر او احساس مسئولیت می نمایند."


ثم قالت علیها السلام :

ایها الناس، اعلموا انى فاطمه و ابى محمد، اقول عودا و بدءا، و لا اقول ما اقول غلطا و لا افعل ما افعل شططا.

(لقد جاء کم رسول من انفسکم، عزیز علیه ما عنتّم، حریص علیکم بالمومنین رووف رحیم)

فان تعزوه و تعرفوه تجدوه ابى دون نسائکم! و اخا ابن عمى دون رجالکم! و لنعم المعزى الیه .

فبلغ الرساله صادعا بالنذاره، مائلا عن مدرجه المشرکین، ضاربا ثبجهم، آخذا باکظامهم، داعیا الى سبیل ربه بالحکمه و الموعظه الحسنه .

یکسر الاصنام و ینکت الهام، حتى انهزم الجمع و ولوا الدّبر، حتى تفرّى اللیل عن صبحه و اسفر الحقّ عن محضه، و نطق زعیم الدین، خرست شقاشق الشیاطین، و طاح و شیظ النفاق، و انحلت عقد الکفر و الشقاق، و فهتم بکلمه الاخلاص و نفر نفر من البیض الخماص .

و کنتم على شفا حفره من النار، مذقه الشارب و نهزه الطامع و قبسه العجلان و موطى الاقدام. تشربون الطرق و تقتاتون القدو الورق، اذله خاسئین، تخافون ان یتخطفکم الناس من حولکم.

فانقذکم الله تبارک و تعالى بمحمد صلى الله علیه و آله، بعد اللتیا و التى، و بعد ان منى ببهم الرجال و ذوبان العرب و مرده اهل الکتاب کلما او قدوا نارا للحرب اطفاها الله، او نجم قرن للشیطان، او فغرت فاغره من المشرکین قذف اخاه علیا فى لهواتها، فلاینکفىء حتى یطا صماخها باخمصه، و یخمد لهبها بسیفه مکدودا، فى ذات الله، مجتهدا فى امر الله، قریبا من رسول الله، سیدا فى اولیاء الله، مشمرا ناصحا، مجدا کادحا، و انتم فى رفاهیه من العیش، وادعون فاکهون، امنون تتربصون بنا الدوائر، و تتوکفون الاخبار، و تنکصون عند النزال، و تفرون عند القتال .

آنگاه دگرباره روی سخن را به همگان کرد و فرمود:

"هان ای مردم! بدانید که من فاطمه ام! و پدرم محمّد است! آنچه می گویم آغاز و فرجامش یک سخن است و در آن ناهماهنگی و ضد و نقیض نخواهد بود. نه در آنچه بر زبان می آورم چز سخن درست و عادلانه چیز دیگری خواهد بود، و نه در عمل کردنم و راهی که می‌پویم خطا و اشتباهی.

پیامبری از میان شما به سویتان آمد که رنج های شما بر او گران است. به ارشاد و هدایت شما سخت عشق می ورزید و بر ایمان آورندگان رؤوف و پرمهر بود. هرگاه نسب این پیامبر گرانمایه را بجویید، خواهید دید که او پدر من است، نه پدر دیگر زنان امت، و برادر عموزاده‌ام، امیرمؤمنان بود، نه برادر دیگر مردان جامعه. راستی که این نسب و تبار، چه افتخارانگیز و غرورآفرین است.

آن برگزیده ی خدا، رسالت خویش را از جانب خدا آغاز نمود و در اوج شایستگی آن را به پایان برد و مردم را به روشنی هشدار داد. از راه و رسم شرک گرایان روی بر تافت و بر فرق و گردن آنان شمشیر عدالت را فرود آورد و گلو های زورمداران حق ستیز را فشرد تا از شرک و ارتجاع دست بردارند و به توحید و عدالت گردن گزارند.

او هماره با زبان حکمت و اندرز نیکو و دلیل و برهان سودمند، مردم را به راه خدا فرا خواند. بت ها را درنوردید و بر مغز سرکردگان ستم و شقاوت کوبید، تا اتحاد شوم آنان را گسست و فراریشان داد و با از هم پاشیدن سیاهی ها و دریدن پرده ظلمت، سپیده دم نجات و امید فرا رسید و سیمای پر جاذبه ی حق، آشکار گردید و پیشوای دین، به سخن آمد و عربده های شیاطین به خاموشی گرایید، خار و خس نفاق، از سر راه کنار زده شد و گره های کفر و دشمنی گشوده شد. و آنگاه شما در حالی که گروهی اندک و فاقد امکانات بیش نبودید، در میان گروهی سپید‌چهره و امکانات از دست داده و شکم به پشت چسبیده، زبان به کلمه ی اخلاص گشوده، و ندای یکتا پرستی سر دادید.

شما در آن روزگاران بر لب پرتگاه دوزخ قرار داشتید و به خاطر فقدان امکانات و اقتدار، به جرعه ای آب برای فردی تشنه، یا لقمه ای غذا برای انسانی گرسنه، و یا شعله ای آتش برای کسی بودید که شتابان در پی آب و غذا و آتش می دود و زیر دست و پاها لگد مال می شود.

آن روز ها آب نوشیدنی شما گندیده و آلوده بود، و خوراکتان برگ درختان و پوست حیوانات. خوار و ذلیل بودید و مردود و مطرود، و هماره در هراس بودید که مبادا دشمنان زورمند، شما را بربایند و هستی و امکانات ناچیزتان را ببلعند.

آری در آن شرایط دهشتناک بود که خدای پرمهر، شما را به برکت محمّد و به دست توانمند و اندیشه ی تابناک او از آن همه ذلت و حقارت، نجات بخشید.

او با شجاعان سخت درگیر شد و با گرگ های خونخوار عرب و سرکشان حق ستیز یهود و نصاری پنجه در افکند و همه را به شکست کشانید.

هرگاه آتش جنگ را برافروختند، خدا آن را خاموش ساخت و هرگاه شاخ شیطان نمایان گشت یا اژدهایی از شرک‌گرایان دهان گشود، پدرم پیامبر، برادرش امیرمؤمنان را در کام آنها افکند، و آنها را به دست توانمند او سرکوب ساخت.

علی هرگز از این میدان‌های شرف و افتخار باز نمی‌گشت جز اینکه سرهای دشمنان را پایمال شهامت خود می‌ساخت و آتش آتش‌افروزان را به آبشار شمشیر ستم ستیزش خاموش می ساخت.

او در هر تلاش و جهادی رنج ها را به جان می خرید و برای خدا، خویشتن را فرسوده می ساخت و در راه تحقق اهداف الهی با همه ی توان می کوشید.

او از نظر نسب و عقیده و راه و رسم و هدف، نزدیک ترین کس به پیامبر بود و در میان دوستان راستین خدا، سالار همگان.

هماره دامن همت به کمر زده و برای خیر خواهی و نجات و نیک بختی جامعه در تلاش بود، اما شمایان در آن شرایط در آسایش و راحتی کاذب خویش، غوطه ور بودید و از خطرات در امان و از نعمت های خدا بهره می گرفتید. در انتظار این بودید که چرخ روزگار گردش خویش را بر ضد ما خاندان وحی و رسالت آغاز نماید و گوش به زنگ اخبار ناگوار برای ما بودید. به هنگام کارزار عقب می نشستید و در سختی های پیکار، فرار را بر قرار ترجیح می دادید.


فلما اختار الله لنبیه دار انبیائه و ماوى اصفیائه، ظهرت فیکم حسکه النفاق و سمل جلباب الدین و نطق کاظم الغاوین و نبغ خامل الاقلین و هدر فنیق المبطلین، فخطر فى عرصاتکم و اطلع الشیطان راسه من معرزه هاتفا بکم. فالفاکم لدعوته مستجیبین و للغره فیه ملاحظین، ثم استنهضکم فوجدکم خفافا، و احمشکم فالفاکم غضابا، فوسمتم غیر ابلکم و اوردتم غیر شربکم، هذا و العهد قریب، و الکلم رحیب، و الجرح لمّایندمل، و الرّسول لمّا یقبر. ابتدارا زعمتم خوف الفتنه!

الا فى الفتنه سقطوا، و ان جهنم لمحیط بالکافرین

فهیهات منکم؟ و کیف بکم؟ و انى توفکون!؟ و کتاب الله بین اظهرکم اموره ظاهره و احکامه زاهره و اعلامه باهره، و زواجره لائحه، و اوامره واضحه، قد خلفتموه وراء ظهورکم.

ارغبه عنه تریدون؟ ام بغیره تحکمون؟ بئس الظالمین بدلا.

(و من یبتغ غیر الاسلام دینا فلن یقبل منه و هو فى الاخره من الخاسرین.)

ثم لم تلبثوا الا ریث ان تسکن نفرتها و یسلس قیادها، ثم اخذتم تورون و قدتها و تهیجون جمرتها و تستجیبون لهتاف الشیطان الغوى و اطفاء انوار الدین الجلى و اخماد سنن النبى الصفى .

تسرّون حسوا فى ارتغاء، و تمشون لا هله و ولده فى الخمر و الضّراء، و نصبر منکم على مثل حز المدى و وخز السّنان فى الحشا و انتم الان أتزعمون ان لا ارث لنا!

(افحکم الجاهلیه یبغون؟ و من احسن من الله حکما لقوم یوقنون.)

افلا تعلمون؟ بلى، تجلى لکم کالشمس الضاحیه انى ابنته .

ایها المسلمون! ءاغلب علی ارثیه؟

اما آنگاه که خدای پرمهر، سرای پیام‌آوران و بهشت پرطراوت و معنویت خویش را برای برترین پیامبر خود برگزید و جایگاه بندگان برگزیده‌اش را منزلگاه او ساخت، بناگاه خار و خاشاک و نفاق و کینه‌های درونی، در میان شما پدیدار شد و پرده‌ی دین کنار رفت، گمراهان به صدا در‌آمدند و گمنامان فراموش شده قامت بر‌افراشتند و سربلند کردند. نعره‌های بیداد‌گران و باطل‌گرایان در فضا پیچید و آنان در صحنه‌ی جامعه، به حرکت و جنب و جوش برخاستند. شیطان سرش را از نهانگاه خویش به در‌آورد و ندایتان داد، و دریغ و درد که شما را آماده‌ی پذیرش دعوت فریبش یافت.

