فال

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اس ام اس عاشقانه

نمایه


نمایه
 
پيوند ها

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ یکشنبه ۳٠ فروردین ۱۳۸۸ توسط نمایه

درآمدی بر فهرست نویسی نسخ خطی (بخش ششم و  پایانی)

دکتر محمود یزدی مطلق ( فاضل )

 

وقف کتاب

یکی از کارهای بسیار خوبی که عده­ای از خیرخواهان به خاطر رضای پروردگار به­جا می­آورند ، وقف کتاب است که علاوه بر اجر معنوی و ثواب اخروی ، نام نیکی است که بعد از مرگشان از خود به جای گذاشته و یاد آنها در تاریخ برای همیشه می­­ماند و کتابها نیز از خطر زوال و نابودی مصون و محفوظ است . در تاریخ وقف کتاب نمونه­هایی بسیار دارد که از آن جمله موارد زیر را می­توان یاد کرد : اباالمجد بن ابی الحکم طبیب ، از پزشکان معروف سدۀ 6 ه است که در بیمارستان بزرگی که نورالدین محمود بن زنگی در دمشق ساخته بود ، کار می­کرد . او هر روز سه ساعت در ایوان بزرگ و مفروش این بیمارستان می­نشست و کتب و منابع مربوطه را بر دانشجویان پزشکی می­خواند و توضیحاتی می­داد . همۀ کتابهای پزشکی این بیمارستان را نور­الدین زنگی وقف کرده بود (62)مهذب بن دخوار طبیب ( متوفی 628خ ) کتابها و منزلش را وقف پزشکان کرده بود . (63)محمد بن ابی نصر حمیدی اندلسی ( متوفی 488 ه ) تمام کتابهایش را وقف کرد و مردم بهره بسیاری از آنها بردند (64)

ابن جوزی در شرح حال ابی­الحسن منتخب بن عبد الله دوامی مستظهری ( متوفی 509 ه ) آورده که او کتابهایی بر محدثین وقف کرد که از آن جمله مسند احمد بن حنبل بوده است . حسن بن ابراهیم مالقی نحوی ( متوفی بعد از 520 هجری ) در نیشابور کتابهای خود را بر اهل علم وقف کرد (65)عبد الله بن احمد بن حمدویه بزاز از مردم مرو ( متوفی 539 ه ) از مرو به غزنه سفر می­کند و مدتی در آن جا می­­ماند و کتابهای زیادی خریداری می­کند . پس از چندی به مرو بر­ می­گردد از مال شخصی خود کتابخانه­ای جهت محدثین و طلاب علم الحدیث می سازد و تمام کتابهایش را وقف آن کتابخانه می­کند (66)علی بن عساکر بطایحی مقری ( متوفی 572 ه ق ) نیز کتابهایش را وقف کرده است (67)

وقف کتاب بحثی طولانی دارد که در خور این گفتار نیست ، چون در هر دوره و عصری ، در شهرهای مختلف این گونه افراد فرهنگ دوست بوده­اند و هستند ، و ما در حال حاضر نمونه های بسیاری در ایران می­بینیم . مثلاً ملامحمد باقر سبزواری از علمای برجستۀ خراسان ( متوفی 1090ه ق .) کتابهای خود را وقف طلاب مدرسۀ باقریه در مشهد مقدس کرده است که دارای نسخه­های نفیس و اررزنده ای می­باشد .

ملا محمد امین استر آبادی ( متوفی 1053 ه ) کتابهایش را وقف کرده است .

علامه مجلسی ، محمد­باقر بن محمد­تقی ( متوفی به سل 1111ه )، فاضل خانم و شوکة الملک ملکی ، مرحوم سرابی ، مرحوم حاج سید سعید و بسیاری دیگر از نیکوکاران هستند که در مشهد مقدس کتابهای خود را وقف کرده­اند . مرحوم صاحب ذریعه صورتی از کتابهای مربوطه را آورده است .

کتاب سوزی

شاید بتوان گفت که یکی از زشت­ترین آفاتی که دامنگیر عالم کتاب گردیده ، کتاب سوری است . چون در طول تاریخ هولناکتر و زیانبارتر از این فاجعه نداشتیم . زیرا در یک لحظه ، هزاران کتاب نفیس و ارزنده نابود شده است . تنها چیزی که می­تواند شعله­های آتش را شعله­ورتر سازد ، جهالت ، گمراهی ، تعصبات جاهلانه و بی توجهی مردم به کتاب است .

اگر بخواهیم آنچه را که در این باب آمده است ، بیان داریم ، سخن به درازا می­کشد و ما را از مطلوب خود باز می­­دارد . مضافاً که از توان این ناچیز خارج است . لذا برای نمونه به ذکر اندکی از بسیار و قطره­ای از دریا و مشتی از خروار اکتفا می­کنیم .

ابن جوزی خیبر می دهد که در سال 595 هجری در جامع اصفهان آتش سوزی پدید آمد و حدود 500 قرآن نفیس در این آتش سوزی سوخت و از میان قرآن به خط ابی ابن کعب بود . (68)

کتابخانۀ دارالعلم بغداد نیز همین سرنوشت را داشته است . این کتابخانه در سال 383ه توسط ابو نصر شاپور بن اردشیر وزیر صمصام الدوله و بهاء ­الدوله دیلمی تأسیس گردید . مردی که سیاستمدار و ادیب بود و از این روی تاریخ نام او را جاوید ساخت . ابوالنصر در سال 393ه خانه­ای را در بهترین محلات کرخ بغداد خریداری کرد و تعمیر و باز سازیش نمود و نامش را « دار­العلم » نهاد و وقف دانشمندان و دانش­دوستان نمود ، و کتابهای زیادی که گرد ­آورده و خریداری کرده بود و به دارالعلم منتقل کرد ، و فهرستی برای کتابها تنظیم نمود . این کتابخانه شامل ده هزار و چهارصد جلد کتاب نفیس بود که از آن جمله تعداد 100 نسخه قرآن کریم به خط بنی­­مقله بود . این کتابخانه محل تردد علماء و محققین و ادبا بود . از جمله شاعر فیلسوف ابوالعلاء معری ( متوفی 449 ه ) و دیگران به آن ­جا رفت و . آمد می­کردند . جبرائیل بن عبید ­الله بن یختیشوع ( متوفی 369 ه ) کتاب کناشه در طب را در 5 مجلد نگاشت و نسخه­ای از آن را وقف دارالعلم بغداد کرد .

ابواحمد عید­السلام بن حسین بصری لغوی ( متوفی 405 ه ) که از دوستان بسیار نزدیک ابوالعلماء معری بود ، ریاست این کتابخانه را بله عهده داشت . ابو منصور محمد بن علی کاتب ( متوفی 218ه ) کتابدار دارالعلم بود . ولی متأسفانه بیش از هفتاد سال از تأسیس آن کتابخانه نگذشته بود که بعد از تسلط سلاجقه بر بغداد در سال 251 ه طعمه آتش شد (69)

تصویر و‌تزیین نسخه­های خطی

یکی از ظریفترین و زیباترین موضوعاتی که پیرامون نسخه­های خطی نفیس خطی بحث می­شود ، آرایش و تصویر آنهاست ، که با قلم توانای نوابغی از نگارگران پدید آمده است و این خود بیانگر تاریخ و تطور این هنر بر­جسته در اسلام می­باشد . هنرمندان چیره­دستی که آثار ارزشمند خود را برروی سفالها ، چوبها ، پارچ­ها ، مس ، آهن ، دیوار و بالاخره برروی کتابهای خطی پدید آورده­اند و آن آثار دست به دست گشته و برخی از آنها به عللی نابود و اندکی از آنها به ما رسیده است که در کتابخانه­ها و موزه­ها محفوظ می­‌باشند .

چون موضوع بحث ما در این بخش تصویر و تزیین کتابهای خطی می­باشند ، لذا به مقداری که مناسب باشد در این باره سخن خواهیم گفت . اندکی از مردم به نقاشی توجه دارند و از آن لذت می­برند . ولی اغلب نسبت به این هنر ارزنده بی اعتنا می­باشند و متشرعه هم در ذهن خود تصویری زشت از آن دارند و نقاشی را از گناهان بزرگ می­دانند که اسلام آن را نهی کرده است ، و دیگران را از آن منع می­کنند . چون در برخی از روایات از آن نهی شده است . علت نهی روایات از نقاشی آن است که در صدر اسلام ، اذهان مردم هنوز از بت­پرستی خالی نشده بود . لذا بیم آن می­رفت که صورتگری باز آنها را به بت­پرستی بکشاند . بدین جهت از آن نهی شده است .

