فال

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

اس ام اس عاشقانه

نمایه


نمایه
 
پيوند ها

محل درج آگهی و تبلیغات
 
نوشته شده در تاريخ شنبه ٢٧ مهر ۱۳۸٧ توسط نمایه

غربت آرامگاه آقابزرگ تهرانی در نجف اشرف

 

 

اولین حوزه علمیه جهان تشیع در نجف اشرف و در کنار بارگاه مقدس و باشکوه حضرت علی(ع) تأسیس شده است. از این رو، در طول تاریخ، طلاب و محققان بسیاری برای آموختن آموزه‌های شیعی رهسپار نجف شدند و این شهر فقیهان، محدثان و متخصصان بی‌شماری را در رشته‌های مختلف علوم دینی پرورده است.

اما مهجوریت و مظلومیت شیعه در نجف، از زمان حضرت علی(ع) تا امروز که برای اولین بار یک دولت شیعی بر عراق حکومت می‌کند، ادامه دارد.

قدم زدن در خیابان‌ها و کوچه‌های نجف به خوبی این مظلومیت را عیان می‌کند.

صدام حسین، دیکتاتور معدوم عراق، با کینه‌ای که از شیعه و علمایش داشت، نه تنها به عمد از توسعه و نوسازی شهرهای شیعه‌نشین عراق جلوگیری می‌کرد، بلکه تمام تلاشش را برای تخریب بارگاه شش امام شیعه مدفون در نجف، کربلا، سامرا و کاظمین به کار می‌برد و بسیاری از علمای شیعه را به شهادت می‌رسانید.

اطراف حرم امام علی(ع) به گونه‌ای است که دل هر زائر آن امام را به درد می‌آورد؛ به مساجد کوفه و سهله که از مهم‌ترین مساجد اسلام به شمار می‌آیند، آن‌گونه که باید رسیدگی نمی‌شود؛ و خانه مراجع نجف در کوچه پس‌کوچه‌هایی است که به هیچ وجه وضعیت مناسبی ندارند.
در این میان آرامگاه علما و فقهای شیعه در نجف اشرف هم از این مهجوریت در امان نمانده‌اند؛ و آرامگاه مرحوم شیخ محمد محسن تهرانی (منزوی) معروف به «آقابزرگ تهرانی» که حدود چهل سال پیش در نجف درگذشت، از این جمله است.

این آرامگاه در یکی از کوچه‌های نزدیک حرم مطهر امام علی (ع) قرار دارد.

آقا بزرگ تهرانی که در سال 1293 هجری قمری در تهران متولد شد، در سفری در سال 1315 ه.ق. به کشور عراق، برای زیارت عتبات و تحصیل علوم دینی، برای همیشه ایران را ترک کرد و مقیم نجف اشرف شد.

مهم‌ترین اثر شیخ آقا بزرگ تهرانی کتاب «الذریعه الی تصانیف الشیعه» است که در پاسخ به اهانت برخی از مستشرقان نوشته شده که گفته بودند مذهب شیعه اثر در خور تأملی ندارد.

چندی پیش در تهران به مناسبت صدمین سال تألیف این کتاب سترگ، بزرگداشتی برای آقا بزرگ تهرانی در انجمن آثار و مفاخر فرهنگی برگزار شد.

همچنین ایران، تیر ماه امسال، بانک اطلاعات نسخ خطی کتابخانه‌های آسیا، اروپا و آمریکا را به همین مناسبت و به یاد وی راه‌اندازی کرد.
آقابزرگ تهرانی که در سنین جوانی اجازه نقل حدیث از علمای ان زمان دریافت کرد، بیش از هشتاد جلد کتاب نوشت.

او در تمام عمر علمی خود، سعی داشت که شیعه را از مظلومیت رهایی بخشد، اما اکنون آرامگاه این عالم ایرانی، که یکی از نشانه‌های غربت شیعه است، دور از وطن، مورد بی‌مهری و بی‌توجهی قرار گرفته است.

منبع:  خبرگزاری فارس

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه ٢٤ مهر ۱۳۸٧ توسط نمایه

عناصر فهرست‌نویسی نسخه‌های خطی و تعاریف آن

1. عنوان اصلی نسخه:

عنوان اصلی یا نام کتاب، عنوانی است که مؤلف آن را بر اثر اطلاق کرده باشد.

2. عنوان مشهور یا دیگر:

سوای از عنوان اصلی بوده و همان‌گونه که از نامش پیداست عنوانی است که اثر به آن نام نیز شهرت دارد.

3. موضوع نسخه:

موضوعاتی که نسخه درباره آنها بحث می‌کند در این قسمت قرار می‌گیرد و برای موضوعات باید سعی کرد اصطلاح مرسوم و متناسب قدیمی را درباره اثر بکار برد. به ‌هیچ وجه متناسب نیست که آثار قدیمی با اصطلاحات جدید شناسانده شود. مثلاً در مورد کتب مربوط به جغرافیا اصطلاح مسالک و ممالک را باید بکار برد.

4. شرح کلی کتاب:

بیان چکیده و مختصری از محتوای نسخه. بعنوان نمونه: نسخه‌ای با عنوان نسب‌نامه: (موضوع نسخه: تاریخ) (شرح کلی کتاب: شرح حال تبار و خاندان شاهان صفوی در ایران است)

5. استناد کتاب شناختی:

ارجاعات و راهنمایی به سایر منابع که اطلاعات نسخه در آنها نیز ذکر شده برای بدست آوردن اطلاعات بیشتر.

6. مؤلف:

پدید آورنده یا مؤلف فردی است که نسخه را تألیف کرده باشد. معرفی تفضیلی مؤلف شامل اطلاعات لازم و مفید درباره: لقب، نام و احیاناً نام پدر و اجداد، شهرت، تاریخ تولد و وفات و...

7. مترجم:

شخصی که کتاب را به زبان فارسی ترجمه کرده باشد.

8. شارح:

شخصی که کتاب را شرح داده باشد.

9. محشی:

نام فردی است که حاشیه‌نویسی نسخه را انجام داده است.

10. حاشیه نسخه:

حاشیه در اصطلاح نسخه‌شناسان عبارت است از: مطالب وابسته به عباراتِ متن کتاب، مندرج در قسمت‌های کناره‌های سه‌گانه صفحات نسخه به‌طوری که تمام زمینه‌ی کناره‌ها را شامل نگردد. لذا برخلاف تصور برخی با هامش فرق آشکار دارد زیرا که هامش عبارت است از: نگارش رساله یا کتاب مستقل در تمام زمینه‌ی کناره‌های کتاب خطی به‌گونه‌ای که دنباله مطالب هر صفحه در هامش صفحه‌ دیگر آمده باشد. فهرست‌نگاران در ذکر اطلاعات نسخه به چندین نکته اشاره می‌نمایند: 1. ذکر نوع و اقسام حواشی مختصر یا مفصل اعم از توصیفی، تشریحی، لغوی، تفسیری، ادبی و... 2. بیان مقدار حواشی: اکثر اوراق، بعضی اوراق و... 3. زمان نگارش و کتابت حواشی.

11. نوع نسخه:

  بیاض:

نسخه یا نسخه‌هائی که از طرف عرض باز می‌شود و از حیث مطالب نیز مجموعه‌وار است. بدین معنی که در اشعار و ادعیه و نوشته‌های پراکنده و متفرقه ضبط شده باشد.

جنگ:

مجموعه‌ای است از آثار پراکنده و متفرق و معمولاً بی‌ارتباط با هم که بعضی مفصل و احیاناً مختصر است. جنگ در لغت به معنی کشتی و به همین ملاحظه است که سفینه هم در تسمیة بعضی از کتب بکار رفته است، مانند سفینه سلیمانی. سفینه هم بجای جنگ استعمال شده است.

مجموعه:

یعنی چند اثر در یک نسخه تحریر شده باشد به‌گونه‌ای که آثار با هم ارتباط موضوعی داشته باشند. مثل آنکه دیوان حافظ و دیوان سلمان و رساله‌ای به نثر در یک نسخه جمع شده باشد. ممکن است که سراسر مجموعه به خط یک شخص باشد و ممکن است به چند خط مختلف باشد. ممکن است که در مجموعه چند اثر که بکلی در زمان‌های مختلف کتابت شده است براثر هم اندازه بودن در یک مجلد صحافی شده باشد.

مسوده (سواد):

مجموعه یادداشت‌های یک نویسنده است که جنبه چرکنویس دارد.

معمولی:

نسخه معمولی آن است که یک کتاب در یک نسخه باشد، مثل قرآن یا گلستان سعدی یا دیوان حافظ یا کلیله و دمنه که در یک مجلد (بین الدفعتین) کتابت شده باشد.

12. تقسیمات نسخه:

کلیّات تقسیم‌بندی مندرجات تألیف طبق نظر مؤلف با ذکر عنوان هر مبحث نقل می‌شود به بیانی فهرست مندرجات، ابواب و فصول و خاتمه ارائه می‌گردد.

13. تاریخ تألیف:

سالی است که نسخه تألیف شده است (هجری قمری و شمسی)

14. محل تألیف:

شهری که نسخه در آنجا تألیف شده باشد.

15. مهدی الیه:

کسی که کتاب به نام او تألیف و به او هدیه شده است.

16. افتادگی و نقص‌های نسخه:

از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره داشت که:

* کامل است

* از اول ناقص است

* از آخر ناقص است

* اوراق میانی ناقص است و...

17. آفات و آسیب‌ها:

وضعیت فیزیکی نسخه شامل: پوسیدگی، موش‌خوردگی، پارگی، رطوبت، کپک‌زدگی، ساییدگی، موریانه‌زدگی، اسیدی‌، شکنندگی، و... را شامل می‌شود.

18. آغاز:

چند سطر آغاز متن نسخه را شامل می‌شود.

19. انجام:

چند سطر آغاز متن نسخه را شامل می‌شود.

20. نوع خط متن:

از مهمترین نکات کهنسال نسخه‌شناسی که از قدیم الایام مورد توجه کتابشناسان قرار داشته،نوع خط دست ‌نوشته‌هاومخطوطات بوده است که بنابر همین اهمیت، مورد مداقّه‌ی فهرست‌نگاران معاصر قرار گرفته و سرلوحه مباحث نسخه‌شناسی کتب خطی است.

انواع خطوط اصلی موجود در آثار و کتب خطی رایج در ممالک اسلامی بر اساس تاریخ مدوّن خط و خطاطی در تمدن اسلامی عبارتند از: کوفی، نسخ، ثلث، محقق، ریحان، رقاع، توقیع، تعلیق، شکسته تعلیق، نستعلیق، شکسته نستعلیق و سیاق.

 

کوفی:

نخستین خطی که در تمدن اسلامی، در میان نسخه‌نویسان رایج شد خط کوفی است که در نخستین دوره نسخه‌نویسی در تمدن اسلامی در کتابت مُصْحَف و دیگر نگارش‌های عربی به‌کار می‌رفت، بصورتی‌ که هیچگونه اعجام و اعرابی نداشت.

کوفی کهن:

قلم کوفی دوره نخست را که عاری از اعجام و اعراب است در عرف نسخه‌شناسان کوفی کهن می‌نامند.

کوفی متحول:

به مرور ایام در نگارش آیات قرآن از مرکب سیاه و نیز اعجام و اعراب با رنگ‌های مختلف گیاهی و غیر مانند: شنگرف، زعفران، سیلو و زنگار مشخص می‌کردند که این شیوه را نسخه‌شناسان کوفی متحول می‌خوانند.

کوفی شرقی:

باریکتر از خط کوفی کتابت می‌شده و در باریکی به خط ریحان نزدیک است.

کوفی ترکستان:

این شیوه به خط نسخ نزدیکتر است و یک خصیصه آشکار آن شباهت هیأت عمودی حروف است به میخ، گویا که از خط میخی متأثر شده است.

 

نسخ:

بی‌شک شایع‌ترین خط در نسخه‌نویسی که بتدریج از قرن 4 هجری مورد توجه بیشتر قرار گرفت، خط نسخ بوده است. این خط به جهت سهولت در نوشتن مقبولیت زیادی یافت و ناسخ سایر خطوط گردید. (از همین‌رو به خط نسخ شهرت یافته است). دو شیوه در کتابت خط نسخ معمول بوده است:

شیوه کهن:

که تا اوایل نیمه دوم از سده هشتم هجری معمول بود. خط کوفی در این شیوه از زیبایی چندانی برخوردار نبود و در مواردی کلمات و حروف مشکول ضبط شده‌اند.