آنگاه شما را دعوت به قیام بر باطل و بیداد نمود و دید سبک‌بار به حرکت آمده‌اید، شعله‌ها و شراره‌های خشم و انتقام را در سینه‌های شما بر افروخت و آثار خشم را در شما نمایان دید. از این رو سبب شد که شما بر غیر مرکب خویش علامت نهید و جز به آبشخور خود در‌آیید و به چیزی دست دراز کنید که از آن شما نیست.

این دست‌درازی و غصب خلافت در حالی بود که هنوز چیزی از رحلت بزرگ پیشوای توحید، نگذشته بود و زخمِ کاری مصیبت ما وسیع، و جراحات ما بهبود نیافته، و پیکر پاک پیامبر به خاک سپرده نشده بود.

بهانه‌ی شما این بود که از پدیدار شدن فتنه می‌ترسید اما چه فتنه‌ای سهمگین‌تر از آن که شما در آن درغلطیدید؟ و راستی را که دوزخ بر کافران احاطه دارد.

چه دور است این پیش‌افتادگی از شما!

راستی چه می‌کنید و به کجا برده می‌شوید؟ با اینکه قرآن در میان شماست که همه چیز آن پرتو‌افکن، مقررات آن درخشان، نشانه‌های با ارزش آشکار و هویدا، هشدار‌های آن هماره در برابر دیدگان شما و دستوراتش بسان روز روشن است، اما شما آن را پشت سر افکنده‌اید!

آیا به راستی از آن روی برتافته یا به غیر آن داوری می‌کنید؟

دریغ و درد که بیدادگران، بد جانشینی را برای قرآن و برنامه‌های آن برگزیدند و هر کس جز اسلام آیینی را بجوید، هرگز از او پذیرفته نخواهد شد و او در آخرت از زیان‌کاران خواهد بود."

آنگاه دخت گرانمایه‌ی پیامبر با اشاره به بلند‌ترین گام ارتجاعی سلطه‌جویان، افزود:

"شما مرکب خلافت را گرفتید، اما آنقد درنگ نکردید تا رام گردد و کشیدن مهار آن آسان شود.

شما بناگاه آتش فتنه‌ها را بر‌افروختید و شعله‌های آن را دامن زدید و پر‌شراره‌تر ساختید و ندای شیطان اغواگر را پاسخ گفتید و برای خاموش ساختن انوار دین خدا و از میان برداشتن سنت‌های انسان‌ساز پیام‌آورش، همت گماشتید و به بهانه گرفتن کف از روی شیر، آن را تا قطره‌ی آخر خائنانه و در نهان به سر کشیدید.

به ظاهر، سنگ دل‌سوزی از دین و جامعه را به سینه زدید، اما در حقیقت برای دمیدن بر کوره‌ی جاه‌طلبی خود کوشیدید و برای کنار زدن خاندان وحی و رسالت کمین کردید و ما نیز بسان کسی که تیزی شمشیر بر گلو، و نوک نیزه بر دل او نشسته باشد، چاره‌ای جز شکیبایی ندیدیم.

و شگفت این است که چنین وانمود می‌کنید که خدای برای ما از پدرمان میراث قرار نداده و من از پدرم پیامبر ارث نمی‌برم. آیا به راستی نظام و حکومت و داوری جاهلیت را می‌خواهید؟ و برای گروهی که به مقررات خدا یقین می‌آورند، حکومت و داوری چه کسی بهتر از داوری خداست؟ آیا شما این حقایق را نمی‌دانید؟

چرا می‌دانید! این‌ها بسان نور خورشید برای شما روشن است که من دختر پیامبرم.

هان ای مردم مسلمان! آیا زیبنده است که میراث پدرم به زور و فریب از من گرفته شود؟


"
یابن ابى قحافه! افى کتاب الله ان ترث اباک و لا ارث ابى؟ لقد جئت شیئا فریا.

افعلى عمد ترکتم کتاب الله و نبذتموه وراء ظهورکم؟ اذا یقول:

ورث سلیمان داود)

و قال فیما اقتصّ من خبر زکریا اذا قال:

(فهب لى من لدنک ولیا، یرثنى و یرث من آل یعقوب)

و قال:

(و اولوا الارحام بعضهم اولى ببعض فى کتاب الله)

و قال:

(یوصیکم الله فى اولادکم للذکر مثل حظ الانثیین)

و قال:

(ان ترک خیرا الوصیه للوالدین و الاقربین بالمعروف، حقا على المتقین)

و زعمتم ان لا حظوة لى و لا ارث من ابى؟!! افخصّکم الله بایه اخرج ابى منها؟ ام تقولون: انّ اهل ملّتین لا یتوارثان؟! اولست انا و ابى من اهل مله واحده؟ ام انتم اعلم بخصوص القرآن و عمومه من ابى و ابن عمى؟!

فدونکها مخطومه مرحوله، تلقاک یوم حشرک. فنعم الحکم الله و الزعیم محمد و الموعد القیامه، و عند الساعه یخسر المبطلون و لاینفعکم اذ تندمون.

(لکل نبا مستقر و سوف تعلمون)

(من یاتیه عذاب یخزیه و یحل علیه عذاب مقیم)

ثم رمت علیها السلام بطرفها نحو الانصار فقالت:

یا معشر النقیبه، و اعضاد المله، و حضنه الاسلام! ما هذه الغمیزه فى حقى و السنه عن ظلامتى؟!

اما کان رسول الله صلى الله علیه و آله ابى یقول: "المرء یحفظ فى ولده"

سرعان ما احدثتم، و عجلان ذا اهاله! و لکم طاقه بما احاول، و قوه على ما اطلب و ازاول.

اتقولون مات محمد فخطب جلیل، استوسع وهنه و استنهر فتقه، و انفتق رتقه.

و اظلمت الارض لغیبته، و کسفت النجوم لمصیبته، و اکدت الامال و خشعت الجبال و اضیع الحریم و ازیلت الحرمه عند مماته.

فتلک و الله النازله الکبرى و المصیبه العظمى، لا مثلها نازله و لا بائقه عاجله. اعلن بها کتاب الله جل ثناوه فی افنیتکم و فى ممساکم و مصبحکم، هتافا و صراخا و تلاوه و الحانا، و لقبله ما حل بانبیائه و رسله، حکم فصل و قضاء حتم.

(و ما محمّد الا رسول، قد خلت من قبله الرسل، افان مات او قتل انقلبتم على اعقابکم و من ینقلب على عقبیه فلن یضرّ الله شیئا و سیجزى الله الشاکرین) "

هان ای پسر ابی قحافه! آیا در قرآن شریف، آمده است که تو از پدرت میراث بری، اما من نبرم؟ راستی که دروغِ رسوایی آورده‌ای و بدعتی زشت در دین می‌نهی!!

آیا آگاهانه کتاب پر شکوه خدا را پشت سر افکنده‌ای که می‌فرماید: «سلیمان از پدرش داوود ارث برد

و نیز در سرگذشت زکریا، دعای او را ترسیم می‌کند که : «پروردگارا! از جانب خویش فرزندی به من ارزانی دار که از من و خاندان یعقوب ارث برد

و نیز می‌فرماید: «خویشاوندان در ارث بردن از یکدیگر، از بیگانگان سزاوارترند

و نیز می‌فرماید: «خداوند در مورد فرزندانتان سفارش می‌کند که، بهره‌ی پسران دوبرابر دختران است

و نیز می‌فرماید: «اگر کسی ثروتی از خود به جای گذارد، بر اوست که برای پدر و مادر و بستگان، به گونه‌ای شایسته وصیت نماید. این بر همه‌ی پروا پیشگان حق است

با این آیات ارث، آیا شما چنین می‌پندارید که من از پدرم بهره‌ای ندارم و از او ارثی نمی‌برم؟ و هیچ نسبت و خویشاوندی میان من و او نیست؟!

آیا خدا آیه‌ای ویژه‌ی شما فرو فرستاد که پدرم را از آن خارج ساخت؟ یا می‌گویید پیروان دو دین از یکدیگر ارث نمی‌برند و من و پدرم یک دین و آیین نداریم؟!!

یا بر این پندارید که از پدر و عموزاده‌ام که دروازه‌ی دانش پیامبر است، به عام و خاص قرآن آگاهترید؟

اینک که چنین است، این تو و این هم ارث من که بسان مرکبی آماده برای بهره‌برداری است. بر آن بنشین اما بدان که در روز رستاخیز تو را دیدار خواهد کرد و ما از حقوق خویش باز خواست خواهیم نمود. در آن روز چه نیکوست که خدا داور باشد، و پیامبرش محمّد دادخواه، و چه جالب وعده‌گاهی است رستاخیز، و آنگاه است که باطل‌گرایان زیان خواهند دید، اما ندامت به حال شما سودی نخواهد داشت!

به هوش باشید که:

هر چیزی قرارگاهی دارد و به زودی خواهید دانست چه کسی عذاب خوارکننده به سویش خواهد آمد، و کیفر ماندگار، دامانش را خواهد گرفت."

آنگاه بزرگ بانوی عصر‌ها و نسل‌ها روی سخن خود را متوجه گروه انصار ساخت و با صلابت و شهامتی وصف‌ناپذیر چنین فرمود:

"هان ای جوانمردان! ای بازوان ملت! و ای یاران اسلام! آخر این نادیده گرفتن حق من و نشان دادن ضعف و غفلت در مورد آن چرا؟ این سستی و سهل انگاری در برابر ستمی که بر من رفته است، برای چه؟

آیا پدرم پیامبر نمی‌فرمود: « باید شکوه و حرمت هر کس را در مورد فرزندانش رعایت کرد؟»

چه زود شرایط را نامطلوب ساختید! و چه با سرعت به بیراهه گام سپردید! با اینکه شما هم نیروی کافی برای بازگردانیدن حقی که من برای آن می‌کوشم، در اختیار دارید و هم توانایی برای حمایت من.

راستی چه می‌اندیشید؟

آیا بر این پندارید که محمّد جهان را بدرود گفت، و با رحلت او همه چیز به پایان رسید؟ و باید راه و رسم عادلانه‌اش وانهاده شود، و خاندانش مورد ستم قرار گیرند؟

راستی که فاجعه‌ی رحلت او سوگی بزرگ و ضربه‌ای دردناک بر پیکر حق بود. ضربه‌ای که شکاف آن هر روز آشکارتر و گسیختگی آن بیشتر و وسعت آن افزون‌تر می‌گردد. آری! زمین از غروب خورشید وجود او تیره و تار شد، و ستارگان بی‌فروغ. امیدها به ناامیدی گرایید، و کوه‌ها متزلزل. حرمت‌ها شکسته شد، و با رحلت او حرمتی برای کسی باقی نماند.