در قرن اوائل هجری صورتگری شروع به فعالیت کرد و تدریجاً اذهان مردم به آن خو گرفت و رشد یافت و نوابغی در این هنر پدید آمدند و این هنر را به اوج اعتلای خود رساندند و بنیانگذار سبکهای جدیدی شدند . به­طوری که بسیاری از مورخین بر این باور هستند که صنعت نقاشی در اسلام ، پایه و اساس این هنر در ایتالیا بوده است . چنان که اشاره شد نقاشی اسلامی ، بسیار گسترده و دارای بحث مفصلی می­باشند و ما پیرامون تصویر کتابهای خطی و تزیین آرایش آنها بحث می­کنیم و آن را در باب خلاصه می­کنیم :

1 - عکسها و تصاویر پزشکی

گرچه این امر در روزگاران گذشته معمول بوده است ؛ لکن آنچه به ما رسیده ، اندک می­باشد . برخی از این نسخه­ها ، شکل گیاهان دارویی را ترسیم کرده­اند و دسته ­ای دیگر اعضاء داخلی بدن و عروق و اعصاب را تشریح کرده­اند و یا عضوی را تشریح و صورت آن را ساخته­اند و جمله­ای از آنها صورت ابراز و آلات جراحی را کشیده­اند و بعضی هم دستگاههای شیمیایی­گری را نقاشی نموده­اند و بالاخره گروهی طرز ساختن داروها و جوشاندن آنها و ... را به تصویر کشیده­­اند . در کتابخانه مبارکه رضوی از این نمونه­­ها باید متعدد باشد که چه خوب است مقاله­ای تحقیقی در این زمینه نگاشته شود و به طور دقیق هر یک از این کتابها با تصاویرش معرفی گردد .

در کتابخانه دانشکده الهیات مشهد کتاب التشریح بالتصویر به فارسی از قرن 9 هجری و کتاب تشریح البلدان به فارسی باز مانده از سده 12ه ق . موجود است 3 نمونه از این کتابها را ادوارد براون در کتاب تاریخ طب اسلامی نشان داده است .

نسخه­ای کهن از کتاب « تشریح العین » تألیف حنین بن اسحاق ، ( تاریخ 592 ه ق . ) در مجموعه نفیسی در ترکیه ( کتابخانۀ تیمور ) موجود است .

نقشه­های جغرافیایی

که شامل نقشه­ها ، پیمایش زمین ، خطوط مرزبندی کشورها ، تصویر شهرها و اقالیم می­شود . تاریخ پیدایش نقشه­کشی را از اوائل قرن 3 هجری می­دانند که ابوعبد الله محمدبن موسی الخوارزمی معاصر مأمون عباسی ( متوفی 218 ه ق . ) و دستیارانش که بالغ بر90 نفر می­شدند ، به دستور مأمون نقشۀ آسمان و زمین را ترسیم کردند . اینان نیز موفق به اندازه‌گیری پیرامون زمین شدند . پس از او ابوزید احمد بن سهل بلخی ( متوفی 332ه ق .) کتابی در جغرافیا نوشت به نام صور التعالیم السبعه که از قدیمی‌ترین صورتهای جغرافیایی پس از خوارزمی می­باشد . نسخۀ خطی این کتاب به شماره / 199 جغرافیا در دارالکتب مصر موجود است و یاقوت در سال 607 ه ق . نسخه ­ای از آن در اختیار داشته است .

ابن خرداد که از اخلاف یک نفر زردشتی بوده است ، در سالهای 230 تا 234ه ق . کتاب المسالک و الممالک را نوشت و در سال 340 اصطخری کتاب الاقالیم را‌تألیف کرد و هر ناحیه فصل و هر فصل نقشه رنگین مخصوص به خود دارد .

سفرنامه­ها

جهانگردان مسلمان نیز برخی از دیدارهای مهم خود را به تصویر کشیده­اند ؛ مانند کتاب نخبة الدهر دمشقی که در آن اشکال برخی از ماههای عجیب و غریب و دستگاههای عطر­گیری ، کره زمین ، ساختمانهای مهم چین و آسیابهای بادی سیستان و غیره را کشیده است . لیکن این کتاب که در پاریس چاپ شده است ، قابل اعتماد نیست . دیگر زاد الزائرین ، که سفرنامۀ حج است از مشهد مقدس ، که تمام اماکن مذهبی را با طرز با شکوهی نقاشی کرده است و ... نسخۀ خطی ان در کتابخانه دانشکدۀ الهیات مشهد موجود می­­باشد .

4 - تصاویر میدانهای جنگ

اعم از جنگهای مذهبی یا ملی ، مانند شاهنامه­های مصور و فتحنامه­ها و ... که در آنها نوع آرایش صفوف ، اسامی و اعداد سپاه ، انواع وسائل و مرکبهای جنگی ، ابراز­های دفاعی ، دژهای دفاعی ، سنگرها ، منجنیق­ها ، و ... را به ما نشان می­دهد .

5 - تصاویر هندسی و مکانیکی

تصاویر مکانیکی در کتابهای زیر به چشم می­خورد : میزان الحکمه خازنی ( قرن 5 ه ) که نمونه­هایی از ترازو را نشان می­دهد . کتاب الساعات و العمل بها تألیف رضوان بن محمد خراسانی که تصویر ساعت خورشیدی بزرگی را به ما نشان می­دهد . کتاب الحیل الجامع بین العالم و العمل نوشته لابی العزیز اسماعیل رزاز جزری ( تألیف سال 602ه ) که ساعتهای آبی و ظرفهای آن مانند طشت ، ابریق حوضها ، و فواره­ها و اسبابهای بالابرنده آب را به تصویر کشیده است .

6 - کتابهای ادبی و تاریخی

کتابهای ادبی و تاریخی مانند کلیله و دمنه و الف لیل و لیله و الاغانی ، کتابهای موسیقی و نغمات ، و نیز کتابهای که در زمینه جفر نوشته شده است ، دارای تصویر هستند . نسخه­هایی از این نوع کتابها همراه با تصاویر بسیار زیبا در کتابخانه عالم موجودند .

7 - کتابهایی که دارای تصاویر علمی هستند

از جمله کتابهایی که حاوی صورتهای علمی هستند ، عبارتند از : عجایب المخلوقات قزوینی و حیاة الحیوان دمیری که هر دو چاپ شده­اند و نسخه­های مصور آنها در کتابخانه جهان موجود است . کتاب صور الکواکب صوری ، کتاب نهایة الادراک در علم هیأت و دائرة المعارفها نیز برخوردار از تصاویر علمی هستند  .


فهرست منابع

احسن التقاسیم فی معرفة الأقالیم ، تألیف مقدسی ، شمس الدین محمد بن احمد ، لیدن ، 1885 میلادی .

الأنساب ، سمعانی ، عبد الکریم بن محمد ، لیدن ، چاپ مرجلیوس ، 1912م .

بغیة الوعاه فی طبقات اللغویین و النحاة ، جلال­الدین سیوطی ، مصر ، مطبعة السعاده ، 1326ه .

البلدان ، تألیف یعقوبی ، احمد بن أبی یعقوب ، لیدن ، 1892م .

تاریخ بغداد أو مدینة السلام ، تألیف خطیب بغدادی ، احمد بن علی . قاهره ، 1349 ه

تاریخ فخری = الفخری . تألیف فخر­الدین محمد بن طباطبا ، به کوشش اهلوارت ، آلمان ، 1860 .

تذکرة السامع و المتکلم فی ادب العالم و المتعلم ، تألیف ابن جماعه ، محمد بن ابراهیم ، تحقیق سید محمد هاشم ندوی ، حیدر آباد ، 1353ه .

ترتیب القاموس المحیط علی طریقة المصباح المنیر و اساس البلاغه ، از طاهر احمد زاوی ، / القاهره / عیسی بابی الحلبی ، 1973م .

الحضارة الاسلامیة فی القرن الرابع الهجری ، تألیف آدم متز ، تعریب محمد عبد الهادی ابوریده .

الحوادث الجامعة و التجارب النافعة فی المائة السابعة ، تألیف ابن فوطی ، عبد ارزاق بن احمد ، بغداد ، 1351ه

خط شام ، تألیف محمد بن عبد الرزاق محمد کرد علی ، دمشق ، 1346ه .

خطط مقریزی = المواعظ و الاعتبار ذکر الخطط و الآثار ، تألیف احمد بن علی مقریزی ، قاهره ، نیل ، 1324ه  496


صبح الأعشی ، تألیف احمد بن علی قلقشندی ، قاهره ، 1340ه

الصلة فی تاریخ أئمة الأندلس ، تألیف ، ابن بشکوال ، خلف بن عبد الملک ، مادرید ، 1883م .