نسخ جدید:

از نیمه دوم سده هشتم هجری آغاز شد که برخلاف شیوه اول، دَور حروف بیشتر، قلم نسخ منسجم‌تر و زیباتر شده و کاتب جنبه‌ی زیباشناسی را بیشتر مدنظر قرارداده است.

تعلیق:

کاتبان و منشیان برای جلوگیری از تصرف و تغییر و تبدیل در اسنادی همچون احکام، فرامین، ترسُّلات و منشآت که شامل نکاتی از جمله رموز و اسرار دیوانی و حکومتی بود از خط تعلیق استفاده می‌کردند. در این خط حروف آن در سرتاسر هر سطر پیوسته به‌ هم کتابت می‌شد.

 

نستعلیق:

بتدریج از نیمه اول قرن هشتم هجری به علت گرایش نسخه‌نویسان در تندنویسی و به جهت سرعت بیشتر در نگارش مکاتب و مراسلات، خط نستعلیق (که ترکیب خط تعلیق با خط نسخ بود) ظهور نمود که منحصر به کتابت نگاشته‌های فارسی نماند و کتاب‌های عربی همانند نهج البلاغه و صحیفه سجادیه و غیره نیز بعضاً با خط زیبای نستعلیق به نگارش درآمد.

کاتبان ایرانی ساکن در ممالک دیگر به شیوه نستعلیق ایرانی می‌نوشتند اما بعد از رحلت آنها، کاتبان محلی شیوه خاص خود را با الهام از نستعلیق ایران به نمایش می‌گذارند و به همین جهت برای معرفی نسخه‌هایی که در ممالک غیر ایران به خط نستعلیق نوشته شده (همانند خط نسخ) انتساب خط به جغرافیای محل کتابت بیان می‌شود. مانند: نستعلیق هندی، نستعلیق ماورالنهری، نستعلیق ترک و...

 

شکسته نستعلیق:

گرایش کاتبان به خطوطی که دَوْرِ آنها بیشتر است، به جهت تندنویسی و اصل کم کوشیدن در کتابت سبب شد که کاتبان حروف را در خط نستعلیق بشکنند و خطی در کتابت بوجود آوردند که در میان خط‌شناسان و نسخه‌شناسان به شکسته نستعلیق یا شکسته شهرت یافت. خط مذکور از سده یازدهم برای نگارش آثار ادبی، کتابت جنگ‌ها، بیاض‌های ادبی و مکاتیب بکار می‌رفت.

 

سیاق:

بعدها در دوره‌های متأخر، برای محاسبات دیوانی، اسناد و دفاتر داخل و خرج، شیوه‌ دیگری مورد استفاده قرار گرفت که به خط سیاق (= سیاقت) معروف شد. کاتبان این خط برای اعداد و کلمات اختصاری وضع می‌کردند که خواندن آن برای بسیاری آسان نبود.

 

خطوط دیگر:

علاوه بر اینها، خطوط دیگر که برخی جنبه تفننی داشت در کتابت اسناد و استنساخ نامه‌ها، مرّقعات و کتب ادعیه به‌کار می‌رفت مانند: رُقعه، غبار، طغرا، سیاه مشق، معما و مثنی و...

 

21. کیفیت خط:

خط‌شناسان برای نشان دادن کیفیت خط، مراتبی قائل شده‌اند که خوبی و بدی خطوط را با واژگانی همانند: ممتاز، عالی، خوش، خوانا، ناخوانا ذکر می‌نمودند.

 

ممتاز:

صفت خطی است که در نهایت زیبایی باشد و مطابق با قواعد و اصول خوشنویسان تحریر شده باشد.

عالی:

صفت خطی است زیبا که به مراتبه‌ای از خط ممتاز پایین‌تر کتاب شده است.

خوش:

خطی صفت ”خوش“ را دارد که زیبا باشد، هرچند خطاط گاهی در بافت خط از قواعد و اصول خوشنویسی دور شده باشد.

خوانا:

صفت خطی است که به آسانی خوانده شود، هرچند که زیبا ننماید.

ناخوانا:

خطی که بسهولت خوانده نشود.

 

22. نوع خط حاشیه:

رجوع کنید به بند شماره 20.

 

23. تعداد سطور (در هر صفحه):

در کتبی که تعداد سطور بین چند عدد محدود متغیر باشد، تعداد آنها ذکر می‌شود (مثلاً: نوشته می‌شود 19،17،16 سطری). اما اگر چنانچه سطور بطورکلی مختلف بود از واژه ”مختلف السّطر“ استفاده می‌نماییم.

 

24. نام کاتب:

کاتب فردی بجز مؤلف است که اثر را به رشته تحریر درآورده است.

 

25. محل کتابت:

شهری است که کتابت نسخه انجام گرفته باشد و با محل تألیف متفاوت است.

 

26. تاریخ کتابت:

زمانی (هجری قمری و شمسی) بجز زمان تألیف است و ممکن است نسخه‌ای پس از تألیف مجدداً توسط فردی به رشته تحریر درآمده باشد.

 

27. ارزش کتابت:

از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره داشت:

1. مغلوط

2. کم غلط

3. بدون غلط و..

 

28. کاتب نونویس، محل و تاریخ نونویسی

 

29. مشخصات کاغذ:

تعیین نوع کاغذ نسخه‌های خطی از دیگر مشخصه‌های نسخه‌شناسی است که در طول تاریخ همواره مورد توجه بوده است. انواع کاغذهایی که بیشتر در نسخه‌نویسی معمول بوده و شناخت آنها به لحاظ نسخه‌شناسی مفید فاید است عبارتند از:

 

  کاغذ سمرقندی:

برای نخستین بار در نیمه نخست از سده دوم هجری، نوعی کاغذ توسط اسیران چینی در سمرقند عرضه می‌شود که در اندک زمان در مراکز علمی- سیاسی جهان اسلام به نام کاغذ سمرقندی شهرت می‌یابد. از مشخصه‌های این کاغذ می‌توان به ضخیم بودن و صاف بودن آن بطوری که دانه‌ای بر روی صفحه‌های آن دیده نمی‌شد اشاره کرد.

 

کاغذ خراسانی:

کاغذهایی که در خراسان تولید می‌شده و از انواع آن می‌توان به کاغذ سلیمانی، نوحی، فرعونی، طلحی، جعفری و طاهری اشاره داشت که اسامی آنها نشان می‌دهد که برخی به روزگار بنی‌امیه و بنی عباس و برخی دیگر همچون فرعونی به عصر ابن‌سینا و یا سلیمانی به روزگار هارون‌الرشید والی خراسان می‌باشد.

 

کاغذ خانبالغ:

نوعی از کاغذ را می‌گویند که در میان کاتبان مرسوم بوده و در خانبالغ (پکن، چین) بحاصل آمده است. این کاغذ در ایران و دیگر کشورهای اسلامی به غرض کتابت مُصْحَف و نگارش‌های عربی و فارسی به کار گرفته می‌شده و کاغذی بوده مستحکم، ضخیم، و رنگ حنایی در آن نسخه‌نویسی بیشتر بکار برده می‌شده است.

 

کاغذ ختایی:

کاغذی بوده است ضخیم و درخشان که در نواحی ختا عمل می‌آمده. بنگرید به کاغذ خانبالغ.

 

کاغذ پوستی:

در ادوار نسخه‌نویسی، برای کتابت مُصحَف (قرآن)، و گاهی فراهم آوردن و کتابت بیاض‌های هنری از پوست حیوانات استفاده می‌کرده‌اند، به طوری که آن را نازک می‌ساخته‌اند به مانند طبق کاغذ، و سپس برآن مهره می‌زده‌اند و صاف و ملایم می‌کرده‌اند که حالت شکنندگی نداشته باشد. کاغذ پوستی را بیشتر از پوست آهو- خاصه پوست دل آهو- به عمل می‌آورده‌اند. نسخه‌هایی از قرآن و بیاض‌های هنری- که کاغذ آنها از پوست آهو بحاصل آمده- در کتابخانه‌های جهان موجود است.

 

  کاغذ شامی:

نوعی از کاغذ بوده که در شام ساخته می‌شده است که سفیدی، شفافی و ملایمی از ویژگی‌های آن است.

 

کاغذ دفتری:

کاغذی نامرغوب و کم بها که به جهت کتابت دفترهای حساب و کتابچه‌های سیاق و سواد کتابها بکار می‌برده‌اند.

 

کاغذ کاهی:

نوعی دیگری از کاغذ نامرغوب و کم بها بوده که کاتبان، دفترهای حساب و گاه تمام کتاب‌ها و رساله‌ها را برآن می‌نوشته‌اند. این کاغذ از جنس کاه به عمل می‌آمده که دانه‌دار ناهموار بوده است.

 

کاغذ کشمیری:

از سده نهم که شبه قاره هندوستان به عنوان مرکزی از مراکز فرهنگی در شرق جهان اسلام شناخته شد، در میان کاتبان، نوعی دیگر از کاغذ رواج یافت که در کشمیر به عمل می‌آمد. این کاغذ که بیشتر رنگ‌های سفید و نخودی آن به جهت نسخه نویسی به کار رفته، بسیار نازک و عموماً آهار مهره خورده است. هزاران نسخه خطی از نگاشته‌های فارسی که در شبه قاره هندوستان کتابت شده است ؛ بر روی این کاغذ نسخه نویسی گردیده است.

 

کاغذ بُتی:

از سده 11 به بعد در ایران و شبه قاره هند کاغذسازی رونق خود را از دست داد و نوعی کاغذ که توسط اروپاییان به هندوستان رسیده بود بزودی جای کاغذ کشمیری (=هندی) را گرفت. در درون نوعی از کاغذهای مذبور نقوشی وجود داشت گویا پیکرنما و به همین جهت کاتبان شبه قاره هند آن را کاغذ بُتی می‌خوانده‌اند. از ویژگی‌های کاغذهای فرهنگی آن است که چون آن را در معرض نور قرار دهیم، نقوش و خطوطی مرئی می‌شود که در درون کاغذ با ماشین تعببیه شده است.

 

کاغذ ابری (درهمی):

برای ساختن این کاغذ ظروفی را از مایع نشاسته پر می‌کرده‌اند و بر روی مایع مذکور رنگ‌های مورد نظر را می‌ریختند و کاغذ را بر روی آن می‌گذارند تا آن‌گاه که اشکال موجود در مایع که مانندگی به ابر داشت بر روی کاغذ منعکس گردد.

کاغذ ابری بر دو قسم بوده است: ابری آبی و ابری آهاری. در قسمت دوم، پس از عمل مذکور، کاغذ را مهره می‌زدند و براق می‌ساختند. این نوع کاغذ از سده نهم در میان کاتبان رواج بیشتری یافت، و بیشتر در کتابت قطعه‌های خط و رساله‌های کوتاه از آن استفاده می‌شد.

 

کاغذ الون:

کاغذی است از انواع کاغذهای ابری که توسط کاغذ سازان با الوان و رنگ‌های مختلف رنگین می‌شده است. کاغذیان در رنگ دادن کاغذها با رنگ‌های زرد، سرخ، آل، کبود زنگاری و کاهی استفاده می‌کرده‌اند که در اصطلاح به این کاغذها « الوان مفرده » می‌گفته‌اند، و یا از رنگ‌های عودی، سبز گلگون و نارنجی بهره می‌برده‌اند که این دسته را الوان مرکب می‌نامیده‌اند.

 

از انواع دیگر:

می‌توان به دولت آبادی، مأمونی(منسوب به مأمون خلیفه)، مرادآبادی، خونجی، بغدادی، عادلشاهی و غیره اشاره نمود.

 

30- تعداد اوراق:

ذکر تعداد اوراق نسخه است.

 

31- اندازه اوراق:

اندازه طول در اندازه عرض اوراق نسخه است. اندازه قطع کتاب در تمدن اسلامی بسیار متنوع بوده است ولی مهمترین و معمولترین اندازه‌های قطع کتاب‌ها عبارتند از:

 

قطع سلطانی(تیموری):

اندازه‌ای از قطع کتاب است که در اواخر عصر مغولان و اوایل عهد تیموریان برای کتاب‌های خطی در ایران رواج یافت که به این جهت آن را قطع تیموری نیز می‌گویند. طول و عرض تقریبی آن 40×30 سانتی‌متر است.