خدای را که این حادثه‌ای سهمگین، سوگی بزرگ، ضایعه‌ای جبران‌ناپذیر، و بلایی جانگداز بود که چیزی در دنیا به پای آن نمی‌رسد.

اما از یاد نبرید که اگر او به سوی خدا پر کشیده است، قرآن که یکی از دو یادگارگرانبهای او در خانه های شماست، پیشتر از آن خبر داده بود، و شما بامداد و شامگاه با صدای بلند و آهسته و با لحن های گوناگون آن را می خوانید و از آن می آموزید که پیام آوران گذشته نیز، با این حقیقت روبه رو شدند.

چرا که مرگ فرمان قطعی و تخلف ناپذیر خداست....

قرآن پیش از رحلت او به صراحت هشدار داد که:

« و محمّد جز پیامبری نیست که پیش از او نیز پیام آورانی آمدند و گذشتند؛ آیا اگر او جهان را بدرود گوید یا کشته شود، شما از عقیده ی خود بر می گردید؟ و هر کس از عقیده ی خویش باز گردد، هرگز زیانی به خدا نمی رساند و به زودی خداوند سپاسگزاران را پاداش خواهد داد

 

ایها بنى قیله! ءاهضم تراث ابیه؟ و انتم بمراى منى و مسمع و منتدى و مجمع؟ تلبسکم الدعوه و تشملکم الخبره، و انتم ذوو العدد و العدّه، و الاداه و القوه، و عندکم السلاح و الجنه، توافیکم الدعوه فلا تجیبون؟! و تاتیکم الصرخه فلا تغیثون؟! و انتم موصوفون بالکفاح، معروفون بالخیر و الصلاح، و النخبه التى انتخبت، و الخیره التى اختیرت.

قاتلتم العرب، و تحمّلتم الکد و التعب، و ناطهتم الامم و کافحتم البهم، لانبرح او تبرحون، نامرکم فتاتمرون.

حتى اذا دارت بنا رحى الاسلام و در حلب الایام و خضعت نعرة الشرک، و سکنت فوره الافک، و خبت نیران الکفر، و هدات دعوه الهرج، و استوثق نظام الدین!

فانى حرتم بعد البیان؟ و اسررتم بعد الاعلان؟ و نکصتم بعد الاقدام؟ و اشرکتم بعد الایمان؟

(الا تقاتلون قوما نکثوا ایمانهم و همّوا باخراج الرّسول و هم بدووکم اول مره اتخشونهم فالله احق ان تخشوه ان کنتم مومنین)

الا و قد ارى ان قد اخلدتم الى الحفض، و ابعدتم من هو احق بالبسط و القبض، و خلوتم الى الدعّه، و نجوتم بالضیق من السعه، فمججتم ما و عیتم و دسعتم الذى سوغتم.

(ان تکفروا انتم و من فى الارض جمیعا فان الله لغنى حمید)

الا قد قلت ما قلت على معرفه منى بالخذله التى خامرتکم و الغدره التى استشعرتها قلوبکم و لکنها فیضه النفس و نفثه الغیظ و خور القنا و بثه الصّدر و تقدمة الحجه.

فدونکموها فاحتقبوها دبره الظهر نقیبه الخف ، باقیه العار، موسومه بغضب الله و شنار الابد، موصوله بنار الله الموقده التى تطلع على الافئده.

فبعین الله ما تفعلون (و سیعلم الذین ظلموا اى منقلب ینقلبون)

و انا ابنه نذیر لکم بین یدى عذاب شدید، فاعملوا (انا عاملون و انتظروا انا منتظرون)

هان ای فرزندان اوس و خزرج!

آیا من در مورد میراث پدرم مورد ستم و بیداد قرار گیرم با اینکه شما شرایط مرا می نگرید و سخنان مرا می شنوید و دارای انجمن و توان و آمادگی فراوانی هستید؟

شما ندای دادخواهی و فراخوان مرا دریافت می دارید اما پاسخ نمی دهید، و ناله ی مظلومیت من به گوش شما می رسد اما مرا یاری نمی کنید، و این در حالی است که به رزم آوری و پیکارگری وصف شده اید و به خوبی و شایستگی شهرت یافته اید و برگزیدگانی هستید که به وسیله ی پیامبر انتخاب شده اید.

شما در راه یاری قرآن و پیامبر، با حق ستیزان عرب کارزار کردید و رنج جهاد را به جان خریدید. با گروه های گوناگونی کارزار کردید و با شجاعان، بی هیچ دلهره پیکار نمودید. شما همواره فرمان ما خاندان وحی و رسالت را، اطاعت می کردید تا بدین وسیله آسیای اسلام بر محور وجود ما به گردش در آمد، و شیر در پستان روزگاران فزونی یافت، و نعره ی تجاوزکارانه ی شرک در گلوها بند آمد، و شعله های کفر به خاموشی گرایید و فراخوان به آشوب و فتنه، در نطفه خفه شد، و دین خدا در جامعه و دل‌های مردم استوار گردید. اما اینک که مرز ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها به وسیله ی پیامبر ترسیم شده است، چرا بهت زده مانده اید؟ و پس از روشن شدن حقایق، چرا آن را پوشیده می دارید؟ و چرا پس از بستن پیمان، اینک عهد های خویش را می شکنید؟ و چرا پس از ایمان، دگر باره راه شرک را پیش گرفته اید؟

چرا با گروهی که پیمان های خود را شکستند و آهنگ بیرون راندن پیامبر را نمودند، کارزار نمی کنید؟

در حالی که آنان نخستین بار پیکار با شما را آغاز کردند. آیا از آنان می ترسید با اینکه سزاوارتر است که از او (خدا) بترسید، اگر ایمان دارید.

هان به هوش باشید! شما را چنین می نگرم که به تن آسایی خو گرفته، و شخصیت والایی را که برای هدایت جامعه و تدبیر امور و رفع گرفتاری ها از همه شایسته تر و پرتوان تر بود کنار زده، و به تنبلی و خزیدن در خلوت تن سپرده اید. هنگامی که گشایش در کارها یافتید از سختی انجام مسؤلیت به فراخنای زندگی راحت طلبانه خزیدید.

و سر انجام هر آنچه از ایمان و شناخت به آسانی حفظ کرده بودید، ناخواسته بیرون افکندید، و هر آنچه نوشیده بودید به اکراه بالا آوردید.

اما هشدارتان باد که اگر شما و هر که در روی زمین است همگی کفر ورزید، این کارتان به خدا زیانی نمی رساند، چرا که خداوند بی نیاز از همگان و ستوده است.

هان! به هوش باشید که آنچه می بایست، من با شناخت کامل به شما گفتم با این که خوب می‌دانم که وانهادن حق و یاری نکردن آن، اینک با پوست و گوشت شما در آمیخته، و نیرنگ و دجالگری، قلب شما را ربوده است، اما این سخن به خاطر لبریز شدن جان و بیرون افکندن خشم درونی و اندوهی است که در کران تا کران سینه و گستره ی قلبم موج می زند.

آری گفتنی هایی که گفته شد برای اتمام حجت بود.

اکنون که حق را روشن ساختم ... اینک مرکب خلافت را بگیرید، اما به هوش باشید که پشتش زخم خورده، پایش شکاف برداشته، و داغ ننگ و عار بر پیشانی او باقی است، و نشان از غضب خدا و رسوایی ماندگار را، با خود دارد و سرانجام نیز به آتش خشم خدا که تا اعماق دل ها نفوذ می کند، خواهد پیوست.
آنچه شما انجام می‌دهید در پیشگاه خداست و به همین زودی بیدادگران خواهند دانست که به چه بازگشتگاه شومی باز خواهند گشت، و چه سرنوشت دردناکی در انتظار آنهاست.

و من دخت همان کسی هستم که شما را از عذابی سخت، که سر راه شماست هشدار داد. پس شما هر آنچه می خواهید انجام دهید، ما نیز کار خویش را انجام می دهیم، و شما در انتظار کیفر عملکرد ظالمانه ی خود باشید که ما نیز در انتظار پاداش شکوهبار عملکرد خویش هستیم."


فاجابها ابوبکر عبد الله بن عثمان و قال:

یا بنت رسول الله! لقدکان ابوک بالمومنین عطوفا کریما رووفا رحیما، و على الکافرین عذابا الیما و عقابا عظیما، ان عزوناه و جدناه اباک دون النساء، و اخا الفک دون الاخلاء، آثره على کل حمیم و ساعده فى کل امر جسیم، لا یحبکم الا کل سعید، و لا یبغضکم الا کل شقى!! و انتم عتره رسول الله الطیبون، و الخیره المنتجبون، على الخیر ادلتنا، و الى الجنه مسالکنا، و انت یا خیره انساء! و ابنه خیر الانبیاء، صادقه فى قولک، سابقه فى وفور عقلک، غیر مردوده عن حقک و لا مصدوده عن صدقک. و الله ما عدوت راى رسول الله!! و لا عملت الا باذنه! و انّ الرائد لا یکذب اهله، و انى اشهد الله و کفى به شهیدا، انى سمعت رسول الله یقول:

نحن معاشر الانبیاء لا نورث ذهبا و لا فضه و لا دارا و لا عقارا، و انما نورث الکتاب و الحکمه و العلم و النبوه، و ما کان لنا من طعمه فلوالى الامر بعدنا ان یحکم فیه بحکمه!

و قد جعلنا ما حاولته فى الکراع و السلاح، یقاتل بها المسلمون و یجاهدون الکفار و یجالدون المرده الفجار، و ذلک باجماع من المسلمین! لم انفرد به وحدى، و لم استبد بما کان الراى فیه عندى، و هذه حالى و مالى، هى لک و بین یدیک، لاتزوى عنک و لاتدخر دونک، و انت سیده امه ابیک، و الشجره الطیبه لبنیک، لا یدفع مالک من فضلک، و لایوضع فی فرعک و اصلک، حکمک نافذ فیما ملکت یداى، فهل ترین ان اخالف فى ذلک اباک؟!