صلة تاریخ الطبری ، تألیف قرطبی ، عریب بن سعد کاتب ، ( ضمیمه تاریخ طبری ) مصر ، 1327ه .

العبر و دیوان المبتدا و الخبر فی ایام العرب = تاریخ ابن خلدون ، تألیف عبد­الرحمن بن محمد ، بولاق ، 1284ه .

عیون الأنباء فی طبقات الأطباء ، تألیف ابن أبی اصیبعه ، احمد بن قاسم ، بیروت ، 1965ه .

فرهنگ فارسی ، تألیف دکتر محمد معین ، تهران امیر کبیر ، 1353ش .

فرهنگ نظام ، تألیف سید محمد علی داعی الاسلام ، تهران ، دانش ، 1364ش .

الفهرست ، تألیف ابن ندیم ، محمد بن اسحق ، لیبزیک ، 1871م و چاپ قاهره 1992م .

فوات الوفیات ، تألیف ابن أثیر جزری ، علی بن محمد ، بیروت ، 1358ه .

الکامل فی التاریخ ، تألیف ابن أثیر جزری ، علی بن محمد ، بیروت ، 1385 ه .

مجلة المشرق ، ( مقاله استاد حبیب زیات ) بیروت ، جلد 41 ، سال 1947م .

المدخل = مدخل الشرع الشریف علی المذاهب الاربعة ، تألیف ابن حاج فاسی ، محمد بن محمد ، مصر ، 1320ه .

معجم الادباء = ارشاد الأریب ، تألیف یاقوت حموی ، یاقوت بن عبد الله ، چاپ مرجلیوس / 1909 - 1916م /

مفتاح السعاده و مصباح السیاده ، تألیف طاش کبری­زاده ، احمد بن مصطفی ، حیدر آباد کن ، 1329ه .

مقدمه ابن خلدون ، تألیف عبد الرحمن بن محمد ، بولاق ، 1274ه  497


مناقب بغداد ، تألیف ابن جوزی ، عبد­الرحمن بن علی ، بغداد ، 1324ه ، چاپ محمد بهجة اثری .

المنتظم ، تألیف ابن جوزی ، عبدالرحمن بن علی ، حیدرآباد کن ، 1358ه .

النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و قاهره ، تألیف ابن تغری بردی ، یوسف بن سیف­الدین ، دارالکتب مصر ، 1358ه .

وفیات الأعیان ، تألیف ابن خلکّان ، احمد بن محمد ، بولاق ، 1257ه .

یتیمة الدهر فی شعراء أهل العصر ، تألیف ثعالبی ، عبدالملک بن محمد ، قاهره ، صاوی  498


پانوشت ‏ ها :

1- .ترتیب ­القاموس، 3/ 530.اول صفحه

2- .فرهنگ نظام، 4/77.اول صفحه

3- .فرهنگ معین، ذیل ما دّ ه «فهرست نویس».اول صفحه

4- بحار­الانوار، ج 1.اول صفحه

5- الانساب، سمعانی، چاپ لیدن، 1912 م.، برگ 579 .اول صفحه

6- ترتیب القاموس، فیروز آبادی، ذیل مادّۀ مورد نظر.اول صفحه

7- الفهرست، 111.اول صفحه

8- عیون­الانباء، ص 260.اول صفحه

9- الفهرست، ص 158.اول صفحه

10- انساب سمعانی، 579.اول صفحه

11- همان کتاب، 580.اول صفحه

12- همان جا.اول صفحه

13- .معجم الادبا، 4/238.اول صفحه

14- .عیون الانباء، 568.اول صفحه

15- الأنساب، 580.اول صفحه

16- معجم الادباء، 18/205.اول صفحه

17- همان جا.اول صفحه

18- الانساب، 579.اول صفحه

19- همان جا، 580.اول صفحه

20- همان کتاب، 580.اول صفحه

21- همان جااول صفحه

22- وفیات الاعیان، 2/312.اول صفحه

23- الفهرست، 322.اول صفحه

24- اخبار الحکماء، 361.اول صفحه

25- معجم الادباء، 11/184.اول صفحه

26- همان کتاب، 17/226.اول صفحه

27- یتیمه الدهر، 4/510.اول صفحه

28- عیون الانباء، 550.اول صفحه

29- وفیات الاعیان، 1/442.اول صفحه

30- تاریخ بغداد، 3/121.اول صفحه

31- .المنتظم، 7/183.اول صفحه

32- معجم الادباء، 8/146، به نقل از تاریخ بغداد.اول صفحه

33- فوات الوفیات، 2/309.اول صفحه

34- همان کتاب، 1/81.اول صفحه

35- همان کتاب 2/319.اول صفحه

36- معجم الادباء، 20/34.اول صفحه

37- عیون الانباء، 2/236اول صفحه

38- خط مقریزی، 2/255 و 334 .اول صفحه

39- العبر (= تاریخ ابن خلدون ) 4/146.اول صفحه

40- .تذکره السامع، 163 -193.اول صفحه

41- المدخل، 4/79 – 92.اول صفحه

42- مقدمه ابن خلدون، 305 – 306اول صفحه

43- .مفتاح السعاده و مصباح السیاده، 2/231 – 232اول صفحه

44- .صبح الاعشی، قلقشندی، 2/430 – 477.اول صفحه

45- صبح الاعشی، 2/487 – 440.اول صفحه

46- الفهرست، 21.اول صفحه

47- صله تاریخ الطبری، حاشیه، ص، 90اول صفحه

48- الفهرست، 10.اول صفحه

49- مقدمه ابن خلدون، 792 – 791.اول صفحه

50- همان کتاب، 803.اول صفحه

51- مقدمه ابن خلدون، 841 – 844.اول صفحه

52- .الکامل فی التاریخ، 11/370.اول صفحه

53- .الحوادث الجامعه، 1/332.اول صفحه

54- .صله ابن بشکوال 1/304.اول صفحه

55- .البلدان، 2456اول صفحه

56- .مناقب بغدادی، 36اول صفحه

57- .تلخیص مجمع الالقاب، 254-255اول صفحه

58- .خطط مقریزی، 3/165-166اول صفحه

59- .المنتظم، 10/98اول صفحه

60- .معجم الادباء 11/194.اول صفحه

61- .همان کتاب ،7/216.اول صفحه

62- .تاریخ فخری، 2اول صفحه

63- .عیون الأنباء، 2/ 155.اول صفحه

64- .النجوم الزهراء 6/ 277اول صفحه

65- .الکامل، 10/173اول صفحه

66- .المنتظم،9/183.اول صفحه

67- .همان کتاب، 10/ 133.اول صفحه

68- .همان کتاب، 10/ 267.اول صفحه

69- .همان کتاب، 9/224.اول صفحه

70- .همان کتاب، 8/ 22، 246؛ الکامل، حوادث سال 383هاول صفحه

356


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢٥ فروردین ۱۳۸۸ توسط نمایه

درآمدی بر فهرست نویسی نسخ خطی (بخش پنجم)

دکتر محمود یزدی مطلق ( فاضل )

اقسام صحّافی

صحافی را دو نوع می­توان دانست : یکی دستی و دیگری ماشینی و یا به عبارت دیگر ، صحافی سنتی صحافی مدرن .

الف ) صحافی دستی یا سنتی ؛ در این روش کتابها به وسیلۀ دست شکافته می­شود . اگر ورقهای پاره شده­ای وجود داشته باشد به وسیلۀ چسب ، و با کاغذ همرنگ کاغذ کتاب وصالی می­شود . سپس اوراق ، ته­دوزی و یا به اندازۀ سوزن ، اره می­شود و با سوزن و نخ ، دوخته و پس از آن آستر می­گردد . آنگاه پشت دوخته شده سر پشم زده می­شود که به هم بچسبد بعد از خشک شدن اضافات سه بره بریده می­شود تا کتاب صاف گردد . بعد از آن عطف کتاب و گرد کرده آنگاه زیر پرس بسته و سفت می­گردد بعد به اندازه کتاب مقوا را بریده و روی مقوا روکشی از چرم یا جنس دیگری به رنگهای مختلف ، جلد می­شود . بعد از جلد شدن ، آستر می­گردد و پس از چسباندن آستر به جلد اصلی و خشک شدن آن به وسیله دست ، طلاکوبی می­شود . کتابهای خطی به وسیله دست صحابی می­شوند .