 

قطع رحلی:

این قطع را به این جهت رحلی می‌گویند که هنگام خواندن کتاب قطع رحلی، آن را بر روی چهارپایة چوبی – یعنی رحل – قرار می‌داده‌اند. قطع مزبور دارای اندازه‌های تقریبی زیر است:

* رحلی کوچک: طول 42، عرض 27 سانتی‌متر.

* رحلی متوسط: طول 50، عرض 30 سانتی‌متر.

* رحلی بزرگ: طول 60، عرض 30 سانتی‌متر. عموماً نسخه‌های کتاب‌هایی چون قرآن مجید، مثنوی مولوی، شاهنامه فردوسی که در مجالس و محافل قرائت و خوانده می‌شده ، با این قطع بوده است.

 

قطع رقعی:

اندازه قطعی است به طول و عرض تقریبی 19×10 سانتی‌متر.

 

قطع وزیری:

این قطع در گذشته دارای سه اندازه کوچک (به طول و عرض تقریبی 21×15)، (متوسط 24×16) و (بزرگ 30×20) بوده است.

 

قطع خشتی:

از کهن‌ترین قطع‌های نسخه‌های خطی است به طول و عرض همسان و برابر.

 

قطع بیاضی:

نسخه‌ایی است که از جانب طول آن باز و بست می‌شده و شیرازه‌بندی آن از طرف عرض اوراق بوده که در میان نسخه‌نویسان و کتاب‌سازان به بیاض شهرت داشته است، قطع بیاضی منسوب است و مخصوص به بیاض‌ها که بیشتر کتب ادعیه، زیارات و مجموعه‌های ادبی (که به غرض اشخاص فراهم می‌آمده) به هیأت مذکور صحافی و جلد می‌شده است.

 

قطع بغلی:

این قطع که معادل قطع جیبی بزرگ در روزگار ماست. دارای طول و عرض تقریبی 7×5 سانتی‌متر بوده است.

 

قطع جانمازی:

با اندازه تقریبی طول 12 و عرض7.

 

قطع حمایلی:

قطعی بوده است به طول و عرض 12×6 سانتی‌متر. وجه تسمیة این قطع به حمایلی، این است که نسخه‌هایی را که در قطع مزبور بوده است به صورت حمایل روی لباس زیرین می‌آویخته‌اند.

 

32. تزیینات نسخه:

شناخت آرایش‌های نسخه و تصاویر آنها در توصیف نسخه‌ها و حتی گاهی در شناخت تاریخی آنها مورد توجه بوده است و معرف غنای فرهنگ و تمدن اسلامی می‌باشد.

برخی از اصطلاحات تزیینات نسخه خطی:

 

شمسه:

شکلی است مدوَّر، مذهَّب و مرصَّع و مشابه تصویر خورشید که شعاع‌هایی از اطراف آن خارج شده و غالباً کتاب‌آرایان پس از صفحه‌‌ی بدرقه ابتدای کتاب در ظهر صفحه اول ترسیم می‌کردند و در وسط آن نام مالک کتاب و یا نام کتاب و مؤلف آن را بیشتر به خط رقاع و به قلم رنگین یا زر یا سفیدابِ محرَّر ذکر می‌کردند.

 

سرلوح:

بسیاری از نسخه‌های خطی که از اوایل سدة هشتم به بعد فراهم آمده‌اند، در صفحه آغاز دارای شکلی‌اند هندسی که شباهت به محراب و ایوان دارد و مزین است به خطوط هندسی و یا گل و برگ، به زر و الوان دیگر. این شکل منقش را سرلوح می‌نامند. گاه در زیر سرلوح شکلی هندسی کشیده شده است مانند مستطیل (که اصطلاحاً به آن کتیبه می‌گویند) در داخل کتیبه یا (بسم ا... الرحمن الرحیم) را نوشته‌اند و یا نام کتاب و مؤلف را. در صورتی که کتیبه و سرلوح با هم باشند آن را «سرلوح مزدوج» می‌نامند.

 

سرفصل:

سرفصل یا سرسخن یا سرعنوان، تزئیناتی است که در اطراف عنوان کتاب‌های نظم و نثر به‌گونه مشعَّر و مذهَّب و مرصَّع ترسیم می‌شود.

 

کتیبه:

در نسخه‌آرایی، به شکلی گفته می‌شود مستطیل‌گونه که گاه در دو طرف آن نیم دایره‌ها و ربع دایره‌های کوچک کشیده شده باشد. از این شکل، مذهبان در سرسوره‌ها برای نسخه‌های قرآنی و سرفصل‌ها (برای نسخه‌های دیوان‌های شعر و دیگر نگارش‌ها) استفاده کرده، و جلدسازان نیز در چهار طرف حواشی جلد نزدیک به لبه‌ها بهره برده‌اند. شکل کتیبه گاه همانند مستطیلی است که مذهَّب و مرصَّع شده باشد و گاه چونان مستطیلی است که دو طرف آن (یعنی اطراف اضلاع کم عرض آن) بصورت مدور و نیم دایره باشد. شکل آخر را «کتیبه قلمدانی» می‌گویند.

 

طلا اندازی بین سطور:

گاه نسخه آرایان به غرض زیبا آفرینی، وسط سطور را با زر پر می‌کنند. به‌‌ طوری که تمامی خالیگاه‌های بین سطور را با زمینه زرین می‌پوشانند و کنارة زمینه مذکور را با تحریر مشکی محصور می‌کنند. این هیأت را در عرف نسخه‌آرایی، طلا اندازی بین سطور می‌نامند. در صورتی که زمینه زرین و به تبع آن خط تحریر دارای فرو رفتگی‌ها و برجستگی‌های نزدیک به هم شبیه به خوردگی موش باشد، از آن به ”طلااندازی دندان موشی یا مضرّس“ اطلاق می‌کنند که در دوره صفوی بیشتر شایع بوده و اگر روی همان زمینه طلا، نقوشی الوان نیز به‌کار رفته باشد ”طلا اندازی منقش“ می‌گویند.

 

زرافشان:

نسخه‌آرایان از روزگار تیموریان به لحاظ زیباسازی متن و گاه حواشی، اوراق نسخه را با زر و نقره افشان می‌کردند. به ‌طوری که زر و یا نقره را حل می‌کردند و سپس با دقت خورده طلای محلول را از طریق آلاتی که دارای سوراخ‌های بسیار کوچک بوده است به روی صفحات نسخه می‌افشاندند، این عمل عموماً پیش از نوشتن نسخه انجام می‌شده است. اگر خرده‌های زر یا نقره بسیار ریز بر روی کاغذ افشانده می‌شده است، آن را «افشان غبار» می‌گفته‌اند و اگر خرده‌های مذکور درشت‌‌تر افشانده می‌شده است، آن را «افشانه سرموری» می‌خوانده‌اند.

 

جدول:

خطوطی است هندسی و مستقیم که چهار جانب متن کتاب را محصور کند. در نسخه‌هایی که از سده‌ی هفتم و هشتم هجری به ما رسیده, جدول بسیاری از آنها ساده است و با یک خط مرکب و مشکی کشیده شده است. اما در سده‌ی هشتم و پس از آن، جدول جنبه تزئینی یافت و از آب طلا و رنگ‌های الوان (مانند لاجورد، شنگرف، سیلو و زنگار) برای کشیدن آنها استفاده شد، به طوری که جدول را با چند خط (دو خط به زر و یا دو سه خط به الوان) می‌کشیدند و سپس دو جانب خطوط جدول را با خطی بسیار باریک - که اصطلاحاً به آن ”تحریر“ می‌گویند- محصور ‌کرده و این را ”جدول مثنّی“ می‌نامیده‌اند.

 

کمند:

خطوطی مستقیم را گویند که جز جانب عطف کتاب، از سه جانب دیگر، جدول را محصور کند. کمند نیز چونان جدول، گاه ساده بوده و با یک خط مشکی یا الوان کشیده می‌شده و گاه مرکب بوده و با زر و مشکی و دیگر الوان ترسیم می‌شده است. در نسخه‌های موجود از دوره‌های اول و دوم نسخه‌نویسی، کمند بندرت دیده می‌شود، درحالی که بیشتر نسخه‌های ادوار سوم و چهارم نسخه‌نویسی (خاصه نسخه نگارش‌های ادبی فارسی) دارای کمندند.

 

تحریر:

برای نمایش بهتر جدول، کمند و نقوش، خطوط بسیار باریک که به سیاهی، زرد یا دیگر الوان مانند شنگرف و سفیداب در دو طرف خطوط جدول و یا در اطراف کلمات و عبارات کشیده می‌شود. نقوش و کلماتی را که با خط تحریر محدود شده باشند، ”محرّر“ می‌گویند.

 

ترنج:

در اصطلاح نسخه‌آرایی شکلی را گویند بیضی، که وسط آن را با نقوش اسلیمی با بُتُرمه یا تصویر نبات و حیوان و یا با خطوط رقاع، نسخ و نستعلیق می‌آرایند. ترنج را اغلب در وسط دو طبله جلد می‌کشند و گاهی نیز ظهر ورق اول نسخه را با این شکل می‌آرایند و عموماً داخل و اطراف آن، عنوان و خلاصه مطالب کتاب به زر یا سفیداب نوشته می‌شود.

 

سرترنج:

در عرف نسخه آرایان به شکلی گفته می‌شود لوزی مانند و کنگره‌دار، که در قسمت بالا و پایین ترنج و متصل به آن کشیده می‌شود. گاهی وسط سر ترنج را با نقوشی گونه گون می‌آرایند و گاهی نام صحاف را (اگر بر روی جلد باشد) و نام کتاب را (اگر بر ظهر ورق اول نسخه باشد) در داخل آن می‌نویسند.

 

لچکی:

در اصطلاح نسخه‌آرایی، شکلی را گویند سه‌ گوشه که جلد‌سازان از تیماج یا پارچه می‌بریده‌اند و نزدیک به لبه، در چهارگوشه جلدهای ضربی و سوخت تعبیه می‌کرده‌اند و مذهّبان در چهارگوشه جلدهای روغنی و یا در چهارگوشه دو صفحه آغازین، میانین و آخرین نسخه‌ای (که به هیأت متناظر تذهیب و ترسیع می‌شد) ترسیم می‌کرده‌اند.

 

تذهیب:

نقوش منظم هندسی و با قرینه را گویند که مذهّب در کشیدن آنها فقط از سیاهی و آب طلا در زمینه لاجورد استفاده کرده و هیچ رنگ دیگری به کار نگرفته باشد.

 

ترصیع(مرصَّع):

نقوش منظم هندسی که مذهب در کشیدن آنها به غیر از آب طلا، از رنگ‌های دیگری از قبیل: لاجورد، شنگرف، زعفران، سفیداب، زنگار، سیلو و... در زمینه زرپوش آن استفاده کرده باشد را ترصیع یا مرصَّع می‌نامند.

 

تشعیر:

نقوش درهم و نازکی است شامل خطوط اسلیمی، ختایی، گرفت‌وگیر و شکارگاه با آب طلا و گاه با رنگ‌های دیگر اما با قلم‌گیری زرین که با اندکی دقت، ترتیب منظم آن قابل تشخیص می‌باشد. وجه تسمیه تشعیر از دو جهت اطلاق شده، یکی به جهت استفاده از موی دم گربه در قلم و دیگری آنکه خطوط ترسیمی به نازکی مو است.

 

اسلیمی (اسلامی):

به نقوش و گره‌بندی‌هایی گفته می‌شود که حاوی پیچ وخم‌های متعدد بصورت مارپیچ و یا حلزونی با نقوش ماهیچه و چنگ که به شکل بوته جقه نمایانده می‌شود و چونان گیاه پیچان که ساقه، جوانه، برگ و گل و شاخه‌های آن به هم درآمیخته و درهم چنگ زده است، می‌باشد. انواع اسلیمی عبارت است از: ساده، توخالی، گلدار، برگی، پیچکدار، برگی پیچکدار، توخالی پیچکدار، ماری، تزئینی و... که ساقه‌های آنها با طلا و رنگ‌های نارنجی، سبز و دیگر الوان روشن ترسیم می‌شده است.