آنگاه ابوبکر به پاسخگویی پرداخت و گفت:

"هان ای دخت گرانمایه ی پیامبر خدا! به راستی که پدرت بر مردم با ایمان پر عطوفت و پر مهر و بخشایشگر، و بر کفرگرایان و ستمکاران، عذاب و کیفری سهمگین بود. اگر نسبت او را جستجو کنیم، آن حضرت را پدر تو خواهیم یافت، نه دیگر بانوان. و او را برادر شوی گرانمایه ی تو خواهیم دید و نه دیگران. آن حضرت او را بر هر دوست و نزدیکی، برتری داد و از میان همگان، او را برگزید و شوی شهسوار تو نیز آن حضرت را درنزدیکترین و پرخطرترین کارها قهرمانانه و پر اخلاص یاری کرد.

شما خاندان رسالت را دوست نمی دارد مگر نیکبخت واقعی، و با شما دشمنی نمی ورزد مگر شقاوت پیشه ی دنیا و آخرت. چرا که شمایان خاندان پاک و پاکیزه ی پیامبر خدا هستید و برگزیده ی نجیب ترین عصرها و نسل ها. شما مردم را به سوی بهشت پر طراوت خدا و راه‌های روشن او راهنمایی می کنید.
و تو به ویژه، ای برگزیده ی بانوان عصر ها و نسل ها! و دخت فرزانه ی برترین پیام آوران!

بی هیچ تردیدی در گفتارت راستگویی و در نبوغ و اندیشه و خرد بسیارت، بر همگان پیش‌گام و پیش‌تازی. تو هرگز از حقوق خویش بازداشته نخواهی بود و در راستگویی ات، چون و چرا کننده ای نخواهی یافت.

به خدای سوگند! من گامی از دیدگاه پیامبر فراتر نخواهم گذاشت!! و جز به اذن او کاری را آغاز نخواهم نمود!! و سردم‌دار جامعه به مردم خویش دروغ نمی گوید!!

من اینک خدای را به گواهی می خوانم و او گواهی بسنده است که من از پیامبر خدا شنیدم که فرمود:

« ما گروه پیام آوران، نه دینار و درهمی به ارث می گذاریم و نه خانه و مزرعه ای! ما تنها کتاب و حکمت و دانش و رسالت را به ارث می نهیم، و آنچه از مواد غذایی و امکانات اقتصادی نزد ماست، همه در اختیار زمامدار پس از ما قرار خواهد گرفت تا در مورد آنها به هرگونه ای که صلاح اندیشی کند، حکم نماید

و ما آنچه را که اینک شما در مورد آن سخن می گویی وآن را می طلبی برای خرید ساز و برگ دفاعی، اختصاص داده ایم تا مردم مسلمان به وسیله ی آن، کارزار نمایند و با کفرگزایان و سرکشان بد اندیش به پیکار برخیزند.

این سیاست را به همراه همه ی مسلمانان آغاز کردم و خود به تنهایی آن را در پیش نگرفته و بر دیدگاه خویش استبداد نمی ورزم!!

و اینک این حال و روز و این هم ثروت و دارایی من است که همه را در اختیار تو می گذارم! نه چیزی از شما گرفته می شود و نه برای کسی جز شما گنجینه و ذخیره می گردد. چرا که تو سالار امت پدرت هستی و درخت بارور و تناور و پاک و پاکیزه برای فرزندانت.

برتری و امتیازات ویژه ی تو را کسی انکار نخواهد کرد و اصل و فرع تو را کسی نمی تواند فرو نهد و پست انگارد و فرمان تو در دارایی شخصی من نافذ است.

آیا اینک روا می دانی در این مورد بر خلاف دیدگاه و عمل کرد پدرت پیامبر، رفتار کنم!؟"


فقالت سلام الله علیها:

سبحان الله! ما کان ابى رسول الله صلى الله علیه و آله عن کتاب الله صادفا، و لا لاحکامه مخالفا، بل کان یتبع اثره و یقفو سوره، افتجمعون الى الغدر اعتلالا علیه بالزور؟ و هذه بعد وفاته شبیه بما بغى له من الغوائل فى حیاته، هذا کتاب الله حکما عدلا، و ناطقا فصلا. یقول:

(یرثنى و یرث من آل یعقوب) (و ورث سلیمان داود) فبیّن عزو جل فیما وزّع علیه من الاقساط، و شرع من الفرائض و المیراث و اباح من حظ الذکران و الاناث، ما ازاح عله المبطلین و ازال التظنى و الشبهات فى الغابرین. کلا (بل سولت لکم انفسکم امرا، فصبر جمیل و الله المستعان على ما تصفون)

اینک به پاسخ شایسته و بایسته ی فاطمه سلام الله علیها به این دروغ ها، گوش جان می سپاریم:

"خدای یکتا، پاک و منزه است و پیامبرش، نه هرگز از کتاب خدا روی گردانید و نه به مقرراتش مخالفت ورزید، بلکه هماره راه قرآن را پیمود و لحظه به لحظه با آیات و سوره های آن گام سپرد.

آیا شما بر آنید که افزون بر نیرنگ و بیدادتان، دروغی هم به او ببندید؟ این کار شما پس از رحلت او، به سان همان دام هایی است که در زندگی، برای از میان بردن وی گستردید؟

اینک این کتاب پرشکوه خداست که میان من و شما حاکم، و سخن گوی قاطعی است که به حق داوری می کند و می فرماید: زکریا رو به بارگاه خدا کرد که :

«پروردگارا! به من فرزندی ارزانی دار تا از من و خاندان یعقوب ارث برد

و می‌فرماید: «سلیمان از داوود ارث برد

« و نیز بهره ی هر کسی را در قانون ارث به روشنی بیان و نصیب هرکدام از زن و مرد را به خوبی توضیح می دهد، تا بهانه ی باطل گرایان را برطرف ساخته و پندارها و شبهه انگیزی آنها را بزداید

نه! هرگز این گونه که شما می پندارید نیست، بلکه هواهای جاه طلبانه ی شما کاری زشت و ظالمانه را برای شما آراسته است.

اینک صبری نیکو برای من بهتر است و بر آنچه شما وصف می کنید، خدا یاری دهنده است."


فقال ابوبکر:

صدق الله و صدق رسوله، و صدقت ابنته، انت معدن الحکمة، و موطن الهدی و الرحمهة. و رکن الدین، و عین الحجه لا ابعد صوابک و لا انکر خطابک، هولاء المسلمون بینى و بینک! قلدونى ما تقلدت، و باتفاق منهم اخذت ما اخذت، غیر مکابر و لا مستبد و لا مستاثر، و هم بذلک شهود.

ابوبکر در برابر باران دلائل و روشن گری های فاطمه سلام الله علیها گفت:

"خدای درست گفت و پیامبر او و نیز دخت فرزانه اش، راست گفتند!

تو ای دخت پیامبر! به راستی که گنجینه ی حکمت و فرزانگی، مرکز هدایت و رحمت، پایه و اساس دین و آیین، و سرچشمه ی دلیل و برهان هستی.

من نه گفتار درست تو را به دور می افکنم و نه سخنانت را انکار نموده و بر آن عیب می جویم. اینک این مردم مسلمان میان من و تو داور باشند. این قلاده ای که من به گردن دارم اینان به گردنم افکنده اند، و آنچه را گرفته ام، به همراه آنان گرفته ام. نه به آفت خود بزرگ بینی و خود کامگی و استبداد گرفتارم و نه آنچه را مصادره کرده ام به انحصار خویش در آورده ام و این مردم یکسره به آنچه من می گویم، گواهند!"


فالتفتت فاطمه سلام الله علیها الى الناس و قالت:

"معاشر الناس! المسرعه الى قیل الباطل، المغضیه على الفعل القبیح الخاسر.

(افلا یتدبرون القرآن ام على قلوب اقفالها)

کلا، بل ران على قلوبکم ما اساتم من اعمالم، فاخذ بسمعکم و ابصارکم، و لبئس ما تاولتم و ساء ما به اشرتم و شر ما اعتضتم. لتجدن و الله محمله ثقیلا و غبه وبیلا.

اذا کشف لکم الغطاء و بان ما وراءه الضراء و بدالکم من ربکم ما لم تکونوا تحتسبون و خسر هنالک المبطلون."

هنگامی که ابوبکر، عملکرد ناروای خویش را توجیه کرد و مسلمانان را بر بافته های خویش گواه گرفت، فاطمه سلام الله علیها بر خود لازم دید روی سخن و لبه‌ی تیز ملامت و نکوهش را متوجه حاضران ساخته و به آنان هشدار دهد. از این رو آن بانوی گرانمایه رو به انبوه حاضران کرد و بیانات کوبنده و تکاهنده ی خویش را بر آنان باراند....

"هان ای مردم! ای کسانی که به سوی بافته های پوچ و بی اساس شتاب می کنید! و در برابر عملکرد زشت و زیانبار، دیده بر هم می نهید، آیا در قرآن شریف نمی اندیشید؟ یا بر قلب های شمایان قفل زده شده است؟

نه، این گونه که شمایان می پندارید نیست، بلکه دلیل گمراهی و ستم پذیریتان، آن است که عملکرد زشت و ناهنجار شما پرده ی ضخیمی بر قلبهایتان افکنده و گوش و چشم شما را فرو پوشانده است.

شما آیات قرآن و مقررات انسان ساز اسلام را، بد تأویل نمودید و بد راهی به او نشان دادید و آنچه را در برابر حق گرفتید و آن را پایمال ساختید، بد چیزی بود.

به خدای سوگند بار غصب فدک و غاصب آن بسیار گران و فرجام این عملکرد ظالمانه را سخت زیان بار خواهید یافت. آنگاه که پرده ها از برابر دیدگان شما فرو افتد و از پی آن نگون بختی و رو سیاهی شما آشکار گردد، و از سوی پروردگارتان کیفر سهمگینی که گمان آن را نمی بردید، گریبانتان را بگیرد، درست آنجاست که باطل گرایان زیان خواهند دید.

برگرفته از کتاب: فاطمه سلام الله علیها از ولادت تا شهادت/سیدمحمد کاظم قزوینی/

______________________________________
1-
سوره آل عمران/آیه 102.
2-
سوره فاطر/ آیه 28.
3-
سوره توبه/ 128.
4-
سوره آل عمران/ آیه 85.
5-
سوره مائده/ آیه 50.
6-
سوره نمل/ آیه 16.
7-
سوره مریم/ آیه 5 و 6.
8-
سوره انفال/آیه 75.
9-
سوره نساء/ آیه 11.
10-
سوره بقره/ آیه 180.
11-
سوره انعام/ آیه 67.
12-
سوره هود/ آیه 39.
13-
سوره آل عمران/ آیه 144.
14-
سوره توبه/ آیه 13.
15-
سوره ابراهیم/ آیه 8.
16-
سوره شعرا/ آیه 227.
17-
سوره هود/ آیه 121و122.
18-
سوره یوسف/ آیه 18.
19-
سوره محمد/ آیه 24.