ب ) صحافی ماشینی ؛ در این نوع کتابها به وسیله دستگاههای مخصوصی صحافی می­شود که عموماً ویژه کتابهای چاپی می­­باشند . به این صورت که ابتدا ، کتابها به قسمت ماشین تاکنی حمل می­شود ، پس از تاشدن ، داخل خانه­های ماشین ، چیده می­شود و به وسیله فوتکهایی که در ماشین هست ، فرمها تکفیک می­شود . بعد روی هم انباشته شده ، در ماشین دیگر قرار می­گیرد و ته آن چسب می­خورد و جلد می­شود . ­

صحافی عطف کتاب

عطف کتاب را به صورت ته چسب و با پفراژ و منگنه ، و یا به شکل مفتول دوزی و یا ته دوزی صحافی می­گردد .

انواع ماشینهای صحافی

ماشین برش و برش سه طرف بر

ماشین تاکنی

ماشین رویه کنی

ماشین مقوابری

پرس دستی

ماشین منگنه زنی یا سوراخ کن

ماشین پفراژ

ماشین مفتول دوزی

پرس طلاکوبی

ماشینهای صحافی اغلب ، ساخت آلمان هستند و احیاناً ساخت چکسلواکی و دیگر کشورها . امروز مشهورترین نوع ماشین صحافی کلبوس (( COLBUS است که یک کتاب پرصفحه را با کیفیت عالی به ترتیب تا کرده ، ته دوزی ، جلد و زرکوب می­نماید .

روکش جلد

الف ) در گذشته اغلب جلدها از چرم تهیه می­شده است و حیواناتی که از پوست آنها جهت جلد استفاده می­­شده ، بز ، گوسفند ، میش ، گاو ، گوساله ، اسب ، شتر ، الاغ بوده­ است .

اما چون گله­­های بز به وفور در سرتاسر جهان اسلامی یافت می­شد ، بیشتر جلدها از چرم و پوست بز تهیه شده و پس از دباغی به آن تیماج « گفتند ». بعد از آن از چرم پوست دباغی شده میش برای جلد کتاب استفاده می­کردند که به آن « میشن » گویند . و احیاناً از پوست نازک گوساله جلد می­ساختند که به آن « شبرو » گویند . و بعضی اوقات از چرم پوست دباغی شده گردۀ کره الاغ ، که شامل دانه­های برجستۀ لطیف است ، جلد می­ساختند و به آن « ساغری » می­گفتند که مستحکمترین جلدها است و مانند چوب استوار است .

ب ) گاهی هم روی جلدها را با چیزی جز چرم می­پوشاندند که این هنر از دوره صفویه به بعد معمول گردیده است ، از جمله :

جلدهای زری دوزی است که با پارچه زری که وسیله کارگاههای مخصوص به دست زری بافان و نقش بندان ماهرانه شده ، تزیین یافته است .

قلمکار : برای روکش بعضی از جلدها از پارچه­های قلمکار که وسیله صنعتگران اصفهانی ساخته می­شد ، استفاده می­کردند .

ترمه : از دوره زندیه و قاجار برای روکش بعضی از بیاضهای ادعیه و اغلب کتب مقدس استفاده می­شد و پارچه آن در اصل از ابریشم و پشم و نخ است ، اما اکثر پشمی است که دارای و بته­ها و نقشهای متعدد است .

انواع جلد ها که امروز به کار می­رود : 1 - گالینگور فرنگی 2 - نیم چرم 3 - تمام چرم 4 - شبرو ایرانی 5 - شبرو فرنگی .

تزئینات روی جلد

برای تزئین جلد کتاب ، طرق مختلفی به کار می­رفت . چرم زیر فشار قرارداده می­شد و طرحهایی بر روی آن طلا یا بدون طلا نقش می­بست . تزیین و آرایش ، منحصر به جلد خارجی کتاب و لبۀ آن نبود ، بلکه قسمت داخلی جلد یا آستر آن معمولاً تزیین و نقاشی می­شد که برخی از آنها به شرح زیر است :

ضربی یا کوبیده

به این صورت است که اول طراح یا مذهب ، طرح یا مذهب ، طرح مورد نظر را روی دو قطعه فلز برنجی ضخیم به نام « نر و ماده » با قلم مو که از دم گربه تعبیه شده با مرکب یا رنگ سفید طراحی می­نماید . بعد از آن ، حکاک یا قلمزن استاد ، بوم برنج را با قلم و چکش گود می­نماید تا نقشه کاملاً بر­جسته شود . بعد نقشۀ روی برنج ماده را حکاکی می­نماید تا زیر و رو و حرکات و سایر مشخصات آن ظاهر گردد .

بعد از صحاف ، این دو قطعه برنج نر و ماده را داغ کرده و با چکش در روی چرم یا تیماچی که قبلاً در آب ، خیس کرده و نم برداشته می­کوبد . به طوری که قالب ترنج در محل ترنج که وسط جلد است و قالب لچکی و کتیبه­ها را در جای خود ، روی جلد قرار می­دهد . البته باید قالبها را به اندازه ای داغ کند که چرم را نسوزاند .

بعد از آن جای نقوش به صورت فرورفتگی و برآمدگی نمایان می­شود . در صورتی که تمایل داشته باشد می­تواند بعد از آن ، روی آن را با ورق زر یا محلول طلا بیاراید . معمولاً نقوش ضربی در روی جلد و نقوش سوخت و معرق که آسیب­پذیر است ، در داخل جلد ساخته می­شود .

سوخت

نوع دیگر تزیین روی جلد را « سوخت » گویند که اول چرم را می­پزند تا حالت استخوانی به خود گرفته و به رنگ سوخته و تیره در­آید . بعد مذهب ، نقشه را روی کاغذ یا پشت چرم ، با قلم مو ، طراحی می­کند . سپس سوخت و ساز ، با آلتی که به « نقش بر » موسوم است ، با سعی و دقت بسیار ، بوم ان را از نقش ، جدا نموده در محلی که قبلاً در پشت یا داخل جلد به وسیله رنگ یا اطلس خوشرنگ آماده کرده می­چسباند . اگر نقشه روی کاغذ طراحی شده باشد ، باید اول آن را پشت چرم یا تیماج یا ساغری بچسپانند ، بعد از آن این اعمال یاد شده را انجام دهند .

بعد از آن که سازندۀ جلد نقشۀ یاد شده را ساخت ، با « نقش بر » را از نقشه جدا می­کند و در محل مخصوص با ضربه داغ شده محکم بکوبند تا ترنج و سر ترنج و لچکی هر یک در جای خود چسبیده شود . طریق دیگر برای نسخه­های مکرر از یک کتاب متدوال است و آن روش چنین است :

ابتدا قالب ( نر‌و ماده ) را داغ کرده ، آن را‌روی چرم یا میش می­کوبند تا اثر نقش در آن باقی بماند و بوم به آسانی از آلت « نقش بر » جداگردد .

معرق

تزیین معرق ، مانند سوخت است که برروی میشن ، چند طرح و چند رنگ با یکدیگر جفت می­شود . به این صورت که ابتدا مذهب ، طرح مورد حاجتش را در پشت چرم با تیماج یا ساغری ، طراحی می­کند . سپس جلد ساز با ابراز « نقش بر » بوم و نقشه را از یکدیگر جدا ساخته ، چرم یا تیماج یا ساغری را که به رنگ دیگری قبلاً بریده و آماده کرده در آن چسباند . به طوری که بعد از انجام عملیات فوق هیچ فاصله یا درزی بین چرمهای چسبیده شده باقی نماند . و مثل یک قطعه چرم یا تیماج ساده ، نرم و هموار باشد . وقتی طرح را از چرمهای مختلف با « نقش بر » برید و به صورت رگ رگ ( معرق ) پهلوی هم چسباند و چرمها به صورت رگها و عروق درآمد ، آن را جلد « معرق » گویند

. 4 - معرّق­زری

این نوع تزیین به این صورت است که جلد ساز ، اول با « نقش بر » بوم و نقشه را در روی چرم یا تیماج یا ساغر از یکدیگر جدا ساخته ، سپس بجای چرم یا تیماج یا ساغری ، پارچه زردی را که قبلاً به اندازه آن آماده کرده است ، در محل گود شده می­چسباند . این تزیین بسیار نادر است .

5 - روغنی

جلد روغنی در قرن 9 در ایران متداول گردیده و سیر تکاملی خود را‌طی کرده است تا این که در قرن 12و 13 ه به اوج ظرافت و زیبایی رسیده است .

کارهای روغنی که با هنر قلمدان سازی همردیف می­باشد ، به این صورت است که نقاش یا مذهب ، تصاویر مورد نظر خود را در و پشت مقوای جلد ، نقاشی و رنگ­آمیزی می­­کند . سپس با پوششی از روغن کمان ، آن را مخلوط می­دارد .