 

مرکب الوان:

در نسخه‌نویسی و نسخه‌آرایی، سوای مرکب مشکی، از الوان دیگر نیز برای کتابت و تزیین نسخ استفاده می‌شده است. مرکب‌های الوان که بیشتر رایج بود به قرار زیر است:

 

زر:

مراد محلول یا آب طلا است که نسخه‌نویسان برخی از عبارت و عنوان‌ها و کلمات نسخه‌های شاهانه را با آن کتابت می‌کرده‌اند.

 

شنگرف:

معرّبش شنجرف است و آن جسمی است معدنی که از گرد آن که سرخ یا متمایل به قهوه‌ای است محلولش را می‌ساختند و کاتبان عنوان‌ها و سرعنوان‌ها و سرفصل‌ها و آیات و اخبار را با آن کتابت می‌کرده‌اند و مذهبان و نقاشان در کشیدن جدول و کمند و دیگر آرایش‌های نسخ از آن استفاده می‌کردند.

 

زنگار:

در عرف نسخه‌آرایان به محلولی گفته می‌شود سبز رنگ که از زنگ مس به دست می‌آید.

 

سفیداب:

محلولی است سفید که از کربنات سرب بحاصل می‌آید، و در نسخه‌نویسی و نقاشی به کار می‌رفته است.

 

سرنج:

محلولی بوده است قرمز رنگ متمایل به نارنجی که از اکسید سرب حاصل آمده و در کتابت سرفصل‌ها، عنوان‌ها، آرایش نسخه‌ها و نقاشی به‌کار می‌رفته است.

 

لاجورد:

در عرف نسخه آرایان به محلولی گفته می‌شد که از مخلوط گرد لاجورد و سرکه و صمغ بدست می‌آمد و در نقاشی و گاه در کتابت عنوان‌ها و آیات قرآن بکار می‌رفته است.

 

سوای الوان مذکور:

در نسخه‌آرایی نگارش‌های فارسی، از رنگ‌های دیگر مانند آل، فریسه، طاووسی، گلگون وغیره نیز استفاده می‌شده ولیکن در اینجا به ذکر الوانی پرداختیم که در کتابت و آراستن نسخ بیشتر به کار رفته است.

 

33. تجلید نسخه:

بهترین ملاک تقسیم‌بندی جلد، ماهیت و جنس آن خواهد بود که با اندکی مسامحه به هفت نوع اولیه تقسیم می‌شود که برخی از آنها به اقسام فرعی‌تر قابل تقسیم می‌باشند:

 

جلد چوبی:

از چوب‌های نسبتاً نازکی ساخته می‌شده است و روی آن لاک یا رنگ و روغن کشیده می‌شده. این نوع جلدها بیشتر در جلد مصاحف شریفه دیده شده است.

 

جلد مقوایی:

شامل جلدهایی که از جنس مقوا ساخته شده باشد و عموماً جلدسازان روکش‌های مختلف مانند: چرم، پارچه، رنگ و روغن جهت دوام برآن استوار می‌ساختند. گاهی اوقات کتابسازان بُعدهای جلد مقوایی را سجاف نازکی از چرم می‌کشیدند که اصطلاحاً به «جلد مغزی» معروف شده است.

 

جلد چرمی:

چرم عنوان نسبتاً کلی است برای جلدهایی که از پوست دباغی شده حیوانات ساخته می‌شد و شامل اقسام زیر است:

 

تیماج:

پوست بز دباغی شده است.

 

میش (میشین):

برخی جلدسازان بندرت از پوست دباغی شده میش (=گوسفند) جلد کتاب می‌ساختند که بسیار نرم و لطیف است.

 

ساغری:

جلدهای بسیار بادوام و مستحکم که از چرم دباغی شده کفل چهارپایان بخصوص الاغ و استر ساخته می‌شده است و دارای برجستگی‌های دانه مانند نسبتاً درشت می‌باشد که بعضاً برروی آن کارهای هنری مانند: ضربی، سوخت‌کاری و... انجام می‌دادند. ضمناً به دلیل کراهت جنس آن برروی جلدهای مصاحف شریفه استفاده نمی‌شده است.

 

شبرو (شوْرو):

به معنای بزغاله، پوست بزغاله و یا پوست نازک گوساله است که جلدسازان عصر قاجار برای روکش جلد از آن سود برده‌اند.

 

پارچه:

بعضی جلدسازان دوره صفوی به بعد برای روکش جلدهای مقوایی از پارچه‌ای ساده و غیرآن استفاده می‌کردند. در برخی نیز برای استحکام بیشتر عطف و گوشه‌های آن را بوسیله چرم استوار می‌نمودند.

 

جلد زری:

روکش آن توسط زری‌بافان و نقش‌بندان ماهر دوره صفوی به بعد از پارچه زری بافته شده باشد.

 

جلد مخملی:

جلدهایی که از پارچه مخمل برای روکش مقوا استفاده شده باشد و بیشتر از قرن سیزدهم شایع گردیده است.

 

جلد ترمه:

برخی جلدسازان عصر زندیه و قاجاریه به بعد برای روکش جلد دیوان‌ها، بیاض‌ها، نسخه‌های ادعیه از ترمه (نوعی نمد ساخته شده در یزد و کشمیر و یا از جنس ابریشم، پشم و نخ) منقش به اشکال بوته جقه یا خطوط پهن حاشیه‌مانند، استفاده می‌نمودند.

 

کاغذ:

 برخی کتاب‌سازان دوره قاجار و بعد برای روکش مقوای جلد استفاده می‌نموده‌اند که طبعاً به دلیل سستی کاغذ، عطف را خصوصاً با پارچه محکم می‌ساختند.

 

فرنگی:

در دوره متأخر، همگام با اختراع صنعت چاپ، جلدسازان برای روکش مقوای بعضی جلدهای نسخه‌های خطی از گالینگور و مشمع استفاده می‌نمودند.

 

هنری:

جلدهای هنری که نتیجه نبوغ، ابداع و نوآوری جلدسازان بلاد اسلامی است، شامل جلدهایی است که به نحوی از انحا دارای ظرافتهای هنری ویژه‌ای هم باشند. اهم آنها برحسب ظهور و رواج در تمدن اسلامی عبارتند از:

ضربی:

جلدهای ضربی یا کوبیده یا منگنه، از جملة جلدهای بسیار معمول برای کتاب‌های فارسی است. طرز ساختن این جلد به این‌گونه است که جلدساز نخست دو قطعه فلز برنجی (که اصطلاحاً یک جفت‌ نر و ماده نامیده می‌شود) فراهم می‌آورد و نقوش مورد نظرش را با الوان توسط قلم‌مو بر قطعه‌های برنجی مذکور می‌کشید و بوم فلز را از قسمت‌های منقوش‌ جدا می‌کرد. سپس فلز نقش‌دار به قدر نیاز داغ می‌کرد و با ضرب و چکش، آن را بر روی چرم (که روکش جلد است) می‌کوبید، به‌طوری که نقوش آن دو قطعه فلز، براثر ضرب بر روی چرم، فرو رفتگی و برجستگی به وجود می‌آورد. پس از آن مواضع فرو رفته را با ورقه‌های طلا یا سیم و یا چرمی غیر از نوع چرم زمینه پر می‌کرد، و نقوش برجسته را گاه با همان رنگ اصلی می‌گذاشتند و گاه با الوانی دیگر می‌آراستند.

سوخت:

در ساخت جلد سوخت، نخست روی چرم که حالت استخوانی گرفته و به رنگ تیره و سوخته درآمده، نقش‌های دلخواه مانند: مینیاتور، تذهیب، تشعیر و... را به اشکال ترنج، سرترنج، لچکی و غیره طراحی نموده و سپس این نقوش را به وسیله «نقش بر» جدا می‌ساختند و بر روی چرم جلد که بعضاً با لایه چینی زمینه‌سازی شده، چسبانده و با ضربه داغ شده بر روی آنها می‌کوبیدند.

معرق:

در لغت، هرچیز رگه‌دار را گویند، و در اصطلاح کتابسازان و مجلدان به جلدی گفته می‌شود که از قرار گرفتن رگ‌های چند نوع چرم در کنارهم دیگر به دست می‌آید. به این قرار که نخست مذهب طرح مورد نظرش را بر روی چرم طراحی می‌کند، سپس جلدباز با آلت نقش بر، بوم چرم را از نقش‌های طراحی شده، جدا می‌کند. بعد از آن نقش‌های مزبور را در محل‌های مناسب جلد کتاب خطی که قبلاً بریده شده می‌چسباند به طوری که میان قطعه‌های منقّش و قطعه زمینه هیچ‌گونه درزی و برجستگی‌ای دیده نمی‌شود و همانند یک قطعه چرم ساده و هموار می‌نماید.

سوزنی بوم چرمی:

نوع دیگر، جلد سوزنی بوم چرمی است که زمینة آن بتمام چرمین است و سوزن دوزی شده. طریق ساختن آن به این قرار است که جلدساز نخست چرم را رنگ می‌کند و مهره می‌زند و به قدر نیم سانتیمتر بزرگتر از اندازة قطع کتاب آن را می‌برد، سپس لبه‌های جلد را با شفره نازک می‌کند. پس از آن، باتوجه به عطف کتاب، جلد را آنچنان تا می‌زند که روی رنگین و مهره زدة آن اندرون جلد شود، بعد از این بر روی کاغذ طرح مورد نظر را می‌کشد به طوری که طرح منقوش بر روی کاغذ، یک چهارم طرح اصلی باشد. سپس با چهار بار برگردانیدن و برداشتن یک چهارم طرح، نگاره‌ای از آن طرح، به صورت کامل نقش می‌گیرد. پس از آن بر روی خطوط طرح مزبور سوزن می‌زند تا کاغذ مذکور صورتی مشبک گونه گیرد. سپس کاغذ مزبور را بر روی پشت چرم (که روی جلد می‌شود) می‌چسباند و گل گیوه بر روی آن می‌مالد. باگذر گل گیوه از سوراخ‌های جای سوزن، طرح بر چرم منتقل می‌شود، بعد از این عمل، همه خطوط را سوزن دوزی می‌کند و سرانجام زمینة طرح را طوری با ابریشم رنگین سوزن دوزی می‌نماید که سر سوزن از پشت چرم بیرون نیاید و بخیه‌ها هماهنگ و مقارن باشد، بعد از این، لبة نازک را برمی‌گرداند تا حاشیه‌ای از چرم، اطراف بخیه‌ها هماهنگ و مقارن باشد، بعد از این، لبة نازک را بر می‌گرداند تا حاشیه‌ای از چرم، اطراف بخیه‌ها را بپوشاند، سپس با قلم زر کنارة لبه‌ها را جدول می‌کشد و بنا به سلیقة خود درون جلد را نیز جدول‌بندی و تذهیب می‌کند.

روغنی:

از جمله جلدهایی که بیشتر نگارش‌های فارسی، مجلد به آن است جلد روغنی است، جلدی که از سدة نهم توسط جلدسازان وضع شده و رفته رفته فزونی گرفت و در سده‌های دوازدهم و سیزدهم به اوج کمال رسید. طریق ساختن این جلد به این‌گونه است که نخست مقوا یا چرم، چوب و یا پارچه را به اندازه قطع موردنظر آماده می‌کردند و روی آن را از بوم و گاهی بوم مُرغَش (سولفور طبیعی براق) می‌پوشانید، و بر روی آن بنابر سلیقه خود، تذهیب و نقاشی می‌کردند. پس از نقاشی، چندبار روی آن روغن کمان می‌زدند بطوری که روغن مذکور چونان قشری روی تذهیب و تصویر را فرا گیرد، در عین آن که قشر روغن به آن تابناکی و براقی می‌دهد.

در جلدهای روغنی عصر تیموریان بیشتر از نقوش گل و بوته و طیور و وحوش استفاده می‌شد، ولی در عصر صفویه و قاجار به سوای نقوش مذکور، نقوش صورت و پیکر انسان و مجالس رزم و بزم نیز به کار گرفته‌ شد و گاه آیات، اخبار و اشعاری (به مناسبت موضوع کتاب) نیز به جای نقوش مزبور در جلدهای روغنی دیده می‌شود.

در بیشتر موارد، مجلدان جلد روغنی، روی بیرون و درون هر یک طرف جلد را کار می‌کرده‌اند. در این صورت، آن را ”جلد روغنی دو رو“ می‌نامند. اگر در بوم جلد روغنی، مرغش استفاده شود، آن را ”جلد روغنی مرغش“ می‌خوانند.