 

 


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٤ خرداد ۱۳۸٩ توسط نمایه

 وقف کتاب در تمدن اسلامی

 

نویسنده: علی رفیعی

اقسام گوناگون وقف کتاب

با توجه به مطالعات و جستجوهایی که در بسیاری از متون وقفنامه‏های کتب به عمل آمده، وقف کتاب در جامعه اسلامی از دیرباز، به اعتبار استفاده‏کنندگان (موقوف علیهم) به انواع مختلف و اقسام گوناگونی تقسیم ‏شده که تفضیل هریک از آنها به این شرح است:

وقف خاص

در این نوع وقف واقفان بنا به انگیزه‏های خاص، کتابها و مجموعه‏هایی را که در طول زندگی گردآوری می‏کردند بر خود یا اولاد یا افراد خانواده خود وقف می‏کرده‏اند. گاهی هم آنها را بر یک یا چند نفر از علما و فقها و طلاّب علوم دینی وقف می‏نموده‏اند. به همین‏دلیل این نوع وقف را، وقف شخصی، وقف اولاد، وقف خانوادگی و اهلی نیز می‏نامند.

به‏رغم آنکه وقف کتاب به نفع خود و بر نفس خویش همیشه از لحاظ فقهی مورد اعتراض بسیاری از فقهای مذاهب اسلامی قرار داشته، این نوع وقف در میان مسلمانان متداول بوده است، به‏عنوان نمونه در سال 583 هـ.ق شخصی به نام حسین بن عبداللّه‏ ابی‏البرکات بن شافعی قرشی دمشقی، کتابی را در علم حدیث بر تمامی کسانی که بتوانند از آن استفاده کنند وقف کرد، اما در عین‏حال نوشت که مادام که خود زنده است، فقط خود وی از آن کتاب استفاده کند.

محمد بن قوام حنفی در سال 835 هـ.ق، کتابی را برای شخص خود و پس از خود برای تمام اولاد ذکور از نسل خویش که در رشته‏ای از علوم تبحّر داشته باشند و سپس به نفع کلیه طلاّب علوم دینی دمشق وقف کرد.

شخص دیگری به نام حاج بن حاج علی نیز در 1070هـ.ق تعدادی کتاب را برای استفاده شخص خودش تا زمانی که در قید حیات است وقف کرد و پس از مرگ خویش آنها را برای افرادی از نسل خود و خویشاوندان شایسته خویش و سرانجام دانشجویان وقف نمود. (کتابخانه‏های عمومی و نیمه‏عمومی عربی در قرون وسطی، یوسف العش، ص370ـ371).

گاهی هم واقف کتابهای خود را بر شخص یا اشخاصی معیّن وقف می‏کرد که می‏توان به نمونه‏هایی از این نوع وقف اشاره کرد:

شخصی به نام عبداللّه‏ در سال 778هـ.ق، کتابی فقهی مربوط به مذهب حنبلی را بدون هیچ‏گونه شرح و توضیحی برای استفاده حاج محمد بن حاج جبرئیل وقف کرد. یا در وقفنامه‏ای مربوط به سال 813 هـ.ق کتابی به یک نفر به نام ابن‏ناصرالدین محمد بن ابی‏بکر وقف‏شده و قید شده که محلّ نهایی نگهداری این کتاب پس از فوت شخص نامبرده دارالحدیث ضیائیّه است.

تاج‏الدین کندی (متوفی 613 هـ.ق) کتابخانه خود را بر بنده آزادشده خود و سپس نسلهای بعدی او و در نهایت بر همه علما وقف کرده است. (کتابخانه‏های عمومی و نیمه‏عمومی در قرون وسطی، ص371ـ372).

رضی‏الدین بن طاووس علی بن موسی بن جعفر بن محمد بن احمد بن محمد بن طاووس معروف به سید بن طاووس (متوفی 664 هـ.ق) که دارای کتابخانه‏ای بالغ بر 1500 جلد کتاب بود، آن کتابها و همه تألیفات و آثار خود را وقف بر اولاد ذکور خود نمود. (الذریعه، ص58 رقم 290).

یکی دیگر از اشکال وقف خاصِ کتاب آن بوده است که واقف کتابها را وقف یک نفر می‏کرده و در اختیار وی قرار می‏داده و آن شخص می‏توانسته پیش از دیگران استفاده کند و یا اینکه می‏توانسته کتابها را نزد خود نگهداشته و به هرکس که بخواهد بدهد که هردو شکل مزبور در واقع یکی هستند.

نکته مهمی که در بیشتر وقفنامه‏های خاصّ کتب دیده می‏شود آن است که شخص یا اشخاص استفاده‏کننده از وقف (موقوف علیهم) بایستی از نظر علمی در مقامی باشند که شایستگی استفاده از آن کتب وقفی را داشته باشند و در صورتی‏که این نکته تحقّق نیابد، استفاده از مورد وقف براساس شرایط مندرج در وقفنامه‏ها به شایسته‏ترین فرد از نسل موقوفٌ علیهم می‏رسد. (کتابخانه‏های عمومی و نیمه‏عمومی در قرون وسطی، ص372).

وقف نیمه‏ عمومی (شبه ‏عام)

منظور نوعی دیگر از وقف کتاب است که گسترده بیشتری از وقف خاص داشته و از همان آغاز به دو شکل انجام می‏گرفته است:

وقف بر طبقه و گروهی خاص

گاهی واقفان به دلیل احترامی که برای فقها، محدثان، طلاّب علوم دینی، پزشکان و یا پیروان و علمای مذهب خاصّی قائل بودند، کتابهای خود را برای استفاده یکی از این طبقات و گروهها وقف می‏کردند.

در برخی از وقفنامه‏های این نوع از وقف، واقف کتابهای کتابخانه را وقف بر علما، فقها و طلاّب مذهبی خاصّ کرده است؛ گرچه علما و فقهای دیگر مذاهب نیز از آن کتابها استفاده می‏کرده‏اند. نمونه بارز این نوع وقفنامه‏ها، وقفنامه شاپور بن اردشیر (شابور بن اردشیر) است که در بغداد می‏زیسته و در سال 383هـ.ق و یا به احتمال کمتر در سال 381هـ.ق ساختمانی را خریداری کرد و آن را «دارالعلم» نامید و نفیس‏ترین کتابهایی را که خطّاطان مشهور و دانشمندان بسیار معتبر نوشته و تألیف کرده بودند به آنجا منتقل ساخت. تعداد این کتابها را بیش از ده هزار و چهارصد جلد کتاب دانسته‏اند. او آنها را وقف بر فقها، محدثان و طلاّب شیعی ساخت، چون خود وی شیعه بود و یکی از رؤسای معروف این کتابخانه و دارالعلم شریف مرتضی علم الهدی ابوالقاسم علی بن حسین بن موسی (متوفی 436هـ.ق) برادر سید رضی ـ گردآورنده نهج‏البلاغه ـ بوده است. (المنتظم، ابن‏جوزی، ج14، ص366 ذیل حوادث 383 هجری؛ تاریخ الاسلام، ذهنی، حوادث 381ـ400 هجری، ص16؛ کتابخانه‏های عمومی و نیمه‏عمومی در قرون وسطی، ص129).

در وقفنامه‏ای دیگر، یکی از واقفان کتابهای خویش را جهت استفاده علما و فقهای حنبلی مذهب (سادة الحنابله) وقف کرده و محل نگهداری آن کتابها را «مدرسه ابوعمر» تعیین نموده بود.

در بعضی از وقفنامه‏ها، واقفان، کتابهای خود را بر گروهی از علما وقف کرده‏اند، بدون اینکه نظری به وابستگی اعتقادی آن گروه داشته باشند، از باب مثال ابوالحسن منتخب بن عبداللّه‏ دوامی مستظهری (متوفی 509 هـ.ق) کتابهای خویش را وقف بر اصحاب حدیث (محدثان) نموده بود که در بین این کتابها المسند از امام احمد بن حنبل نیز وجود داشت (المنتظم، ج17، ص144). عبداللّه‏ بن احمد بن حمدویه بزّاز (متوفی 539 هـ.ق) که فردی عالم بود به غزنه مسافرت کرد و مدتی در آنجا اقامت نمود و کتب بسیاری را خریداری کرد و به شهر مرو منتقل ساخت و در آنجا «رباطی» برای اصحاب حدیث (محدثان) و طلاب ساخت و در آن رباط «خزانة‏الکتبی» بنیان نهاد و آن کتابها را در آنجا قرار داد و وقف اصحاب حدیث (محدثان) نمود. (المنتظم، ج18، ص40).

نورالدین محمود بن زنگی معروف به ملک عادل و مشهور به نورالدین شهید (متوفی 569 هـ.ق) تعدادی بسیار کتاب پزشکی را وقف بیمارستان النوری که خود او در دمشق تأسیس کرده بود نمود. این مجموعه ارزنده را در دو اشکاف یا مخزن که روبه‏روی درِ ورودی ایوان بیمارستان تعبیه شده قرار داده بودند و در حقیقت وقف بر پزشکان بیمارستان و جهت استفاده دانشجویان رشته پزشکی و کارکنان آن بیمارستان بوده است. (عیون الابناء، ج2 ص155؛ الدارس فی تاریخ المدارس، ج1، ص99ـ100).

نمونه‏ای دیگر از این نوع وقف، از آن مهذب بن دغوار طبیب (متوفی 628 هـ.ق) است که کتابها و خانه خود را وقف بر پزشکان نمود. (النجوم الزاهره، ج6، ص277).

وقف بر یک مکان خاص

این نوع وقف در تاریخ اسلام و در میان مسلمانان رواج بسیار داشته و از اهمیّت فراوانی برخوردار بوده است؛ چنان‏که می‏بینیم واقفان، کتابهای خود را وقف بر مساجد، مدارس، مشاهد مشرفه، خانقاهها، رباطها و آرامگاههای خاصّی کرده‏اند. وقف بر این مکانها برای استفاده‏کنندگان مستقیم و غیرمستقیم از آنها بوده است. در برخی از وقفنامه‏ها قید شده که فقط افرادی که در آنجا هستند یا بر آنجا وارد می‏شوند و یا گروه خاصّی می‏توانند از آن کتابها استفاده کنند، امّا در این نوع موقوفات نیز عملاً حد و مرزی وجود نداشته است.