جلدهای روغنی انواع مختلفی دارد . از جمله یکی از انواع جلدهای روغنی به این صورت است که اول نقاشی یا مذهب ، روی بوم مقوای جلد را با رنگ مورد علاقه رنگ­آمیزی می­کند . بعد از خشک شدن رنگ ، روی آن را با سر پشم ماهی که شفافتر است ، می­آلاید . بعد از ان ورق زر یا زرک ، یعنی خورده های ورق زر را روی سر‌پشم می­پاشد . ممکن است به جای زر از مرغش ملون ( نوعی سنگ سخت است که شیشه را بدان خط می­اندازد و سفید و زرد رنگ است که رنگ سفیدش در جواهر سازی مورد استعمال می­باشد ) استفاده شود . و نیز می­توانند به جای مرغش ، براده های زر و سیم را روی سریشم مزبور بپاشند و روی تمام آن را با مالش روغن کمان محفوظ دارند . این بوم را باید چند مرتبه روغن مالی کنند تا پستی و بلندهایش صاف گردد .

6 - جلدهای ساده

علاوه بر آنچه گفته شد ، در طول تاریخ جلدهای ساده و کم اهمیت دیگری متدوال بوده و هست که عبارتند از : تیماج ، میشن ، ساغری ، و مقوایی که روی آن را کاغذ یا پارچۀ نخی و ابریشمی و زری کشیده باشند .

در جلدهایی که روی آن پارچه ایست ، غالباً مقوا به کار نمی­رود و پارچه ، تمام سطح جلد را نمی­پوشاند . مثلاً اگر روی جلد از ترمه باشد ، آن را در قاب مانندی از تیماج جای می­دهند که آستر آن نیز معمولاً از همان جنس تیماج است .

7 - لولادار

بعضی از جلدهای سوخت و ضربی و تیماج ساده در یک دف جلد ( دف بدون تشدید به معنی چنبری است که پوستی برآن چسبانند و قوّالان ، آن را با انگشت نوازند و الدف تشدید ، به معنی : سو و طرف و کناره باشد ، و در اصطلاح کتابشناسی ، یک روی جلد را گویند )

لبۀ مثلث شکلی دارد که برای حفاظت اوراق کتاب تعبیه شده ، و در روی دف دیگر تا می­شود . اگر اصل جلد تزییناتی داشته باشد ، همان تزیینات در روی این لبه نیز هست .

در تمام اقسام جلدها ، مخصوصاً در جلدهای سوخت ، اگر لولادار باشد فهرست نگار باید به هنگام معرفی آن به لولادار جلد اشاره کند .

تاریخ جلدهای اسلامی

چنانکه اشاره شد ، هنر جلد سازی در جهان اسلام همچون هنر وراقی شکوفا شد و در نقاط مختلف به ساختن آن پرداختند ، که اهم آنها عبارتند از :

جلد های عربی 2 - جلدهای ایرانی 3 - جلدهای ترکی 4 - جلدهای هندی

در سرزمینهای عربی ، چند نقطه به این هنر مشهورند : الف ) مصر و سوریه ، ب ) افریقای شمالی با مغرب ، ج ) یمن و جنوب عربستان .

به طور کلی جلدهای عربی ، بسیار ساده و پرداخت و تزیین آنها کمتر است :

در این گونه جلدها معمولاً به غیر از طلا ، رنگ دیگری به کار نرفته است و این سادگی در طرح که عمدتاً عبارت از نقوش هندسی و گره­بندی و نقوش درهم  بافته است ؛ یکی از جلوه­های دلربای آنها به شمار می­رود .

قدیمی­ترین جلد کتاب از دورۀ اسلامی متعلق به مصر است و تاریخ آن را می­توان بین قرنهای 3 تا 6 هجری دانست . تزیینات این جلدها گره ، و اشکال هندسی متعلق به بعضی از کتب قبطی این دوره است .

صحافی و تجلید در دورۀ ممالیک ، یعنی از قرن 6 هجری به بعد ، دارای طرحهای مشبک هندی است که با نقطه­کوبیهای طلایی تزیین شده است . بعضی دیگر از جلدهای این دوره دارای طرح ترنجی در وسط و اشکال و کل از چرم نازک تهیه شده و روی زمینۀ رنگی قرار گرفته ، و یا نقوش تزیینی مدور به کار مغرب است . و شماری با طرح ستارۀ هشت پر ، که در آن دوره معلول بوده و یا ستاره ششپر یا ستاره داوود بسیار متدوال بوده است . البته در آن دوره از تاریخ اسلام ، مثل امروز این علامت با یهودیت ارتباط مستقیم نداشت .

نمونه­هایی از این جلدها در کتابخانۀ بریتانیا و واشنگتن موجود است .

از بهترین کار­های صحافی و تجلید کتاب که تاکنون دیده شد ، جلدها و صحافیهای ایرانی دورۀ تیموری است که در آن زمان رهبری هنر در جهان اسلام به سمت شرق گرایش پیدا کرد و از مصر و سوریه به ایران منتقل شد ، و برخی تغییرات اساسی رخ داد . اسلوبهای تازه و پیشرفته نیز در ساختن کتاب ارائه شد و در زمینه تزیین ، گامهای بزرگی در نوآوری برداشته شد . مثلاً روش قدیمی تزیین ساده ، کمال یافت و سرانجام ، فنون ظریفتر و پرداخته تر جایگزین آن شد .

هرات پایتخت تیموریان ، بعد از سمرقند دومین مرکز فرهنگی ایرانی شد .

بایسنقر میرزا که در دربار پدر خود ، شاهرخ میرزا ( 851 - 807ه ق ) وزیر بود ، یکی از بزرگترین کتاب دوستان در جهان اسلام بوده و فرهنگستان و کتابخانه­ای را بنیان نهاد که سرآغاز مرحلۀ تازه­ای در تکامل کتاب سازی ایران به شمار می­آید .

این فرهنگستان که بیش از یکصد سال دوام یافت ، استادانی در زمینۀ هنر کتاب­سازی پرورش داد که آموخته­های خود را در اصول و قواعد هنری به دربار صفویه در اصفهان و تبریز و همچنین بعدها به خاندان گورکانیان هند در هندوستان و به عثمانیان در قسطنطنیه انتقال دادند .

امیران ولایات به رقابت با بایسنقر پرداختند و در نتیجه شهرهایی نظیر مرو ، سمرقند ، بلخ ، مشهد و نیشابور نیز همگی نقشی در تکامل سبک ایرانی به عهده گرفتند . در این دوره ما شاهد خلق شکلها و قالبهای هنری فراگیرد در سرتاسر بخشهای عظیم جهان اسلام هستیم . بین شهرها نیز مبادلاتی می­شد . چون سرپرست صنعتگران هرات ، خوشنویسی بود به نام جعفر تبریزی که گزارشهایی برای بایسنقر تهیه می­کرد و در یکی از این گزارشهایش به تاریخ 831ه ق ، که فعلاً در موزه توبقایی سرای در استانبول نگهداری می­شود ، در چهار مورد به هنر جلد سازی اشاره کرده است .

در دورۀ صفویه ( 1149 - 908ه ق ) جلد کتاب با اشتیاق زیادتری تزیین می­شد و طلاکاری بیش از این در آن به کار می­رفت . بعضی از طرحهای تزیینی ، کلیۀ سطح جلد را می­پوشانید و در مواردی دیگر ، طرح تزیینی در داخل یک شکل ترنجی یا در قسمتهای دیگر قرار داشت .

جلد قرآن مترجم شماره ( 110 ) کار علی اشرف در 1115ه ق و نیز جلد بسیار نفیس قرآن شماره ( 228 ) با رقم احمد تبریزی مورخ 117ه ق . و جلد روغنی قرآن شماره ( 175 ) به خط احمد تبریزی مورخ 1132هق . و جلد قران شماره ( 1583 ) کار آقا صادق مورخ 1107ه ق ، که جملگی در کتابخانه آستان قدس رضوی نگهداری می­شوند ، یادگاری از این دوره است . شواهد موجود به ما نشان می­دهد که ابداع نقاشی روغنی ( لاکی ) بعد از سال 932ه ق . در روزگار شاه طهماسب اول پدید آمده است . گویا اولین جلد روغنی ، روی زمینه چرم یا ورق پوستی که سخت با گل سفید اندود شده بود ، تهیه شده است . ولی از آنجا که رنگ روی چرم به آسانی ترک بر­می­دارد ، برای این گونه جلدها اکثر مقوا به کار می­رفت .