 

34. نشانه‌های خاص نسخه:

عبارت است از بیان مهرها و نشانه‌های تملک نسخه (مهر مالک، مهر وقف، مهر کتابخانه، مهر شخصی یا خصوصی)

 

35. توضیحات:

اطلاعات دیگر از نسخه در قالب توضیح یا سایر اطلاعات (فرعی‌تر) در این قسمت ارائه می‌گردد.

 

36. نفاست نسخه:

از جمله می‌توان به موارد زیر اشاره داشت: «بسیار نفیس، نفیس، ممتاز، متوسط و عادی» که میزان نفاست نسخه را یادآوری نمود.

 

37. تاریخ اهداء نسخه:

هرگاه نسخه اهدا شده باشد تاریخ اهداء به همراه ذکر نام شخص اهدا کننده در این قسمت می‌آید.

 

38. تاریخ خریداری نسخه:

بیان تاریخ خرید نسخه (هرگاه معلوم باشد)

 

39. طرز نگهداری و حفاظت نسخه :

به طریقه و نگهداری و حفاظت از نسخه در محل مربوطه اشاره می گردد.

 

40. محل نگهداری نسخه:

نام کشور، شهر و کتابخانه محل نگهداری نسخه می باشد.

 

41. شماره بازیابی نسخه در محل:

 شماره رجوع به نسخه در محل می‌باشد.

 

42. شماره لوح فشرده:

 شماره لوح فشرده نسخه در محل است.

 

43. شماره میکروفیلم:

شماره میکروفیلم نسخه در محل است.

 

44. آدرس URL نسخه:

اتصال به تصاویر نسخه خطی می‌باشد.

 

 منبع :    http://knowledgebase.icro.ir (بانک نسخ خطی فارسی)

 

 


آیا نمایه سازی و چکیده نویسی، آینده ای را درپیش رو خواهند داشت؟*

 

[1]F.W.Lancaster:نویسنده

 

ترجمه:امیررضا اصنافی

 دانشجوی کارشناسی ارشد علوم کتابداری و  اطلاع رسانی دانشگاه شهیدچمران اهواز


 چکیده:
وب جهانگستر، انواع مشکلات دسترسی به اطلاعات را درحجمی گسترده تر ازآنچه که قبلا کاربران با آن روبرو بودند ارائه میکنند. این مشکلات، شناسایی میشوند و درمورد آنها بحث میشود. هرچند، نمایه سازی فکری تمام وب غیرممکن است و درمواردی، ارزش این کاررا ندارد، درعین حال نمایه سازی گزینشی منابعی که ارزش عالی دارند( به عنوان مثال، به وسیله درگاههای[2] مخصوص) ضروری میباشد.خلاصه سازی منابع وب( یعنی چکیده نویسی)، نیز دارای اهمیت است؛ هرچند چکیده های قابل پذیرش برای برخی مقاصد، ممکن است به صورت خودکارساخته شوند. علی رغم اینکه رویه های خودکار دارای مزایایی هستند، احتمالا  مهارتهای نمایه سازی و چکیده نویسی برای مدت زمان طولانی  موردنیازخواهند بود؛ هرچند این کارممکن است که تااندازه ای شکلهای مختلفی را به خود بگیرد.

کلید واژه ها:

 نمایه سازی، چکیده نویسی، وب جهانگستر، درگاهها، رده بندی، اینترانتها[3].


فیرثورن[4](1958) درنوشته های حدود 50سال پیش، ادعا کرد که “ نمایه سازی، مشکل اصلی اساسی و پرخرج بدنه کار بازیابی اطلاعات میباشد.”نمایه سازی هنوز، مشکل مرکزی دسترسی به اطلاعات میباشد و مطمئنا ذهن فیرثورن، مشغول اندیشیدن درباره گستردگی مشکلات
  دسترسی به اطلاعات که به وسیله وب جهانگستر تحمیل شده، بوده است.

نقص اصلی اینترنت، به عنوان یک منبع اطلاعاتی، جدی ازمقدار خالص خود، این واقعیت است که درآن شکلی برای کنترل کیفیت وجود ندارد. کارخدمات اطلاعاتی، به صورت مؤثر ومنطقی، دردنیای چاپی یا کاغذی درنتیجه این حقیقت است که مؤسسات متعددی برای انجام یک عمل فیلترینگ[5] کیفی حضوردارند. ناشران کتابها و مجلات پژوهشی، رویه های بررسی[6]/ داوری[7] را به کارمی برند که درنهایت تا اندازه ای، درحذف بی ارزش ترین چیزی که نوشته میشود مؤثرمیباشند. خدمات چکیده نویسی و نمایه سازی برای آنچه که منتشرشده، اساسا به وسیله انتخاب مجلات،مجموعه گزارشها، یا دیگر انتشاراتی که آنها بریک ماخذ منظم پوشش میدهند، سطح بعدی فیلترینگ کیفی را فراهم می آورند.درنهایت، کتابخانه ها به ویژه آنهایی که به جامعه محققان و اندیشمندان خدمت رسانی میکنند، به وسیله خریدآندسته ازموادی که ارزشمندترین آنها مورد قضاوت کاربران قرارگرفته و به وسیله تنظیم مجموعه ها به واسطه سطوح دسترسی پذیری، فیلترها را درمکانی قرارمیدهند که به کاربران حقیقی درنزدیکترین حد ممکن باشد؛ دسترس پذیرترین مواد( که به صورت فیزیکی و شاید به صورت فکری نیز موجود باشند)آنهایی هستند که کاربران به احتمال قریب به یقین، آنها را مکررا میخواهند.

این مساله واضح است که درنهایت با یک درک عملی میتوان دریافت که وسعت زیاد منابعی که ازطریق اینترنت، ناقص سازماندهی شده اند و دردسترس قراردارند، و با وجود ساختار فیلترهای مؤثر، موضوعی بی باکانه را به وجود می آورند؛ خواه این مساله درسطوح فردی باشد خواه درسطوح موسسه ای. به علاوه، ما مطمئن هستیم که مساله ازاین خیلی بدترخواهد شد.

درحال حاضر، به نظرنمیرسد که موقعیت تازه بی نظمی که به واسطه پدیده(( هرفردی ناشرشخصی خودش[8])) پدیدآمده، احتمالا قابل نقض باشد. به دیگرسخن، تصورامکان اینکه دولتها بتوانند با بخواهند براستانداردهای کیفی توزیع یا انتشار درشبکه اعمال نفوذ کلی داشته باشند، دشوارمیباشد.بنابراین، بقای یک شبکه گسترده، به عنوان یک منبع اطلاعاتی، باید به فشارفیلترهای کیفی، همانند آنهایی که دردنیای چاپ کاغذی وجود دارند، بستگی داشته باشد.

تردیدی نیست که عمل فیلترینگ،‌ درست به همان اندازه درمحیط الکترونیکی اهمیت دارد که دریک محیط نشر چاپ کاغذی برجسته و مهم نمایان میشود. به دلیل آنکه نمایه سازی و چکیده نویسی، دریک شکل یا شکل دیگر،اجزای لاینفک فیلترینگ اطلاعات هستند، بنابراین نتیجه ای که گرفته میشود این است که آنها باید آینده ای را درپیش رو داشته باشند. به این ترتیب، تنها سوالاتی که باقی می مانند، عبارتنداز:

1.       این فعالیتها درچه شکلی روی خواهند داد؟

2.      چه کسی باید آن فعالیتهارا انجام دهد یا انجام خواهد داد؟

این نکته جالب توجه است که اودلیزکو[9]، که برای چند سالی پیش بینی کرده است که درنهایت هم کتابخانه ها و هم مجلات پژوهشی،درقالبهای سنتی خود کامل خواهند شد،(برای مثال، نگاه کنید به اودلیزکو،1995) نگرشی کاملا مثبت، نسبت به آینده خدمات نمایه سازی و چکیده نویسی دارد.

وی(اودلیزکو،1999) ادعا میکند که چنین خدماتی باقی خواهند ماند؛ چراکه یک مشارکت فکری مهم را به وجود می آورند و برای آن مشارکت مربوطه، نسبتا کم خرج هستند.

جاسکو[10](2002)، درزمینه خدمات تا اندازه ای مخالفت میکند، اما به این مساله که چکیده ها برای وب لازم و ضروری هستند، اعتقادی راسخ دارد:

افزایش دردسترس بودن پایگاههای اطلاعاتی تمام متن، اهمیت پایگاههای اطلاعاتی نمایه سازی و چکیده نویسی[11] را در10 تا 15 گذشته  کاهش داده است؛ اما نیازبه چکیده ها کاهش پیدا نکرده است. پایگاههای اطلاعاتی تمام متن، برای استفاده موثر، نیازمند چکیده ها هستند. دلیل آشکاراین مساله این است که بررسی دقیق سیاهه های نتایج جستجو با چکیده های کوتاه، حتی وقتی که چکیده ها خیلی مورد تقاضا نباشند، به انتخاب قابل اطمینان ترین مدارک منبع به گونه ای بسیارزیاد کمک میکند.

وی دربحث خود می افزاید:

داشتن چکیده دراین پایگاههای اطلاعاتی، دلیلی دارد که کمترآشکارمیباشد و به این ترتیب است که محدود کردن یک جستجو دریک پایگاه اطلاعاتی تمام متن به فیلد چکیده، تضمین میکند که آن جستجو دقیقتر ازصدهاهزارجستجودرمیان مدارک تمام متن باشد.(صفحه 22)

البته جاسکو، لزوما به چکیده های تهیه شده توسط انسان اشاره نمیکند؛ بلکه چکیده ها یا اقتباسهایی راکه به صورت خودکارتهیه میشند نیز درنظرمیگیرد.درحقیقت، مقاله اونرم افزارطراحی شده موجود برای “خلاصه سازی مدرک” را به صورت تجاری مورد بررسی قرارمیدهد.

پیشنهادهای مربوط به نمایه سازی منابع وب، طیف بی نهایت گسترده ای را پوشش میدهند و شامل ادعاهایی هستند که به هیچ وجه امکان پذیرنیست. مثلا، ولیش[12](1994) ادعا کرد که “ مجلات الکترونیکی به دلیل تزلزلی که درمتون خود دارند، بعید است نمایه شوند”. چون ثبات اکثرمنابع دراینترنت، خیلی کمتر ازمجلات میباشد، احتمالا او احساس میکند که مبادرت به انجام این کار،یعنی نمایه سازی متنی که موضوع آن مکررا تغییرمیکند، امری واهی میباشد.

واضح است که نمایه سازی حرفه ای تمام وب، به وسیله انسان کاملا غیرعملی میباشد. حتی اگر امکان این کارفراهم بود، بسیاری ازآن چیزی که دروب نمایان میشود، ازنظرکیفیت چنان درسطح پائینی هست یا آنقدرموارد دست و پا گیربین آنها یافت میشوند که توجه برای سنجش نمایه سازی آنها جلب شود. البته امکان نمایه سازی حرفه ای گزینشی وجود دارد. اوون[13](1994) و وین برگ[14](1996) دونویسنده هستند که ازنمایه سازی حرفــــــه  ای  دریک زمینه گزینشی حمایت کرده اند.به خصوص وین برگ، نوع نمایه سازی انتهای کتاب را معرفی کرد که قطعا این نوع نمایه سازی میتوانست برای وب سایتهای شخصی مورد استفاده قراربگیرد. درواقع، این مساله به این شیوه، قبلا مورد استفاده قرارگرفته است؛ براون(2001) جریانهای کار را مورد بحث قرارداده و آنها به تصویرکشانده است. کیسی(1999) تایید میکند که رویای او ازیک “نمایه تحلیلی” کامل برای وب(یعنی کسی که زیرسطح وب سایت ، نمایه میکند.) غیرعملی است و آن“ نمایه های کوچک و متمرکز، میتوانند بهترین راه حل باشند.”