در یکی از این وقفنامه‏ها چنین آمده است: «این کتابها برای استفاده‏کردن اساتید (مشایخ العلم) و دانشجویان علم حدیث در خانقاه ناصریه واقع در قاهره وقف شده است». و در وقفنامه‏ای دیگر این عبارت به‏چشم می‏خورد: «وقف کرد رمضان العلوی برای استفاده کردن دانشجویان علوم شریفه که مقیم مدرسه صالحیّه ضیائیّه هستند.» در این قبیل موارد، از نظر برخی از فقهای اهل‏سنّت وقف هنگامی اعتبار دارد که تعداد موقوف علیهم قابل شمارش باشند و از یک حدّ معیّن تجاوز نکند. در مورد تعداد این افراد نظر فقها و علما یکسان نیست، برخی آن را ده نفر و گروهی چهل نفر و عده‏ای هشتاد نفر و شماری هم تعداد آنان را صد نفر گفته‏اند، اما به هرحال قاضی مختار است که تعدادی را که درست تشخیص می‏دهد، معیّن کند. (کتابخانه‏های عمومی و نیمه‏عمومی در قرون وسطی، ص373ـ374).

در بیشتر این وقفنامه‏ها قید و شرط کرده‏اند که هیچ‏کس حق خارج ساختن کتابهای موقوفه را از آن مکان بخصوص ندارد، اما ساکنان آن مکانها و غیر ساکنان به‏طور مساوی می‏توانند از آنها استفاده کنند. گو اینکه در بسیاری موارد موقوف علیهم را هم معین کرده‏اند و مثلاً نوشته‏اند: حق استفاده کردن از کتابها برای اصحاب و ساکنان همان مدرسه است. این شرط را بسیاری از علما و فقها در مورد مسجد رد کرده‏اند.

برخی هم نوشته‏اند چون وقف یک عمل خیر است و قربتا الی‏اللّه‏ انجام می‏گیرد و برای رفع نیاز جامعه اسلامی است، بهتر است و به قول بعضی واجب است که افراد غیرمحتاج از کتب موقوفه استفاده نکنند، زیرا نیازمندان و فقرا نمی‏توانند کتاب یا کتابهای مورد احتیاجشان را به‏دست آوردند، در حالی‏که ثروتمندان این توانایی را دارند. این دلیل کاملاً قانع‏کننده نیست، زیرا اصولاً چون وقف یک کار خیر است و برای رضای خداوند انجام می‏گیرد، بهتر است همگان بتوانند از آن بهره‏مند شوند، اما می‏توان این قید را گذاشت که فقرا در استفاده‏کردن از این نوع کتابها بر اغنیا مقدم هستند. (دور الکتب العربیة العامّة و شبه‏العامّة، صص386ـ392).

وقف کتاب بر مساجد

مساجد در جهان اسلام نقش بسیار مهم و حساسی در پیشرفت علم و فرهنگ و تمدن اسلامی و تعلیم و تربیت مسلمانان داشته‏اند از این‏رو از همان آغاز، مسلمانان کوشیده‏اند که در کنار مسائل عبادی و نیایش به امر تعلیم و تربیت و بازگویی احکام و دستورات اسلام و قرآن نیز اهمیت قائل شوند و در هریک از مساجد مهمّ صدر اسلام کتابخانه‏هایی نیز تأسیس کنند و اغراق نیست اگر گفته شود که نخستین موقوفه‏های کتاب در مساجد پی‏ریزی شد و مساجد بزرگ، مکه، مدینه، دمشق، بغداد، قاهره، مرو، نیشابور، قرطبه، طلیطله، زیتونه در تونس و دیگر جوامع اسلامی در شهرهای مهم جهان اسلام هریک برای خود کتابخانه‏های مهمی داشته‏اند و نمازگزاران و دیگر کسانی که به این مساجد رفت و آمد داشته‏اند و بویژه علما، فقها، محدثان از آنها استفاده می‏کرده‏اند. در اینجا چند نمونه را به عنوان مثال ذکر می‏کنیم:

مسجد جامع اموی در دمشق از مساجد بزرگ جهان اسلام است که از بدو تأسیس مجموعه‏های بسیاری از مصاحف و کتابهای ارزنده از جانب حکام، امرا، علما، فقها، محدثان و دیگر مسلمانان بر آن وقف شده، به صورتی که هریک از مجموعه‏های وقفی در یک گوشه از مسجد و جدا از هم نگاهداری می‏شد. یکی از کسانی که مجموعه گرانقدری از کتابهای نفیس و قرآنهای زیبا بر آن وقف کرده احمد بن فضل بن فرات (متوفی 494هـ.ق) شیعی‏مذهب بوده است. بیشتر مجموعه‏های وقفی این مسجد در آتش‏سوزی سال 461هـ.ق از میان رفت. (تهذیب تاریخ دمشق، ج1، ص408؛ شذرات الذهب، ج3 ص308؛ خطط الشام، ج1 ص193 و ج2، ص200).

ابونصر احمد بن یوسف منازی (متوفی 437هـ.ق) تعداد قابل توجهی از کتابهای خود را وقف مساجد میّافارقین و آمِد در دیار بکر ترکیه نمود. (المختصر فی اخبار البشر، ج2، ص176؛ شذرات الذّهب، ج3 ص259).

ابوالحسن علی بن احمد معروف به شریف‏الزیدی (متوفی 576 هـ.ق) فقیه و محدث شافعی از وجوهی که عضدالدین بن رئیس‏الرؤسا، وزیر و خلیفه المستضی عباسی به او داده بودند در بغداد مسجدی تأسیس کرد که به مسجد شریف‏الزیدی یا مسجدالزیدی معروف شد و در آن مسجد کتابخانه‏ای بنیان نهاد و کتابهای بسیاری را خریداری و وقف آن مسجد کرد. (تاریخ غیاثی، ص185، معجم‏البلدان، ج1، ص209 و ج2، ص518؛ تاریخ العراق بین احتلالین، ج1، ص176).

یاقوت حموی نوشته است: زمانی که به شهر مرو مسافرت کردم در آنجا مسجدی به نام مسجد عزیزیّه دیدم که آن را عزیزالدین ابوبکر عتیق زنجانی که در دربار سلطان سنجر می‏زیست تأسیس کرده بود. او کتابخانه‏ای در آنجا ایجاد کرده و کتب بسیاری که تعداد آن بیش از دوازده هزار جلد بود بر آن وقف کرده بود. خزانه دیگری از کتاب در مسجد کمالیه شهر مرو وجود داشت که از آنها استفاده بسیار کردم. (معجم‏البلدان، ج4، ص509).

الحاکم فاطمی، در قاهره مسجدی بنیان کرد که به نام مسجد راشده در کرانه نیل و مسجد الحاکمی معروف است. او مساجد بسیاری تأسیس و مصاحف زرکوب بسیاری بر آنها وقف کرد. در سال 403هـ.ق نیز وی 440 نسخه بزرگ طلاکوبی شده قرآن و 74 ربع قرآن زرکوب را در مسجد قدیمی یعنی «مسجد عمرو» قرار داد.

احمد بن طولون نیز در مسجدی که خود در قاهره تأسیس کرده بود صندوقهای زیادی محتوی قرآنهای وقفی قرار داد و الحاکم فاطمی نیز بر جامع ابن‏طولون تعداد 814 مصحف وقف کرد. (وفیات الاعیان، ج3، ص6؛ النجوم الزّاهره، ج4، ص177؛ الانتصار لواسطة عقدالامصار، ج4، ص79؛ خطط، ج3، ص221).

امیر رکن‏الدین بیبرس جاشنگیر، حدود پانصد جلد کتاب در معارف و علوم مختلف بر جامع الحاکمی در قاهره وقف نمود. (فوات الوفیات، ج3، ص290).

خلیفه المستنصر باللّه‏ عباسی در اوایل قرن هفتم هجری وقتی «مسجد القمریّه» را در غرب بغداد ساخت، مجموعه‏ای بزرگ از قرآنها و کتابهای علمی بر آن مسجد وقف کرد. (الحوادث الجامعه، ص4).

وقفنامه مورّخ 20 رمضان 842 در مورد جزئی از مصحف شریف وقف‏شده بر مسجد جامع عتیق قم منسوب به امام حسن عسکری(ع) و وقفنامه مورخ اواخر ربیع‏الاوّل 891 در مورد یکی از قرآنهای وقف شده بر مسجد معروف به منار واقع در شهر قم، نشان می‏دهد که در این دو مسجد نیز قرآنها و کتابهای وقفی وجود داشته است. (تربت پاکان، ج2، صص118ـ119 و 150ـ151).

سخن درباره قرآنها و کتابهای وقفی مساجد اسلامی بسیار زیاد است ولی همین نمونه‏ها برای نشان‏دادن اهمیتی که مسلمانان به وقف کتاب در مساجد می‏داده‏اند، کافی است.

وقف کتاب بر مدارس

مدارس اسلامی به‏عنوان کانونهای اصلی آموزش و تربیت، پس از مساجد، در جهان اسلام از اعتبار و اهمیّت فوق‏العاده‏ای برخوردار بوده‏اند، از این‏رو مسلمانان در تأسیس و ساخت مدارس کوشش فراوانی داشته‏اند و بسیاری از این مدارس شهرت فراوانی در تاریخ کسب کرده‏اند. ما در این جا درصدد بیان ویژگیهای مدارس اسلامی نیستیم و اگر نامی از برخی از آنها می‏بریم برای بازیافتن ارزش وقف کتاب در جوامع اسلامی است.

نظام الملک ابوعلی حسن بن علی بن اسحاق طوسی (متوفی حدود 485هـ.ق) از شخصیتهای علمی و سیاسی اسلام، مؤسّس یک سلسله از مدارس در شهرهای مهم عراق و ایران و جهان اسلام به نام نظامیّه بود. او برای هریک از این نظامیّه‏ها، کتابخانه‏های بزرگ و مهمّی به وجود آورد که در منابع تاریخی به آنها اشاره شده است. او در بخش شرقی بغداد و در نزدیکی کاخ خلیفه عباسی در کرانه رود دجله در سال 457هـ.ق مدرسه‏ای به عنوان نظامیّه بغداد ساخت و مجموعه‏ای گرانقدر از کتابهای مختلف را بر آن وقف کرد. (تاریخ دولة السلجوقیّه، ص74؛ دائرة‏المعارف الاسلامیه، ج3، صص997ـ1000).