قبل از آن که هنرمند ، طرح خود را با آب رنگ نقاشی کند ، مقوا را با سنگ گچ یا گل سفید می­پوشاندند و صیقل می­دادند و لایه­ای از روغن بی­رنگ بر آن می­کشیدند . پس از آن که اثر نقاشی تمام و خشک می­شد ، آن را با چندین لایه روغن جلا می­پوشاندند ، تا ثابت و محفوظ شود از قرن 11 هجری به بعد ، ترکیب طرحها به تدریج ظرافت خود را از دست داد و خطوط ، خشن تر شد .

عصر قاجاریه ( 1344 - 1201 ه ق ) مخصوصاًٌ زمان فتحعلی شاه ( 1250 - 1212 ه ق )، دوره استیلای هنر اروپا و کاربرد رنگهای نسبتاٌ خام است .

جلد کتاب در این دوره ، ادامه اسلوب صفوی است . اما فن استفاده از لاک بیشتر به کار رفته است . تزیینات و طرحها معمولاً طرحهای گل طبیعی است که با رنگهای روشن نقاشی شده است . برای مثال جلد قرآن شماره 1539 ردیف 155 کتابخانه آستان قدس رضوی ، روغنی دورو و سیاه قلم ( مورخ 1300 ه ق ) و جلد قرآن شماره 1578 ردیف 186 ، روغنی ، ساخت میرزا احمد مذهب ( 1262ه ق .) و جلد روغنی قرآن شماره 125 ردیف 193 آستان قدس ، کار میرزا فتح الله شیرازی ( 1288 ه ق .) و جلد روغنی قرآن شماره 138 ردیف 204 ، ساخت عزیز مغل ( 1230ه ق .) و جلد روغنی قرآن شماره 1525 ردیف 212 آستان قدس رضوی ساخت 1306 ه ق . نمونه­هایی از کارهای هنری این دوره می­باشد .

4 - خرید و فروش کتاب

پر واضح است که کتاب با سایر کالاها فرق دارد . چرا که وجود چاپخانه­های متعدد در شهرهای مختلف ، که هر ساله میلیونها جلد کتاب به زبانهای مختلف ، طبع و نشر می­سازند ، بیانگر آن است که خرید و فروش کتاب ، یکی از بزرگترین تجارتهای قرن ما می­باشد . شاید به جرأت بتوان گفت که هیچ نقطه­ای در جهان نیست که خرید و فروش کتاب در آن­جا صورت نگیرد .

آیا در گذشته هم امر به همین صورت بوده است ؟ یعنی در آن دورانی که هنوز صنعت چاپ رواج پیدا نکرده بود ، بازار خرید و فروش به همین رونق بود ؟! پیدا کردن پاسخ صحیح به این سؤال – اگر محال نباشد – بسیار دشوار خواهد بود ! چون با وجود نسخه­های خطی فراوانی که در عالم اسلام پدید آمده است ، منابعی که ما را به این موضوع مطلع سازد بسیار اندک است . گرچه برخی از مورخین گهگاه به این امر اشاراتی دارند ، از جمله : ابن اثیر آورده است ؛ هنگامی که صلاح الدین أیوبی در سال 567ه ق . بر قصر العاضد‌لدین ... در مصر مستولی شد ، دراین قصر جواهرات بسیار ارزنده و اشیاء نفیسی بود که در دنیا نظیر آنها نبود ، از جمله کوه یاقوت با وزن 17 مثقال که من خود آن را دیده­ام و جای هیچ گونه تردیدی نیست و ... در این کاخ نیز کتابهای بی­شمار و بی­نظیر و نفیسی بود همه آنها را فروخت (51)

ابن فوطی در ضمن اخبار سقوط بغداد به دست مغول در سال 656ه ق ، گوید : مردم کوفه و حله خوراکی و خوردنی به بغداد می­آورند و آنها را می­فروختند و از پولهای آنها کتابهای نفیسی را خریداری می­کردند (52)

در احوالات ابی المطرف ، قاضی قرطبه ، آمده است که او کتابهای را گردآور که هیچ یک از مردم اندلس نظیرش را نداشتند . نوه­اش می­گوید که مردم قرطبه مدت یکسال در مسجدش کتابهای او را می­فروختند و از وجه آن مبلغ 40000 دینار قاسمی نصیبش گشت (53)

خلاصه آن که چون تجارت کتاب بازار پررونقی داشت ، لذا در شهرهای مختلف اسلامی ، مراکز مخصوصی بدین امر اختصاص یافت .

یعقوبی وقتی از مغازه­های اطراف بغداد سخن می­گوید ، می­نویسد : قصر وضاح بازارهایی داشت که بیش از 100 مغازه کتابفروشی در آن وجود داشت (54)

ابن جوزی ( متوفی597 ه ) بازار کتابفروشی بغداد را در عصر خود این چنین توصیف کرده است : بازاری است که محل تردد علماء و شعراء است . (55)

ابن فوطی از بازار کتابفروشان بغداد در سال 722ه سخن گفته است (56)و مقریزی ( متوفی 845ه ) از بازار کتابفروشان قاهره در زمانش یاد کرده است (57)

کتابها به صورت کلی و جزیی فروخته می­شد ، و دلالهایی بودند که تاریخ ، نام برخی از آنها را برای ما حفظ کرده است . از آن جمله یکی اسماعیل بن احمد بن عمر بن ابی الاشعث سمرقندی ( متوفی 536 ه ) است که ابن جوزی از او یاد کرده است (58)

همچنین شخصی دیگری بوده که به « دلایل کتاب » شهرت داشته است . ابن شخص به ابو المعالی سعد بن انصاری حظیری بغدادی کتابفروشی ( متوفی 568 ه ) موسوم بوده است (59)

نکته قابل ذکر آن که ، دکانهای کتابفروشی ، تنها محل خرید و فروش کتاب نبود ، بلکه پایگاهی برای ادباء و شعراء و علماء بود که اغلب بحثهای علمی و مناظرات ادبی بین آنها در جریان بود . یاقوت گوید : در رها کتابفروشی بود به نام سعد که دکانش مجلسی ادبی بود . همو در ضمن احوال ابوالغنائم حبشی بن محمد شیبانی نابینا ( متوفی 565 ه ) آورده که 210 سال هر شب به بازار کتابفروشی­ها می­رفت . (60)

مهلب بن ابی صفر ( متوفی 83 ه ق ) که از اشراف و امرای عصر اموی بود ، به فرزندانش گفت : فرزندان من هرگاه خواستید در بازار بایستید ، جز نزد فروشندۀ سلاح و کتاب جایی نایستید (61)

نکته آخر آنکه درگذشته رسم بر آن بود که کسی کتابی را نمی­خرید مگر آن که ابتداء آن را صفحه شماری می­کرد . تا مبادا در آن نقصی و یا عیبی باشد که امروزه شیوه اهل فن بر این است .

 

 


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ۱۸ فروردین ۱۳۸۸ توسط نمایه

درآمدی بر فهرست نویسی نسخ خطی (۴)

دکتر محمود یزدی مطلق ( فاضل )

 

ب ) لوازم­التحریر فروشی

از میان متون قدیمی ، شاید کاملترین مأخذ در باب شناخت ادوات و ابزار کتابت ، کتاب صبح­الاعشی باشد که به تفضیل در این زمینه بحث کرده است (44)او در ابتدا از فضیلت دوات و جنس آن و قلم و انواع آن و سایر ابزار کتابت که اهم آنها کاغذ است ، سخن می­گوید : بدین شرح :

در فضیلت مرکب دان ( دوات ): قلقشندی در این باره ، چند روایت از پیغمبر اکرم ( ص ) نقل می­کند : 1 - ابن ابی حاتم از رسول خدا ( ص ) حدیث می­کند که آن حضرت فرمود : ََََََخَلَقَ ­اللهُ النّونَ وَ هِی الدَّو ٰ ة . 2 - ابن عباس از رسول خدا ( ص ) روایت می­کند که آن حضرت فرمود : لمّا خَلَقَ ­اللهُ النُّونَ وَ‌هِی الدواة وَ خَلَقَ الْقَلَمَ فَقالَ اُکْتُبْ ، فقال : و ما اَکْتُب ؟ قال : اکتب ما‌هو کائن الی یوم القیامه .

از این دو حدیث شاید بتوان استشهاد جست که ممکن است یکی از معانی « ن » در آیۀ کریمه « ن وَالْقَلَمِ وَ ما یسْطَرُونَ » دوات باشد . البته قرینۀ « قلم و ما یسطرون » در آیه نیز احتمال قویتر می­سازد .