الیس[15] و دیگران(1998)، اظهارمیکنند که یک مساله خاص درهررویکرد به نمایه سازی وب حقیقتی است که نمایه ساز، همواره آنرا دورازدسترس کاربرقرارمیدهد:

… دروب جهانگستر…، به هیچ وجه بین طراح یا ایجاد کننده (که هرکسی میتواندباشد) و کاربربالقوه( که هرکسی میتواند باشد) ارتباط نزدیکی وجود ندارد.این امربه واسطه فقدان هرگونه درک شفاف بخش عظیمی ازجستجوگران نسبت به تنوع منابع موجود دروب و نیز آنچه که حقیقتاموتورهای کاوش هنگامی که آنها به جستجو میپردازند، انجام میدهند، مقررمیگردد. برای اینکه، منبع واقعی مشکلات درجستجوی توزیع شده به صورت پیوسته یا ازطریق منابع اینترنتی، ازمسائل فنی نمایه سازی ناشی نمیشود؛ بلکه این امر ازدسترسی آسان  به اطلاعات گزیده، ساختمند و نمایه شده که توسط سرورهای پیوسته[16] و وب جهان گستر برای یک گروه ازکاربران( با مجموعه ای ازویژگیها و نیازهای اطلاعاتی متفاوت) به واسطه رده های کاملا متفاوت کاربران با ویژگیها و نیازهای متفاوت، فراهم شده، سرچشمه میگیرد.

ممکن است انتظاررودهمچنانکه کاربران با فایلها یا سایتهای بسیارمتفاوت با ویژگیهای مختلف روبرومیشوند،   مشکلات موجود درهماهنگی مفهوم نمایه ساز-کاربر، سخت تر شود ودراین حالت،هیچ یک ازروشها و واژه های نمایه سازی، درمواجهه با همه یا حتی تعدادی ازنیازهای هرکاربریا گروه کاربری بالقوه، نمیتواند مورد انتظارباشد. این یک مساله کلیدی است، کاربرانی که درفاصله دورتری هستندو ویژگیها و نیازهای اطلاعاتی متفاوتی دارند،ازانواع کاربران قابل تصورهستند که برای آنها پایگاههای اطلاعاتی، ایجاد و نمایه سازی میشود ؛به احتمال قریب به یقین، دردسترسی به اطلاعات مناسب ازطریق آن پایگاه اطلاعاتی توسط کاربران  مشکلاتی وجود دارد. مشکل از نمایه سازی برای کاربرناشناخته است(صفحه 44).

مشکل آشکاردیگری که درنمایه سازی وجود دارد، این واقعیت است که برخی مدارک وب“ مجازی” هستند-مدارکی که“ اصراری بروجود آنهانیست”( ولی به هرحال برای کاربران ایجاد میشوند)( واترز[17]،1999).


رویکردهای حرفه ای

 درحال حاضر،برای فراهم آوری دسترسی فکری به منابع وبی که اهمیت بیشتری دارند، دورویکرد اصلی وجود دارد. یک نوآوری مهم به منظور کاربرد ابرداده ها برای منابع وب، به عنوان فهرست تعاونی منابع پیوسته[18]، یک برنامه ضمیمه از او سی ال سی[19] و هیاتی ازکتابخانه های شرکت کننده، منتشرشد. درسال 2002،این برنامه به “ پیوستگی[20]” تغییرنام داد.کتابخانه های شرکت کننده، منابع وب را که معتقد بودند ارزشمندترین هستند، انتخاب و سپس آنها را فهرست میکردند وآنگاه ازشماره های رده بندی دهدهی دیویی برای دسترسی موضوعی به آنها استفاده میکردند.دراکتبر2002، حدود 000/700 پیشینه به وسیله تقریبا 500 موسسه توزیع شده بودند.

ویکرد دیگر، “ درگاه[21]” است.کتابخانه های تخصصی و مراکزاطلاع رسانی، میتوانند با شناسایی آن دسته ازمنابع وب که مرتبط ترین و ارزشمندترین منابع برای کاربرانشان هستند.، نمایه سازی آن منابع دریک طریق و گسترش دروازه ای[22] که  دسترسی به آن منابع ازطریق عناصرابرداده ها امکان پذیرمیکند، یک خدمت مهم را فراهم نمایند.شماری ازچنین دروازه ها یا درگاهها درمقاله ولز[23] و دیگران(1999) که به آنها به عنوان “کتابخانه های مجازی” اشاره میکنند، شرح داده میشوند و ترسیم میگردند. کمپبل(2000) دیگاه خودرا درباره “ درگاه دانشمندان” به صورت عامتر شرح داده است و کتابخانه های انفرادی میتوانند درگاههای شخصی خودرا به منابع وب، طراحی و اجرا نمایند(برای مثال، نگاه کنید به مقاله هارت[24] و پاتر[25]،2001، که درباره یک کتابخانه دانشگاهی عمومی بحث میکنند و مدیروس[26] و دیگران،2001، که راجع به یک کتابخانه دانشگاه پزشکی بحث میکنند).اهمیت این نوع از فعالیت برای کتابخانه عمومی توسط هالت[27](1995) آنچنان  که درزیــــــر می آید، برجسته نمایی شد:

… کارکنان کتابخانه عمومی میتوانند به وسیله سازماندهی رسانه های اطلاعاتی الکترونیکی موجود برسرورهای محلی،ملی و  بین المللی دروقت موسسان سازمان خود صرفه جویی به عمل آورند… و میتوانند راهنماهای الکترونیکی را برای کمک به جستجوگران ازطریق ابرداده ها و ابرپرونده ها[28] تاجایی که باید به صورت پیوسته اقدام کنند، گسترش دهند.(صفحات 556-555)

او به خصوص، اهمیت فراهم کردن یادداشتهارا برای کاربران ذکرمیکند و کتابخانه عمومی را به عنوان یک مکان که برای نقل و انتقال اطلاعات[29] که “ کارگزاران اطلاعاتی” ترکیب میشود، مینگرد.

همه این فعالیتها به فیلترینگ منابع وب مربوط میباشند و آنها همگی به برخی اشکال فراهم آوری دسترسی موضوعی ازطریق نمایه سازی یا رده بندی یا شاید برخی ازاشکال چکیده نویسی اشاره دارند.تریپ[30](2001) نیازبه رده بندی منابع وب را مورد تاکید قرار میدهد و الرود[31](2000) یک بحث پیوسته رادرباره مرغوبیت تعیین شماره های رده بندی برای منابع وب توسط کتابخانه ها که دسترسی به منابع را فراهم میکنند(برخی هم اینک، این کاررا صورت میدهند) به طورخلاصه مطرح میکند.


رویکردهای جایگزین

درات[32](2002) یک راه حل کاملا متفاوت را پیشنهاد میکند.او مشکل نمایه سازی وب را آنچنان که درزیرمی آید، برجسته نموده است:

یافتن اطلاعات درباره عناوین خاص، دروب دشوار است و دشوارترمیگردد.پیشرفتهای نوین درجستجوی خودکاروب و نمایه سازی الگوریتمی، تاحدزیادی رشد مفرط درمقدارمواد موجود جبران کرده است. بحث برآوردهای پوشش موتورکاوش ازوب، توسط لاورنس[33] و گیلس[34](1999)به عدم امکان استفاده ازروباتها برای نمایه کردن تمام وب، اشاره میکند؛ آشکاراست که یک روبات برای استخراج اصطلاحات نمایه برای یک صفحه ساده و مقدارکوچکترمواد موجود که میتواند نمایه شود،باید زمان بیشتری را به تجزیه و تحلیل کردن اختصاص دهد.افزون براین، درحالیکه گامهایی درجهت بهبود صحت نمایه سازی خودکاربرداشته میشود، این واقعیت باقی می ماند که تعیین اصطلاحات نمایه برای یک پایگاه اطلاعاتی به همان گوناگونی وب، یک مشکل با برخی راه حلهای اطمینان بخش به جا میماند(صفحات210-209)

با این حال، وی قصد دارد براین مطلب اشاره کند که مادامیکه استفاده ازنمایه سازان حرفه ای ممکن است ازنظراقتصادی، مساله جذابی نباشد؛ آنهایی که مسئولیت ایجاد صفحات وب را برعهده دارند، باید قادرباشند که خودشان،به انجام یک کارقابل پذیرش را ازنمایه سازی بپردازند:

آیا تشویق ایجاد کنندگان وب سایت، برای تعیین اصطلاحات نمایه خود، کاری مفید میباشد؟الگوی جدیدنمایه سازی، آنطورکه درخدمات نمایه سازی مجلات مهم یافت شد، مبتنی بر استفاده ازنمایه سازان ماهرکه درسطح گسترده ای آموزش دیده اند، میباشد.با این حال، پژوهش امیدبخش توسط کومبس[35](1998) درباره نمایه سازی وب سایتهای دولت ایالتی درایالت واشنگتن وجود دارد.کومبس، افرادی را به کارگرفت که به عنوان نمایه ساز، مدارک را ایجاد میکردند و روی آنها کارانجام میدادند.نتایج این مطالعه نشان داد که وقتی نمایه سازان بدون تخصص،   یک درک عمومی  ازمحتوا و کاربردهای مدارک خود را باهم به اشتراک میگذارند، کلیدواژه هایی که تولید میکنند ، کمکهای مناسبی برای مکان یابی موضوعی هستند(صفحه218).


و درنهایت:

الگوی ما ازنمایه سازی وب، ممکن است یکی ازدومورد“بی نظمی جهانی، نظم محلی” باشد؛ به نحوی که پدیدآورنده نمایه سازی فیلدهای موضوعی ویژه درون فیلدهای موضوعی اخص ،به صورت منطقی قرارمیگیرد؛ اما بررویهم رفته،، با هرطرح  دانش فقط به گونه ای ضعیف ادغام میشود. این دیدگاه،  به یک سیستم نمایه سازی دوردیفه[36] اشاره میکند  که پردازش ابربرچسبهای[37] توزیع شده توسط توسط شمارگسترده ای ازرایانه های مرتبط، نسبت به نرم افزارساده، درسطح بعدی به وسیله روباتهای نمایه سازی پیچیده تر، حمایت میشود. این روباتها نه فقط باید برای استخراج توصیف محتوای خاص ازصفحات انفرادی طراحی شوند، بلکه باید  برقراردادن گروههای صفحات یا همه سایتها درطبقات موضوعی ویژه و وانهادن جزئیات محتوا برای ایجاد کنندگان برچسبها نیز تمرکزصورت گیرد(صفحه218).

جنبه دیگرقضیه، توسعه نمایه سازی منابع وب، به وسیله کاربران آن منابع میباشد. بسر[38](1997)نیاز به این امر را مورد بحث قرارداد. هرچند که او به گونه ای خاص، تصاویر موجود دروب را مورد بحث قرارمیداد، رویکرد او برای هرمنبعی، عملی میباشد:

اگر بتوانیم برای اصطلاح شناسی تعیین شده توسط کاربر،نظامهایی[39] را  گسترش دهیم، مدیران مجموعه میتوانند برای تعیین اصطلاحها یا کلید واژه ها برای تصاویر خاص برکاربران تکیه کنند. تحت چنین نظامی، هنگامی که یک کاربر، تصویری را پیدا کند نظام به آنها میگوید که برای جستجوی این تصویر، چه کلماتی را میتوانند مورد استفاده قراردهند. سپس آن کلمات وارد نظام بازیابی میشوند و کاربران بعدی درهنگام جستجو با این کلمات، تصویررا پیدا خواهند کرد.همچنانکه شمار افراد استفاده کننده ازچنان نظامی، افزایش پیدامیکند، به همان ترتیب شمارنقاط دسترسی برای بسیاری ازتصاویرنیز افزایش می یابد.

این مساله ضرورت دارد که چنان نظامهایی، این امکان را فراهم میکنند که جستجوها برخلاف اصطلاحات تعیین شده به صورت رسمی، هم ازاصطلاحات تعیین شده با مشارکت کاربر، مستقل و هم درپیوستگی با آنها باشد. میتوانیم دونوع جستجو را انتظارداشته باشیم: یکی که فقط به اصطلاحات تعیین شده توسط فهرست نویسان اشاره دارد و دیگری که هم اصطلاحات تعیین شده توسط فهرست نویس را درنظردارد و همه به اصطلاحات تعیین شده توسط کاربرتوجه میکند.نظامهایی شبیه این، قادرخواهند بود به عنوان همکار نیز به فهرست نویسان خدمت رسانی کنند. فرد میتوانددرفواصل معین  با نظامی مواجه شود که درآن اصطلاحات تعیین شده با مشارکت کاربر، به وسیله یک فهرست به اصطلاحات تعیین شده به صورت رسمی تبدیل  خواهندشد( و آنگاه به هردو روش بازیابی خواهند شد).