جامع‏الازهر که نخست به‏عنوان مسجد و یا «جامع القاهره» به دست جوهر صقلی فرمانده سپاه المعزّلدین‏اللّه‏ فاطمی در 359هـ.ق در قاهره تأسیس شد بعدها به عنوان مدرسه و دانشگاهی بزرگ در جهان اسلام در آمد و هم‏اکنون نیز شهرت جهانی دارد. از بدو تأسیس الازهر تاکنون مجموعه‏های بسیار بزرگی از کتب و تألیفات دانشمندان جهان اسلام و غیر آن بر این دانشگاه اسلامی وقف شده و این سنت دیرینه قرنهاست که ادامه دارد. غیر از خلفای فاطمی و علمای آن زمان افراد بسیاری کتابخانه‏های خود را وقف بر آن کرده‏اند از جمله: عیسی بن عبدالرحمان زواوی مغربی که قسمتی از کتابخانه خود را بر طلاب علم این دانشگاه وقف کرد و آنها را در «رواق مغاربه» قرار داد. دیگری احمدین هارون شهابی و دیگری شیخ علی بن سلیمان ابشادی است. (دانشگاه الازهر «تاریخ هزار ساله تعلیمات عالی اسلامی»؛ الضوء اللامع، ج2، ص240؛ تاریخ المکتبات فی عصر المملوکی، ص168).

المستنصر عباسی در 631 هـ.ق مدرسه‏ای به نام مستنصریّه در بغداد تأسیس نمود و کتابهای بسیاری بر آن وقف کرد که شهرت فراوانی در تاریخ مدارس اسلامی و کتابخانه‏های جهان اسلام دارد. (حوادث الجامعة، صص55 ـ56؛ تاریخ الخلفاء، ص499).

امیر جمال‏الدین محمود استادار در 790هـ.ق کتابهای کتابخانه قاضی برهان‏الدین ابن‏جماعه را پس از مرگ وی از فرزندان او خرید و بر مدرسه محمودیّه در مصر وقف نمود. تعداد کتابهای این مجموعه را چهار هزار جلد نوشته‏اند. (الدرر الکامنة، ج2، ص329؛ الضوء اللامع، ج1، ص366).

ابن‏حجر عسقلانی نیز کتابهای خود را بر همین مدرسه وقف کرد. (تاریخ المکتبات فی عصر المملوکی، ص169).

جمال‏الدین یوسف استادار، تعداد فراوانی از کتب کتابخانه مدرسه اشرفیه را پس از ویرانی آن مدرسه به مبلغ ششصد دینار خرید و آنها را بر مدرسه‏ای که خود ساخته بود وقف کرد. (الخطط، ج2، ص401) علاّمه نعمان آلوسی (متوفی 1899م) کتابخانه خود را وقف بر مدرسه مرجانیه بغداد نمود که بعدها به خزانة الاوقاف عمومی بغداد منتقل شد. (خزائن الکتب القدیمة فی‏العراق، ص165).

مدارس بسیاری در دمشق، حلب، قاهره، اسکندریه، بغداد، نجف، کربلا، سامرّا، موصل، و در بین‏النهرین در طول تاریخ اسلام پدید آمدند که بیشتر آنها از کتابخانه‏های معتبری برخوردار بوده‏اند و مجموعه کتب این مدارس را واقفان نیکوکار وقف کرده بودند. (نک: کتابخانه‏های عمومی و نیمه‏عمومی در قرون وسطی، صص184ـ282).

مدارس خاتونیه، ضمیریّه، نظامیّه، عمیدیّه و منصوری در شهر مرو، شاهرخیّه در هرات، نظامیّه، صابونی، سعدیّة، بیهقیّه و عطاملک جوینی در نیشابور، مظفریّه در تبریز، تورانشاهی و قطبیّه در کرمان، نظامیّه در اصفهان و صدها مدرسه در شیراز، اصفهان، یزد، قم، همدان، تهران، مشهد و تبریز از روزگاران کهن تا عصر حاضر که شمارش یکایک آنها در این مختصر ممکن نیست، هریک دارای کتابخانه‏های مهمّ و معتبری بوده و هستند که از طریق وقف به‏وجود آمده‏اند. (نک: درآمدی بر دائرة المعارف کتابخانه‏های جهان، مقاله تاریخ کتابخانه‏ها از عهد باستان تا عصر حاضر).

وقف کتاب بر مشاهد مشرفه

یکی دیگر از مکانهایی که بسیار مورد توجه و علاقه مسلمانان بوده و کتابها و مجموعه‏های فراوانی بر آنها وقف‏شده، مشاهد مشرفه، آستانه‏های امامزادگان و آرامگاههای بزرگان اسلام بوده است. در اینجا اشاره به برخی از آنها راهگشا خواهد بود:

کتابخانه آستان قدس رضوی یکی از قدیمیترین کتابخانه‏های مهم جهان اسلام است. از وقفنامه‏هایی که هم‏اکنون در این کتابخانه موجود است بر می‏آید که این کتابخانه از اوایل قرن چهارم هجری وجود داشته است. تاریخ وقف یکی از مصاحف این کتابخانه به سال 327هـ.ق باز می‏گردد. در وقفنامه دیگری تاریخ ربیع‏الاوّل 393 به چشم می‏خورد که قرآنی را ابوالقاسم منصور بن محمد بن کثیر بر آن آستانه مقدسه وقف کرده است. (فهرست نسخ خطی آستانه قم، ص22؛ راهنمای گنجینه‏های قرآن در آستان قدس، ص36).

این کتابخانه که از دیرباز مورد توجه دوستان اهل‏بیت عصمت و طهارت(ع) بوده، همواره پذیرای قرآنها، کتابها و رساله‏های گوناگون و ارزشمندی از علما، فقها، محدثان، طالبان علم، سلاطین، وزرا، امرا و حکام بوده است که بر آن آستانه مقدسه وقف می‏کردند. (نک: فهرست نسخه‏های خطی آستان قدس).

آستانه حضرت معصومه(س) دومین آستانه مهمی است که همیشه مورد عنایت شیعیان و علما بوده است و از برخی از وقفنامه‏های موجود در آن آستانه استنباط می‏شود که در این آستانه از قرن پنجم و ششم هجری کتابخانه‏ای وجود داشته است؛ از جمله در وقفنامه مورخ رمضان 594 که در داخل چهار مجلد از مصحف شریف ثبت شده و دارای صندوقچه‏ای نیز بوده است. (تربت پاکان، ج1، ص125ـ128).

در وقفنامه‏ای شاه‏عباس کبیر، تعداد 110 جلد کتاب بر این آستانه و بر مدرسه فیضیه قم، وقف کرده است که از آن مجموعه اکنون جز چند جلد چیزی باقی نیست. همچنین براساس وقفنامه مورخ یونت ئیل 1064 قمری، میر محمدهاشم گیلانی، 75 جلد کتاب بر آستانه مقدسه حضرت معصومه(س) و بر مدرسه آستانه (فیضیة) وقف نموده است. اکنون سه نسخه از این موقوفه باقی‏مانده است. (تربت پاکان، ج1، صص150ـ155).

آستانه حضرت عبدالعظیم حسنی در شهر ری نیز از دیرباز دارای کتابخانه‏ای بوده که تدریجا به همت نیکوکاران و واقفان در آن گرد آمده است. چنان‏که آستانه شاه چراغ در شیراز و آستانه‏های دیگر امامزادگان در ایران و عراق دارای کتابخانه‏های موقوفه‏ای بوده‏اند و برخی از آنها اکنون نیز از کتابخانه‏های معتبری برخوردار هستند و هزاران جلد کتاب موقوفه را در خود جای داده‏اند.

آستانه امام موسی بن جعفر(ع) در کاظمین نیز از کتابخانه مهمّی بهره‏مند بوده و افراد بسیاری از علما، فقها و دوستداران خاندان نبوت و امامت توجه بسیاری به آن داشته‏اند و کتابهای بسیار و قرآنهای فراوانی بر آن آستانه مقدسه وقف کرده‏اند، از جمله علی بن علی بن روزبهان ابوالمظّفر کاتب بغدادی وزیر (متوفی 601 هـ.ق) آثار بسیاری به خط خود و مجموعه‏ای ارزنده از کتب را بر این آستانه وقف نموده است. (کتابخانه‏های عمومی و نیمه‏عمومی عربی در قرون وسطی، ص211).

وقف کتاب بر آرامگاهها

مقبره ابوحنیفه در بغداد نیز که ابوسعد محمد بن منصور مستوفی شرف‏الملک (متوفی 494هـ.ق) گنبدی بر روی آن ساخت، کتابخانه‏ای داشته که از راه وقف ایجاد شده بود. از کسانی که کتب خود را وقف آن ساخته‏اند می‏توان از یحیی بن عیسی بن جزله طبیب و محمود بن عمر زمخشری (متوفی 538 هـ.ق) صاحب تفسیر کشّاف، نام برد. (المنتظم، ج17، ص72؛ وفیات الاعیان، ج3، ص256؛ المختصر، ص236؛ کتابخانه‏های عمومی و نیمه‏عمومی در قرون وسطی، ص210).
منصور بن قلاوون حاکم مصر، چند مجموعه از کتب خود را وقف بر قبه منصوریه کرد و ابن‏تغری بردی صاحب کتاب معروف النجوم الزاهره، تمامی کتابهای خود را وقف بر آرامگاه خود ساخت. (خطط، ج2، ص380؛ النجوم الزاهره، ج1، صص9ـ28؛ الضوءاللاّمع، ج10، ص274).

امیر بکتمر ساقی، تعدادی کتاب را بر تربت و آرامگاه خود وقف کرد. (تاریخ المکتبات فی مصر المملوکی، صص169ـ170).