خلاصه آن ­که دوات ، مهمترین ابزار کتابت است . محمد­بن شعیب­بن شاپور گوید : نویسندۀ بدون دوات مثل رزمندۀ بدون سلاح است . قلقشندی معتقد است که هر نویسنده­ای در هر عصری باید از بهترین و مطمئن­ترین نوع دوات و مرکبدان عصر خود استفاده کند و از دواتهایی که جنس آنها از آبنوس و صندل و مس و فولاد است ، نام می­برد که هر یک در اشکال و هیأتهای مختلفی می­باشند .

قلم : از انواع قلم که به آن – مِزْبَر - گویند ( از زُبُر : وَ اِنَّهُ لَفِی زُبُر الأوّلین ) نام می­برد و از اندازه و تراش و کیفیت به دست گرفتن قلم ، طرز ساختن آن و از قطّ ( تراش ) سخن می­گوید و از ابزار و موضوعات زیر یاد می­کند :

مِقْلَمَه ( قلمدان )، مُدْیه ( کارد )، مِقَطّ و مِقَطَّه ( قلم تراش )، مِحْبَرَه ( مرکبّدان و دوات )، جُونَه ( لیقه و جوهردان = ظرف لیقه و مرکب )، لیقَه ( لیقه و ماده­ای که در آن دوات نهند مانند حریر ، پشم ، پنبه و ...)، خوشبو نگهداشتن مرکبدان ، مِداد و حِبْر ( مرکّب =، اعم از سیاه و الوان ) و موّادی که از آنها مداد و حبر ساخته می­شود ، سرفصلها و ابواب و آغازنامه و کتابها با چه قلمی و مرکبی باید نوشته شود ؟ ( طلا ، لاجورد ، زعفران )، مِنْشاة ( ظرف )، مِنْفَذ ( کاغذ سوراخ کن ، منگنه ، ( چیزی شبیه درفش بوده است )، مِلْزَمَة ( گیره )، مِفْرَشَة ( پارچه­ایست از کتان یا پشم یا جنس دیگری که در زیر قلمها و ... فرش می­کنند )، مِمْسَحَه ( حوله ، دستمال که سر قلم را بعد از نوشتن خشک کنند که انواع مختلفی داشته است )، مِسْقاة ( آبدان یا قطره چکان که ابزار ظریفی بوده است جهت آب ریختن درون مرکب­دان - محبره - که به آن « ماوردیه » نیز می­گفتند . چون عوض آب ، گلاب داخل دوات می­ریختند تا خوشبو شود ) مِسْطَرَه ( خط کش که کاغذ را با آن جدول­بندی می­کنند . در جلدسازی و تذهیب به کار میرفته و انواعی داشته )، مِصْقَلَه ( نوعی سمباته که بعد از نوشتن با طلا ، روی آن می­کشیدند تا نوشتۀ طلائین جلا پیدا کند )، مُهْرَق ( کاغذ )، مِسَّن ( سوهان ، تیز­کن ، کارد تیز­کن که انواعی داشته : رومی ، حجازی ، قوصّی )، لَوْح ( هر چه پهن باشد از استخوان و کتف و تخته و جز آن که بر آن نویسند ، جمع آن الواح است ، « فی لَوْحٍ مَحْفُوظٍ »)، رَقّ ( پوست نازک که در آن می­نویسند ، « وَالطُّورِ وَکِتابٍ مَسْطُورٍ فی رَقٍّ مَنْشُورٍ »)، قِرْطاس یا صحیفه ( کاغذ ، وَلَو نَزَّلْنا عَلَیکَ کِتاباً فی قِرطاسٍ فَلَمَسُوهُ بِاَیدِیهِم ...، که جنس آن ابتدا از بردی مصر بوده است ).

قلقشندی از آغاز پیدایش کاغذ سخن می­گوید : چینیها بر روی اوراقی که از گیاه ساخته بودند و می­نوشتند و دیگران از آنها این صنعت را فرا گرفتند . هندیها بر پارچه­های حریر می­نوشتند و ایرانیان بر پوستهای دباغی شدۀ حیوانات اهلی از قبیل : گاومیش ، گاو ، گوسفند ، و سنگهای سفید نازک و مس و آهن ، شاخه درخت خرما و استخوان کتف شتر و گوسفند . اعراب هم به علت قرب و مجاورت با ایرانیان این چنین بودند . تا این­که رسول خدا ( ص ) مبعوث شد و قرآن کریم نازل گردید . مسلمانان قرآن را بر سنگهای سفید و نازک و شاخه درخت خرما می­نوشتند ، چنان که از زید­بن ثابت روایت شده که دربارۀ گرد­آوری قرآن گفت : فَجَعَلْتُ أََتَتَّبَعُ الْقُرآنَ مِنَ­الْعُسُبِ وَ­الّلِخاف .

حدیث دیگری از زهری نقل شده که گفت : قُبِضَ رسول­الله ( ص ) و­القرآنُ فِی­الْعُسُب . البته گاهی هم رسول خدا ( ص ) نامه­های خود را بر پوست می­نوشت .

پس از آن تمام صحابه اتفاق کردند که قرآن را بر پوست بنویسند . چون در آن روزگار بادوام­ترین چیزی که بر آن می­توان نوشت ، پوست بود ، تا زمان خلافت رشید که کاغذ فراوان شد ، دستور داد تا فقط بر کاغذ بنویسند . قلقشندی می­گوید : ورق نام کاغذی است و کاتب را « ورّاق » گویند . از این پس قلقشندی در باب کاغذ و انواع و اقسام آن بحث می­کند که در جای خود خواهد آمد (45)

ج ) جلدسازی کتابها

از جمله مباحث پیرامون وراقت و کتاب­سازی ، فن جلد نمودن کتابها است . چون « وراقه » در آن روزگار هم به صحافی و تجلید کتاب و هم به استنساخ و تصحیح کتاب اطلاق می­شده و بر هر دو صنعت وراقه می­گفتند . اگر بگوییم که در دوره اسلامی این هنر به عالی­ترین درجۀ خود رسیده است ، شاید اغراق نکرده­ باشیم .

منظور از جلدسازی کتاب تنها ، حفظ کتاب نبوده است ، بلکه جلد­سازی خود یک نوع فن مستقلی بوده است که گهگاه آثار هنری و ذوقی بسیار عالی در آن متجلی می­گردید . چنان که امروزه در موزه­ها و کتابخانه­های خصوصی و عمومی ایران و جهان ، کتابهای بسیار عالی را می­بینیم که دارای جلدهای گرانبها و نفیسی هستند .

هنر جلدسازی در آغاز اسلام ، ساده و ابتدایی بود . مثل بسیاری از حرفه­ها جلدسازان در این فن چندان سلیقه­ای به کار نمی­بردند . ابن ندیم گوید : جلدهای کتاب در ابتدا از چرمهایی که توسط آهک دباغی می­شد ، تهیه می­گردید : در نتیجه این پوستها خشک بود . سپس در کوفه پوستها با وسائل جدید دباغی می­شد که موجب نرمی و ملایمت جلدها می­گردید (46)

از این سخن به خوبی پیداست که جلدسازی تدریجاً از حالت ساده خارج شده و سرانجام زینت و آرایش و تذهیب جلد با اسلوبهای مختلفی صورت پذیرفته است . در سال 309 ه که حامد­بن عباس وزیر ، حلاج و پیروانش را تعقیب می­کرد ، در منزل یکی از یاران حلاج ، اوراق چینیها را دیدند که با آب طلا نوشته شده و جلدهای بسیار نیکو داشتند (47)

مقدسی ، جغرافیدان سده 4 ه ، از جمله کسانی است که در فن جلدسازی خیلی ماهر بوده است و در کتاب احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم ( ص 43 و 44 ) به حکایاتی در این باره اشاره کرده است .

ابن ندیم نام 7 تن از جلدسازان زمان خود را ذکر کرده است که یکی از آنها در بیت­الحکمه بغداد ، کتابها را جلد می­نموده است .[1](

امروزه در این باب کتابهای مفیدی تألیف و چاپ شده است که حاوی مطالب ارزنده­ای در این خصوص می­باشند .

در این باره ابن خلدون ، مطلبی دارد که ذکر آن مناسب به نظر می­رسد : « باید دانست که صنعت عبارت از ملکه­ایست که در امری عملی ، فکری حاصل می­شود و به سبب این که عملی است در زمرۀ کارهای بدنی محسوس به شمار می­رود و فرا گرفتن کیفیات بدنی محسوس برای آموزنده ، جامعتر و کاملتر حاصل می­شود ، زیرا انجام دادن اموری که مربوط به کیفیات بدنی محسوس است ، ثمربخشتر است . و ملکه ، عبارت از صفت راسخی است که در نتیجۀ انجام دادن یک عمل و پیاپی تکرار کردن آن حاصل می­گردد .