همچنانکه نظامهایی این چنینی رشد میکنند، کاربران آینده ممکن است بخواهند جستجوهای خودرا به اصطلاحات تعیین شده توسط افراد قابل اطمینان محدود کنند( شاید به دلیل آنکه آن اصطلاحات ازفیلد مشابهی ناشی میشوند یا چون آن افراد، اصطلاحات را با اعتباربیشتری تعیین میکنند). بنابراین، احتمالا این نظامها، هم یک ویژگی((مالکیت)) قابل جستجو را برای هراصطلاح تعیین شده و هم(( یک سطح اطمینان) را که یک کاربر میتواند تنظیم کند که برای گروهی ازمالکان به کاررود، گسترش دهند.طراحی نظامهایی این چنینی، باید برای کسانی که قصد مشارکت خصوصی درتعیین اصطلاح را دارندنیز، محسوس باشد. سطوح اطمینان محیط کاربران، برای تعیین کنندگان اصطلاح ممکن است این افراد را ازطریق اظهارنامه های[40] پایه تخصص موضوعی و موقعیت آنها( اما نه ازطریق نام) مکان یابی کند، یا اینکه ممکن است آنها را به وسیله تشخیص هم ارزیها میان سایرتعیین کنندگان اصطلاح و اینکه کاربرچگونه خودش اصطلاحات را برای سایرتصاویرتعیین میکند، مکان یابی کنند…(صفحات25-24)


رویکردهای خودکار

برای انجام نمایه سازی یا چکیده نویسی برخی منابع وب به صورت خودکار، نرم افزاری دردسترس است.

جاسکو(2002)برخی برنامه های خلاصه سازی موجود را به صورت تجاری مورد ارزیابی قرارمیدهد و رمی[41](2002) به نرم افزاری اشاره میکند که به کار((رده بندی خودکار))می پردازد(یعنی برنامه هایی که منابع الکترونیکی را به صورت خودکارارائه میکنند) و پیشرفتهای مهمی را دراین عرصه درآینده پیش بینی میکند.

نتیجه گیری

ازتمام این موارد، فرد ممکن است نتیجه بگیرد که اهمیت فعالیتهای چکیده نویسی و نمایه سازی به جای کاهش درحال افزایش است و اینکه افراد حرفــــه ای دراین عرصه ها میتوانند درسطح وب سایت اختصاصی یا درسطوح گسترده تری همچون طراحی و اجرای درگاه، مشارکتی اساسی داشته باشند.

آنها میتوانستند دراداره د اینترانتهای شرکت نیز، نقشهای مهمی برعهده داشته باشند.درحقیقت، رمی(2002)، که درعرصه مدیریت دانش یک متخصص است، درحالیکه رشد((رده بندی خودکار)) پیش بینی میکند، موردی را برای دسترسی به فعالیتهای حرفه ای ارائه میکند که افراد حرفه ای به آن نیازدارند و بسیاراجباری میباشد:

شرکتها نمیخواهند برای رده  بندی محتویات خود  به کتابداران پولی پرداخت کنند؛ زیرا آنها تصورمیکنند که این کار، هزینه بسیاری را دربردارد.البته آنها دراشتباه هستند؛ زمانی که شما برای رده بندی مواد موجود ومحتویات شرکت خود ازکتابداران استفاده کنید، لازم نیست که کارکنانتان وقت خود را بیهوده برای یافتن مدارکی که پاسخگوی سؤال مشتری میباشند، هدربدهند، مشتری هم ضرورت ندارد که خود به تکاپو بیفتد و برای یافتن پاسخ به سراغ شرکتی برود که رقیب شما است. علی رغم آنکه،شرکتهای بسیاری هنوز به نیروهای انسانی که محتویات شرکت آنها را رده بندی کنند، پولی پرداخت نـــمی نمایند، اما آنها به احتمال قریب به یقین، حاضرند نرم افزاری را ازهرجا با ظرفیتهای 250 تا 750 کیلوبایت به دست آورند و برای آن هزینه پرداخت کنند؛ هرچند که آن نرم افزارمکررا وظیفه خود را کمتر به صورت مؤثر انجام  دهد(صفحه 18).

او بحث خود را اینگونه ادامه میدهد:

قبل ازهرچیز اینکه، رده بندی خودکارنمیتواند به طورکامل جایگزین یک کتابدار یا معمار اطلاعاتی شود؛ هرچند که این مساله میتواند آنها سودمندترنماید، دروقتشان صرفه جویی کند و سبب تولید محصول نهایی بهتری گردد. معمولا خود نرم افزار، بدون وجود برخی قواعد انسانی رده بندی، نمیتواند به دقتی بیش از90درصد برسد-که تاوقتی که شما متوجه میشوید که یکی ازهرده مدرک سیاهه شده درنتایج یک جستجو یا رابط تورق اشتباه است درست و منطقی به نظرمیرسد.مساله مهمتراینکه، این امر، درشیوه های دشوار، شیوه هایی که سبب میشوند کاربران اعتماد خودرا نسبت به نظام ازدست بدهند، اشتباه خواهد بود.

درحالیکه این شیوه، خیلی سریعتر از رده بندی به وسیله انسان است ونیازی به روزهای تعطیلی و منافع پزشکی ندارد،  به سادگی این نکته دریافت میشود که رده بندی خودکارهنوز به همان سودمندی فعالیت یک رده بند ازنوع انسانی نمیباشد.این نظام، نمیتواند آن دقت و باریک بینی های مورد نظررا آنطورکه یک انسان میتواند، درک کند و قادرنیست همانند یک انسان به خلاصه سازی بپردازد؛ چون چیزهایی همانند معنای مطلق دریک مدرک را  نــــمی فهمد و چون زمینه های پرمعنی را که انسان برای کار رده بندی فراهم میکند، ارائه نمیکند.چیزی که کار چکیده نویسی و نمایه سازی تلاش دارد ازابتدا به ما بیاموزد این استکه هرچند سرعت، مهم است؛ ولی سرعت به تنهایی نمیتواند فقدان درک معنی را جبران نماید(صفحه21). هرچند که رده بندی خودکاربرای متخخصان اطلاعاتی میباشد، ولی آنها درحقیقت نه فقط متیوانند توانایی خودرا برای حل مشکلات اطلاعاتی کاربر افزایش یابند؛ بلکه حتی ممکن است که وضعیت خودرا به نزدیکترین سطحی که باید وجود داشته باشد، ارتقاء دهند. نه فقط کتابداران و معماران اطلاعاتی، به لحاظ اقتصادی، به تولید هرچه بیشتر خواهند پرداخت؛ بلکه،همانطورکه میدانیم، آنها با وجود همکاریهای امروزی، نرم افزارمرتبط با کارخودرا خواهندداشت که ازنظرقیمت گران میباشد؛ مگرآنکه این نرم افزارگران، چنان همه گیرشود که کسی تصورنکند شما ازنظرمالی درسطح بالایی هستید که میتوانید نرم افزاررا تهیه کنید.

به طورکلی، شاید این مساله کمی اغراق آمیز باشد؛ ولی نرم افزاررده بندی خودکار، قابلیت برجسته نمایی آنچه بایدهم اینک، واضح باشد را دارامیباشد-و آن امراین است که متخصص اطلاعاتی عهده دار یک فعالیت زیرساختی اساسی میگردد.متخصصان اطلاعاتی،  درگیرایجاد و نگهداری زیرساخت فکری سازمان خود هستند یا باید باشند.درحالیکه زیرساختهای فناوری و سازمانی، توجه بیشتری را به خود معطوف داشته اند، برخی ناموازنه ها میتواند ازطریق استفاده هوشمند و ادغام نرم افزارجدید، روشهای نوین کاربا فراهم کنندگان محتوا و نیز مصرف کنندگان محتوا و روشهای نوین ارائه اطلاعات، جبران شود.

بنابراین درنتیجه گیری، من تصورمیکنم که  احتمالا سرانجام، رده بندی خودکار هم قدرت و هم شهرت متخصصان اطلاعاتی را ارتقاء خواهد داد(صفحه22).

این امر، شفاف به نظرمیرسد که رشد مستمرمنابع اطلاعاتی قابل دسترسی ازطریق شبکه،اهمیت فعالیتهای تحلیل موضوعی را بیش ازپیش، مطرح خواهدکرد.به علاوه، احتمال میرود که افراد بیشتری دراین فعالیتها حضورداشته باشند. برای اطمینان،پیشرفت روشهای نمایه سازی و چکیده نویسی به صورت خودکار، ادامه خواهدداشت. با این حال، همچنانکه لانکست[42]ر و وارنر[43](2001) دربررسی که دراین عرصه انجام داده اند، خاطرنشان میکنند، احتمالا زمان زیادی برای اینکه ماشینها آنقدرهوشمند شوند که جای انسان را دراین فعالیتهای مهم بگیرند، مانده، درهرصورت، به هنگام نیاز، ازآنها میتوان استفاده کرد.


* این مقاله، درسطحی گسترده، براساس فصلی ازویرایش سوم کتاب نمایه سازی درنظرو عمل(Indexing and Abstracting in Theory and Practic) این نویسنده میباشد که درسال 2003 توسط مدرسه دانش آموختگی علوم کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه ایلینویس، انتشارات فاست(Facet) لندن، منتشرشده است.


منبع:

Lancaster,F.W.DO INDEXING AND ABSTRACTING HAVE A FUTURE? *
Available at: www.um.es/fccd/anales/ad06/ad0609.pdf

متن اصلی مقاله از سایت مرکز


یادداشتها:

 
 [1] Professor Emeritus Graduate School of Library and Information Science University of Illinois at Urbana-Champaign
[2] Portals
[3] Intranets
[4] Fairthorne
[5] Filtering
[6] Reviewing
[7] Refereeing
[8] Every man has his own publisher
[9] Odlyzko
[10] Jasco
[11] A & I databases
[12] Wellisch
[13] Owen
[14] Weinberg
[15] Ellis
[16] Online Servers
[17] Watters
[18] Cooperative Online Resource Catalog(CORC)
[19] OCLC
[20] Connexion
[21] Portal
[22] Gateway
[23] Wells
[24] Hurt
[25] Potter
[26] Medeiros
[27] Holt
[28] Metafiles
[29] Clearinghouse
[30] Trippe
[31] Elrod
[32] Drott
[33] Lawrence
[34] Giles
[35] Coombs
[36] Two-tiered indexing
[37] Meta tags
[38] Besser
[39] Systems
[40] Profiles
[41] Reamy
[42] Lancaster
[43] Warner

 کتابشناسی:


 
·
  Besser, H. Image databases: the first decade, the present and the future. In: Digital Image
Access &
  Retrieval;  ed.  by  P.  G.  Heidorn  and  B.  Sandore,  pp.  11-28.  Urbana-
Champaign, University
  of  Illinois, Graduate  School  of  Library  and  Information  Sci-
ence, 1997.
 
·
  Browne, G. M. Indexing Web sites: a practical guide. Internet Reference Services Quar-
terly, 5(3), 2001, 27-41.
 
·
  Campbell, J.  D. The case for creating a scholars  portal to the  Web. ARL,  211,  August
2000, 1-4.
 
·
  Casey, C. An analytical index to the Internet: dreams of Utopia. College & Research Li-
braries, 60, 1999, 586-595.
 
·
  Drott, M. C. Indexing aids at corporate websites: the use of robots. txt and META tags.
Information Processing & Management, 38, 2002, 209-219.
 
·
  Ellis, D. et al. In search of the unknown user: indexing, hypertext and the World Wide
Web. Journal of Documentation, 54, 1998, 28-47.
 
 
·
  Elrod, J. M. Classification of Internet resources: an AUTOCAT discussion. Cataloging &
Classification Quarterly, 29(4), 2000, 19-38.
 
·
  Fairthorne, R. A. Automatic  retrieval of recorded information,  Computer Journal, 1(1),
1958, 36-41.
 
·
  Holt, G. E. On becoming essential: an agenda for quality in twenty-first century public
libraries. Library Trends, 44, 1995, 545-571.
 
·
  Hurt, C. and Potter, W. G. CORC and the future of libraries. In: CORC: New Tools and
Possibilities for Cooperative Electronic Resource Description; ed. by K. Calhoun and
J. J. Riemer, pp. 17-27. Binghampton, NY, Haworth Press, 2001.
 