در وقفنامه مورخ 6 ربیع‏الثانی 621 بر بقعه جنب جامع منیعی نیشابور کتبی وقف‏شده و از وقفنامه مورخ اوّل صفر 687 در مورد وقف قرآنی بر مقبره‏ای خانوادگی که در جنب مدرسه بردسیر قرار درد چنین برمی‏آید که در این آرامگاهها، بقعه‏ها و مقبره‏ها نیز کتابخانه‏هایی وجود داشته است. (فهرست نسخ خطی آستانه قم، ص23؛ مجله یادگار، سال اوّل (1342ش) شماره 9، صص30ـ31).

بر مقبره شاه‏عباس دوم نیز کتابهای متعددی وقف‏شده و بر یک کتاب وقفی باقی‏مانده این عبارت به چشم می‏خورد: «از آن جمله این مجلد را با سایر کتب دیگر از قرآن مجید و صحیفه کامله و حدیث و غیر ذلک که تفصیل آن در دفاتر آن سرکار ثبت است...» و اکنون دو نسخه از آنها بر جای مانده است. (تربت پاکان، ج1، ص156).

وقف کتاب بر اماکن مذهبی

حسینیّه‏ها، خانقاهها، زاویه‏ها و رباطها نیز دارای کتابخانه‏ها و مجموعه‏هایی بوده‏اند که از راه وقف به‏وجود آمده‏اند و شمارش آنها در اینجا امکان‏پذیر نیست، اما به برخی از این نوع کتابخانه‏ها نیز به‏عنوان نمونه اشاره می‏کنیم:

یاقوت حموی به خانقاهی در مرو اشاره می‏کند که «ضمیریّه» نامیده می‏شده است و دارای مخزنی از کتب خطی وقفی بوده است و یاقوت خود از کتابهای آن استفاده کرده است. (معجم‏البلدان، ج4، ص509).

نخستین رباط بغداد به «رباط زوزنی» معروف است که در مقابل جامع منصور قرار داشت و در 371هـ.ق برای ابوالحسن علی بن ابراهیم زاهد بصری ساخته شد و سپس علی بن محمود بن ابراهیم زوزنی صوفی (متوفی 451هـ.ق) در توسعه آن کوشید و به نام وی معروف شد. در این رباط کتابخانه‏ای از کتب وقفی وجود داشته است و علی بن احمد بن ابوالحسن بصری معلم و قاری در سال 592 هـ.ق کتابدار آن بوده است. (تاریخ بغداد، ج1، ص108 و ج12، ص115؛ الانساب، ج3، ص176).

یکی دیگر از رباطهای معروف «رباط مأمونیّه» در بغداد بود که کتابهای بسیاری بر آن وقف شده بود و یکی از کسانی که کتب خود را وقف آن کرده بود، عبداللّه‏ بن احمد بن خشاب (متوفی 567 هـ.ق) نام داشت. (المنتظم، ج18، ص159).

دیگری رباط حرم‏الطاهری است که در 590 هـ.ق به دستور الناصر خلیفه عباسی ساخته شد و مجموعه‏ای از کتابهای نفیس وقف آن گردید. (الکامل، ج12، صص67 ـ68؛ حوادث الجامعه، ص54؛ خلاصة الذهب المسبوک، ص208).

دیگری رباط الخاتونی است ساخته زمرّد خاتون (متوفی 599 هـ.ق) ـ مادر الناصر خلیفه عباسی ـ که کتابهای بسیاری بر آن وقف شده بود. (تاریخ الحکماء، ص269؛ ذیل الروضتین، ص94)

دیگری رباط شونیزی در غرب شهر بغداد بود که دارای کتابخانه‏ای بوده و احمد بن محمد بن اصفهانی معروف به ابوحامد بلخی صوفی، مجموعه کتب خود را وقف بر آن کرد و خود تا سال 570 هـ.ق زنده بوده است. (کتابخانه‏های عمومی و نیمه‏عمومی عربی در قرون وسطی، ص206).

شمس‏الدین ابوالعلا، محمود بن ابی‏بکر حنفی (متوفی 700هـ.ق) کتابها و جزوات خود را وقف بر خانقاه شهر ماردین کرد. (تذکره الحفاظ، ج4، ص284).

برخی از افراد خیّر و نیکوکار کتابخانه‏های خود را وقف بر اهالی یک شهر و یا وقف بر یک شهر کرده‏اند. به‏عنوان مثال ابوالقاسم مغربی (متوفی 478هـ.ق) وزیر و نویسنده، کتابهای خود را وقف اهالی میّافارقین کرد. همچنین حسن بن ابراهیم مالقی نحوی (متوفی حدود 520 هـ.ق) مجموعه کتابهای خود را وقف بر شهر نیشابور کرد. (بغیة الوعاة، ج1، ص494؛ کتابخانه‏های عمومی و نیمه‏عمومی عربی، ص218).

در این نوع از وقف نیمه‏عمومی، یعنی موقوفه‏های مساجد و مدارس و مانند آنها به دو شیوه عمل می‏شده است: یکی آنکه موقوفه بر نفس مکان و محل خاص وقف می‏شده و دیگری وقف بر افراد مقیم در یک مکان خاص است که شیوه دوم نادر است، مانند اینکه کتابها را بر دانشجویان یک مدرسه و یا بر اساتید و یا طبقه‏ای خاص از علما وقف می‏کرده‏اند.

همه اشکال وقف خاص و نیمه‏عمومی، سرانجام روزی به وقف عمومی منتهی شده است، گو اینکه در همان دوره‏های آغازین این‏چنین موقوفه‏هایی، استفاده از آنها برای عموم نیز مجاز بوده است، ولی آنچه از متن آن وقفنامه‏ها استفاده می‏شده و تا اندازه‏ای در عمل هم رعایت می‏کرده‏اند ترتیب اولویّت و حق تقدم در استفاده از آنها بوده است که موقوف علیهم مقدم بر دیگران بوده‏اند.

در مورد کتابهای موقوفه تاج‏الدین کندی (متوفی 613 هـ.ق) بر یاقوت و فرزندانش که در جامع اموی دمشق نگاهداری می‏شد نوشته‏اند که گرچه این کتابها وقف خاص بوده، در عین‏حال در اختیار عموم قرار داشت و سرانجام پس از مرگ یاقوت و فرزندانش به شکل وقف عام در آمد. (نک: کتابخانه‏های عمومی و نیمه‏عمومی عربی، صص372ـ373).

وقف عمومی

وقف عمومی کتاب چنان‏که از وقفنامه‏های مربوط به آن به‏دست می‏آید به دو شکل به این شرح انجام می‏گرفته است:

وقف بر طالبان علم

در بیشتر وقفنامه‏هایی که عبارت «وقف لطلبة‏العلم» در آن مندرج است، ناظر بر این نوع از وقف کتاب بوده و تمامی طالبان علم در هر سطح و پایه علمی را در نظر دارد. چون این امکان وجود داشته که برخی از این عبارت سوءاستفاده کنند و آن را محدود به عده‏ای خاص و معیّن از اهل علم نمایند، برخی از واقفان برای رفع این شبهه گفته‏اند: وقف بر هر طالب علمی است که جویای دانش باشد (معجم‏الادباء، ج7، صص192ـ193). بسیاری قائل‏اند که به‏طور قاطع، فقط طلاّب علوم شریفه (یعنی علوم مذهبی) را مجاز دانسته‏اند که از این موقوفات استفاده کنند، اما باید توجه داشت که گذاشتن شرط «وقف لطلبة‏العلم» بدون قید و شرط است و طلبه یعنی هر آن کسی که طالب علم و آرزومند دانش است.

این نکته که چرا واقفان مورد وقف را به‏شکل گسترده و فراگیر وقف نکرده‏اند و استفاده از کتب موقوفه را برای شیفتگان علم محدود کرده‏اند، بسیار درخور توجه است، زیرا آنان می‏خواسته‏اند دست جاهلان و افراد کنجکاوی که ادای طالبان علم را در می‏آورند و خود را به‏شکل عالمان می‏آرایند، از آن موقوفه‏ها کوتاه کنند، ضمن اینکه در وقفنامه‏ها شرط شده است که استفاده‏کننده از کتب وقفی بایستی توانایی استفاده از آن را داشته باشند. (کتابخانه‏های عمومی و نیمه‏عمومی عربی، ص378).

این نوع وقف بسیار شایع و متداول بوده است و نمونه آن را در بیشتر وقفنامه‏های عمومی می‏توان مشاهده کرد و در اینجا فقط به چند مورد از آن اشاره می‏کنیم.

ابوالقاسم جعفر بن محمد بن حمدان موصلی (متوفی 322هـ.ق) فقیه، شاعر و ادیب شافعی در شهر موصل دارالعلمی ساخته بود که دارای کتابخانه‏ای مجهّز و ارزشمند بود و کتابها و مجموعه‏های فراوانی از جمله کتابها و تألیفات خویش را وقف طالبان علم کرده بود و هیچ‏کس را از دخول به دارالعلم و استفاده از کتب موقوفه آن مانع نمی‏شدند. یاقوت در شرح‏حال وی چنین نوشته است: «و کانت له ببلده دار علم قد جعل فیها خزانة کتب من جمیع‏العلوم وقفا علی کلّ طالبٍ للعلم لایُمنَع احدٌ من دخولها». (معجم الادباء، همان‏جا).

ابوالفتح محمد بن ابی‏بکر کوفی (متوفی 667 هـ.ق) نخستین کسی است که در عصر ممالیک در مصر کتابخانه خود را وقف بر طالبان علم نمود. (العبر، ج5، صص286، 287؛ عقدالجمان، ج2، ص55).

رشیدالدین فضل‏اللّه‏ همدانی در وقفنامه مورّخ 713 قمری تصریح کرده است به اینکه «کتب بر طلاّب علم وقف‏شده تا ایشان بدان انتفاع گیرند» (وقف‏نامه و تاریخ کتابخانه و کتابداری، ص98).

وقف بر جمیع مسلمانان

در این نوع از وقف تنها قیدی که بر عمومیت وقف خورده است مسلمان بودن است که البتّه در عمل دقیقا این قید رعایت نمی‏شده و عموم مسلمانان و غیرمسلمانان بویژه اهل‏کتاب می‏توانسته‏اند بدون امتیاز از کتابهای وقفی استفاده کنند. به این معنا که هر شخصی که مایل و راغب به مطالعه بوده از آن کتابخانه‏ها و کتابها استفاده می‏کرده است. (دور الکتب العربیة العامة و شبه‏العامه، ص390، 394)

همه انواع و اشکال وقف که پیش از این به آن اشاره کردیم سرانجام به این نوع وقف منتهی می‏شوند و عملاً به‏صور