چنان که صورت آن در نفس رسوخ یابد و ملکه بر نسبت اصل حاصل می­شود و یاد دادن چیزی از راه دیدن با چشم ، جامعتر و کاملتر از آموختن آن به نقل از خبر و دانش است . از این رو ملکه­ای که به شیوۀ نخستین به دست می­آورند ، کاملتر و راسختر از ملکه­ای است که از راه خبر حاصل می­شود و مهارت شاگرد ، در هنر و حصول ملکۀ آن برای وی به میزان نیکویی آموزش و ملکۀ آموزگار وابستگی دارد .

باید دانست که صنایع بر دو گونه است : بسیط و مرکب . بسیط ویژۀ نیازمندیهای ضروری است و مرکب ، به امور تفّننی و مرحلۀ کمال زندگی اختصاص دارد .

بسیط از لحاظ تعلیم ، مقدم بر مرکب است ، زیرا از یک سو ساده است و از سوی دیگر به ضروریات زندگی اختصاص دارد که مردم به فرا گرفتن آن بیشتر اهتمام می­ورزند و از این رو از لحاظ تعلیم در مرحلۀ نخستین قرار دارد و به همین سبب هم تعلیم آن ناقص است و پیوسته اندیشه انسان ، انواع گوناگون و اقسام آن را ، استنباط و کشف می­کند و آنها را اندک اندک و به تدریج از مرحلۀ قوّه به فعل می­رساند تا سرانجام تکمیل می­شوند .

پدیدآوردن صنایع ( گوناگون ، بسیط و مرکب ) هیچ­گاه یکباره حاصل نمی­شود ، بلکه در پی روزگارهای دراز و نسلهای پیاپی حاصل می­گردد ؛ زیرا رسیدن اشیاء و به ویژه امور هنری از مرحلۀ قوّه به فعل یکباره حاصل نمی­شود و ناچار مدت می­خواهد .

صنایع از نظر دیگر ، این چنین تقسیم می­شود : صنایع که به امر معاش انسان ، خواه ضروری یا غیر ضروری اختصاص دارد و صنایع مخصوص به اندیشه­هایی که خاصیت انسانی است ، مانند دانشها و هنرها و سیاست . صنایع بخش اول مانند بافندگی و کفش­دوزی و درود­گری و آهنگری و صنایع بخش دوم : چون وراقه ( صحافی ، کاغذتراشی ، کتاب­نویسی ) که ممارست در استنساخ و تجلید کتاب است (48)

ابن خلدون وراقت را جزء امهات صنایع می­داند ، چون نویسندگی و دیگر هنرهای وابسته به آن مانند وراقت ( صحافی ) نیاز انسان را حفظ می­کند و آن را از دستبرد فراموشی نگه می­دارد و اندیشه­ها و خاطرات درونی انسان را به کسان غایبی که از وی دور هستند ، می­رساند و نتیجۀ اندیشه­ها و دانشها را در کتب جاویدان می­­سازد (49)

ابن خلدون فصلی را مخصوص صنعت صحافی ( وراقت ، صحافی و تجلید کتابها و استنساخ و تصحیح آنها ) قرار داده است و چنین می­نویسد : « در روزگار قدیم به علت عظمت دولت و پیشرفت لوازم تمدن ، توجه خاصی به استنساخ و تجلید و تصحیح دیوانهای علمی و سجلات ( دفاتر ) از طریق روایت و ضبط ( تصحیح و علامت­گذاری خط ) مبذول می­شده است ، لکن در این عصر به سبب انقراض دولت و انحطاط عمران ، این توجه وجود ندارد . در صورتی که در دوران پیشین ، توسعۀ صحّافی در عراق و اندلس همچون دریایی بیکران بود . چون کلیۀ امور مربوط به این فن از لوازم عمران به شمار می­رفت و معلول پیشرفت و وسعت دایرۀ فرمانروایی دولتهای مزبور بود و سبب رواج بازار این فن در دو دولت یاد شده ، افزونی تألیفات علمی و دیوانهای گوناگونی بود ، و مردم هر عصر و هر سرزمین به نقل کردن کتب مزبور شیفتگی نشان می­دادند و در نتیجه ، کتب مزبور استنساخ و تجلید شد و صنعت صحافی پدید آمد و ورّاقان ، استنساخ و تصحیح و تجلید و دیگر امر مربوط به کتابها و دیوانها را ، پیشۀ خود ساختند و این پیشه به شهرهای بزرگ پر­جمعیت ، اختصاص یافت و در آغاز امر ، دفاتر مخصوص استنساخ علوم و کتب محتوی نامه­های دیوانی و احکام اقطاعها و چکها را بر روی چرمهای نازکی می­نوشتند که صنعتگران ، آنها را به روشی هنری از پوست حیوانات تهیه می­کردند ، و این به علت کثرت رفاه و چنان که یاد خواهیم کرد ، کمی تألیفات در صدر اسلام و عدم توسعه نامه­های دیوانی و چکها در آن دوران بود . از این رو از نظر اهمیت دادن به نوشته­ها و علاقه­مندی به درستی و استواری آنها ، فقط به کاغذهای پوستی اکتفا کردند .

اما دیری نگذشت که تألیف و تدوین ، همچون دریای بیکرانی ، توسعه یافت و نامه­های دیوانی و چکها نیز رو به فزونی رفت و کاغذهای پوستی کمیاب شد و نیازمندیهای آنان را رفع نمی­کرد ؛ از این رو فضل­بن یحیی دستور داد که کاغذ بسازند و آنگاه که کاغذ ساخته شد ، فرمان داد ، نامه­های دیوانی و چکهای سلطان را روی کاغذ معمولی بنویسند و سپس مردم نیز این نوع کاغذها را برای نامه­هایی که به سلطان و دستگاه دولت می­نوشتند و هم به منظور تألیفات و کارهای علمی برگزیدند و تا جایی که می­خواستند ، کاغذسازی ترقی کرد و به بهترین شیوه­ای ساخته می­شد .

پس از چندی دانشمندان و اعضای دولتها ، به ضبط و تصحیح دیوانهای علمی همت گماشتند . بدین سان که روایت را به مؤلفان و واضعان آن مستند می­کردند . چه مهمترین منظور از تصحیح و ضبط کتب ، همین است و بدین شیوه ، اقوال را به گویندۀ آنها و فتواها را به رأی دهنده و مجتهدی که آنها را استنباط کرده بود ، نسبت دادند ...

به همین سبب می­بینیم ، دیوانهایی که در آن روزگار در سرزمینهای مشرق و اندلس استنساخ شده است در نهایت استواری و درستی است ، و متون کهنه­ای که در این روزگار در دست مردم جهان باقی است ، گواهی می­دهد که دانشمندان و هنرمندان آن دوران در این باره به آخرین مرحلۀ کمال رسیده­اند و مردم جهان تا این عصر از آنها نقل می­کنند و از لحاظ نفاست نسخه­ها از سپردن آنها به دیگری بخل می­ورزند ...»

سپس ابن خلدون می­افزاید : « از این فن در اندلس بجز بقایایی ، به جای نمانده است ، که رو به نیستی می­رود و در شرف نابودی است و نزدیک است که دانش به کلی از مغرب رخت بربندد ، ولی بر طبق اخباری که به ما رسیده است هم اکنون در مشرق فن روایت همچنان پایدار است و کسی که بخواهد به تصحیح دیوانها بپردازد ، با مشکلاتی روبرو نمی­شود و راه برای جویندۀ آن باز و کار وی آسان است . زیرا چنان که یاد خواهیم کرد بازار دانشها و هنرها در آن سرزمین با رونق است . خوشنویسی و خط نیکی که در آنجا برای استنساخ باقی مانده است ، ویژۀ مردم ایران است و از خطوط آنان به شمار می­رود ، لیکن در مصر ، کار استنساخ کتابها ، مانند مغرب فاسد شده ، بلکه از آن سرزمین هم تباه­تر گردیده است (50)

خلاصه آن­که هنر کتاب­سازی و وراقت در تولید کتاب و نسخ خطی با عمل صحافی تکمیل می­شود ، چون مسؤولیت حفظ اوراق کتاب از آسیب ، و تهیۀ جلدی که شایستۀ محتویات آن باشد ، به عهده صحاف است . صحافی یک هنر چندین هزار ساله است که جهت محافظت دستنوشته­ها به وجود آمده و توسط هنرمندان با سلیقه و با ابداعات گوناگون و سبکهای مختلف ، آثار ارزنده­ و جاودانی به یادگار مانده است .

 

 


.: Weblog Themes By Pichak :.





تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظقالب وبلاگقالب وبلاگگالری عکسفاگالری عکس آلامتو