·
  Jacsَ, P. Document-summarization software. Information Today, 19(2), 2002, 22-23.
 
·
  Lancaster, F. W. and Warner A. Intelligent Technologies in Library and Information Ser-
vice Applications. Medford, NJ, Information Today, 2001.
 
·
  Lawrence, S. and Giles, C. L. Accessibility of information on the Web. Nature, 400, 1999,
107-109.
 
·
  Medeiros, N. et al. Utilizing CORC to develop  and maintain  access  to biomedical Web
sites. In: CORC: New Tools and Possibilities for Cooperative Electronic Resource De-
scription; ed. by K. Calhoun and J. J. Riemer, pp. 111-121. Binghampton, NY, Ha-
worth Press, 2001.
 
 
·
  Odlyzko,  A. M.  Abstracting  and  reviewing  in  the  digital  era.  NFAIS Newsletter,  41(6),
1999, 85, 90-92.
 
·
  Odlyzko, A. M. Tragic loss or good riddance? The impending demise of traditional schol-
arly journals. International Journal of Human-Computer Studies, 42, 1995, 71-122.
 
·
  Owen, P. Structured for success: the continuing role of  quality indexing in intelligent
information retrieval systems. In: Online Information 94, pp. 227-231. Medford, NJ,
Learned Information, 1994.
 
·
  Reamy,  T.  Auto-categorization  .  coming  to a library or intranet near you!  EContent,
25(11), 2002, 16-22.
 
·
  Trippe,  B.  Taxonomies  and  topic  maps:  categorization  steps  forward. EContent, 24(6),
2001, 44-49.
 
·
  Watters, C. Information retrieval and the virtual document. Journal of the American Soci-
ety for Information Science, 50, 1999, 1028-1029.
 
·
  Weinberg, B. H. Complexity in indexing systems . abandonment and failure: implications
for organizing the Internet. Proceedings of the American Society for Information Sci-
ence, 33, 1996, 84-90.
 
·
  Wellisch, H. H. Book and periodical indexing. Journal of the American Society for Infor-
mation Science, 45, 1994, 620-627.
 
·
  Wells, A. T. et al. The Amazing Internet Challenge. Chicago, American Library Associa-
tion, 1999.

 


نوشته شده در تاريخ دوشنبه ۸ مهر ۱۳۸٧ توسط نمایه

آقا بزرگ تهرانی

سال 1293 قمری (1255 شمسی) ، ماه ربیع الاول و شب پنجشنبه بود. درست یازده روز ماه میلاد و ربیع المولود می گذشت و تنها یک هفته به سال گشت میلاد بزرگترین مولود آفرینش حضرت محمد مصطفی صلی الله علیه و آله مانده بود که از لطف خدا، حاج ملا علی تهرانی ، صاحب پسری سالم و کامل شد.

حاج ملا علی از پیش بر آن بود که نام جدش حاج محسن را بر فرزند نهد تا یاد او بماند اما تقارن این تولد با ماه میلاد پیامبر چنان خرسندش ساخت که اسم فرزند دلبندش را محمد محسن نامید.(511)

مادر محمد محسن زنی باورمند و نیکو کردار بود که از سادات علوی محسوب می گشت . و با نام بیگم خوانده می شد و دختر حاج سید عطار تهرانی بود.(512)

پس از دهها سال زمانی که هر کس برای گرفتن شناسنامه نام خانوادگی خاصی بر می گزید او شهرت ((منزوی )) را برگزید و به این ترتیب مولود ماه میلاد در شناسنامه ((محمد محسن منزوی )) خوانده شد اما هیچ وقت به این اسم و رسم نامیده نگشت و مشهور نشد.(513)

اما از آنجا که در میان تهرانیها از دیر باز عادت چنین بود که پسری را به نام جد بزرگ خانواده و به اسم ((آقا بزرگ )) صدا کنند، محمد محسن آقا بزرگ خوانده شد. با این تفاوت که آقا بزرگ خاندان محسنی براستی ((آقایی بزرگ )) شد و با همین نام شهره آفاق گشت .(514)

در گلشن قرآن

مولود پامنار از همان روزهای نخستین حیاتش با سرچشمه زلال نور و زندگی آشنا شد. وی در حالی که تنها چهار یا پنج بهار از آغاز سبز زندگی را پشت سر می گذاشت دل پاک و جان تشنه اش را هر روز با قرآن و آوازهای آهنگین و روح نواز آن جلا می داد. او از نخستین آموزگار خویش چنین یاد کرده است :

((قبل از رفتن به مکتب خانه ، در توی خانه ، پیش عمال عمو، ((زهرا سلطان خانم )) از اول حروف ابجد و بعضی سوره های کوتاه قرآن را خوانده بودم ...))(515)

پس از آن که به 7 سالگی رسید (1300 ق ) در محله اش پامنار به مکتب خانه آقا سید ضیاء رفت و پیش او قرآن و نصاب الصبیان را در لغت عربی و فارسی و... خواند.(516)

روحانی ده ساله

فرزند حاج ملا علی ابتدا علاقه چندانی به درس و مشق نداشت و بیشتر دوست داشت به پیشه اجدادی خویش تجارت و بازرگانی بپردازد. او خود در این باره می نویسد:

((تا شش سال از عمر گذشت در خانه بازی می کردم . به یاد دارم که دکانی درست کرده اجناس بقالی و عطاری و ترازو با سایر لوازم دکان تهیه می کردم ... شوق زیادی به درس خواندن نداشتم . می خواستم کاسب شوم ولی مرحوم پدرم کسب را نمی خواست چون خودش درس عربی نخوانده بود می خواست من طلبه علم شوم . مرا چندی برای امتحان به دکان بزازی برادرم مرحوم آقای محمدابراهیم در سر سه راه بازار پامنار فرستاد. با محبتهای برادرانه بلکه پدرانه او از زحمت رفتن به دکان عاجز شدم و پس از مدتی استعفا دادم و به شوق درس افتادم .))(517)

((پس از آنکه پدر شوق و ذوق فرزندش را در تحصیل علم و کمال افزونتر از پیش دید و استعداد او را در این راه شکوفا یافت به این فکر افتاد که برای تشویق و ترغیب او مجلسی را ترتیب دهد و پسرش را ملبس به لباس دانش ‍ و دین سازد.

((و چون 10 ساله شد (1303 ق ) پدرش مجلسی ترتیب داد، با حضور جمعی از روحانیون آن روزگار تهران ، و در این محفل معنوی ، وی لباسروحانیت پوشید و عمامه بر سر گذارد. حاضران به او تبریک گفتند و خواستند تا خواندن ((جامع المقدمات )) را بیاغازد. پس از پوشیدن لباس روحانی وی را با افزودن کلمه شیخ (کلمه ای که برای روحانیون ، هم عنوان است و هم احترام ) بر سر نامش ، در شیخ آقا بزرگ خواندند.))(518)

شیخ آقا بزرگ در زندگینامه خود می نویسد:

((مرحوم آقا سید جمال افجه ای عمامه بر سر من گذاشت .))(519)

دوازده سال در حوزه تهران

شیخ آقا بزرگ تهرانی از سال 1303 ق که معمم شد، تا سال 1315 ق در تهران سکونت داشت . نخست مراحل مقدماتی را در مدرسه دانگی آغاز کرد و در مدرسه پامنار و سپس در مدرسه فخریه (مروی ) آن را پی گرفت . او در عرض این دوازده سال توانست علوم و فنون مختلفی چون ادبیات ، منطق ، تجوید قرآن ، فقه ، اصول ، خط نسخ و نستعلیق را یاد گیرد. او در این مدت بجز تحصیل و تکمیل معلومات ، کارها و اقدامهای جالبی هم داشته است که از آن میان استنساخ چندین نسخه از کتابهای معتبر و حایز اهمیت است . برخی از آن کتابها که امروزه زینت بخش بعضی کتابخانه ها و گنجینه هاست هر یک حاکی از سلیقه و خط زیبای او، و مهم تر از همه بیانگر تلاش و تکاپوی او احیای متون و میراث علمی و فرهنگی شیعه است .(520)

زمانی که در مدرسه دانگی مشغول تحصیل بود، در غیاب پسر خاله اش ‍ حاج سید محمد تقی ، پسر حاج سید عزیزالله که کتابدار کتابخانه آن مدرسه بود، کتابداری می کرد! خود در این باره می نویسد:

((... من نایب کتابدار بودم که کتابها را به طلاب می دادم و قبوضات می گرفتم و هرسه ماه تجدید نظر می کردم .))(521)

حدیث هجری

شیخ آقا بزرگ تهرانی تا سال 1315 ق در تهران بود و در آن مدت تنها برای چند سفر زیارتی و تفریحی از تهران خارج شد. یکی از آن سفرها، سفر به مشهد مقدس بود که او و پدرش در حالی که در رفت و برگشت همراه و هم قافله با شیخ فضل الله نوری بودند در سال 1311 ق انجام دادند و دیگری سفر به ایلکا (از روستاهای نور در مازندران ) بود که به دعوت شیخ جواد ایلکانی و به صلاحدید پدر صورت گرفت و سومی سفر به کشور عراق ، برای زیارت عتبات بود که همراه برادرش کربلایی محمد ابراهیم و در سال 1313 ق آغاز شد. شیخ آقا بزرگ به هیچ وجه نمی خواست از این سفر برگردد و مصمم بود که برای تحصیل علم در حوزه علمیه نجف اشرف ، در آن شهر بماند اما اصرار بیش از حد برادر و همراهان او را وادار به بازگشت ساخت ؛ تا اینکه در سال 1315 ق برای همیشه ایران را ترک کرد و راه نجف را در پیش گرفت .

آن سال در حالی که تنها بیست و دو بهار از عمرش می گذشت وارد عراق شد.

پس از آن که چند صباحی را در شهر کربلا، با زیارت و عبادت گذراند، روز چهارشنبه 17 شعبان همان سال وارد نجف گشت تا در سایه سار آستان قدس علوی ، از چشمه های جاری علم و حکمت سیراب گردد.(522)

زیر پای آبشاران

شیخ آقا بزرگ استادان زیادی داشته است . حال با عنایت به نوشته های شیخ ، یاد کردی از آن نیک مردان و دانشوران را که همگی از اساتید او در دوره مقدمات و سطوح شمرده می شود و شیخ پیش از هجرت به نجف ، در تهران پیش آنان درس خوانده بود - لازم دیده ، به ترتیب نام می بریم :

شیخ محمد حسین خراسانی (متوفی 1347 ق .)، شیخ محمد باقر تهرانی معروف به معزالدوله ، شیخ زین العابدین محلاتی ، (شیخ در مدرسه صدر صدرنشین نویسی را از دو طرف فراگرفت )، میرزا ابراهیم زنجانی (م 1351 ق )، شیخ محمد رضا قاری ، میرزا محمود قمی ، حاج شیخ ملا محمد علی نوری ایلکانی ، شیخ علی نوری ایلکانی (باید همان نوری حکمی و غیر از آن نوری ایلکانی باشد که پیش از این نام برده شد)، سید عبد الکریم مدرسی لاهیجی ، میرزا محمد تقی گرگانی (م 1336 ق )، سید محمد تقی تنکابنی (م 1327 ق )، شیخ محمد تقی نهاوندی ، سید حسن استر آبادی ، شیخ عباس نهاوندی ، شیخ عبدالله اصفهانی ، سید محمد تقی قزوینی ، حاج میرزا سید حسن تهرانی ، آقا شیخ مهدی مازندرانی ، آقا شیخ محمد شاه عبدالعظیمی ، آقا شیخ عبدالحسین شیرازی ، آقا میرزا کوچک ساوجی ، حاج محمد علی عراقی ، آقا میرزا شهاب الدین شیرازی ، آقا شیخ عبدالخالق یزدی .

در ساحل دریاها

اما اساتید بزرگ شیخ در سطوح عالی حوزه علمیه نجف اشراف عبارتند از:


1. محدث نوری (1254 - 1320 ق )
2.
شریعت اصفهانی ، معروف به شیخ الشریعه (1266 - 1339 ق )
3.
آیة الله سید محمد کاظم یزدی
4.
آیة الله شیخ محمد طه نجف (1241 - 1323 ق )
5.
سید مرتضی کشمیری (1268 - 1323 ق )
6.
حاج میرزا حسین خلیلی (1230 - 1326 ق )
7.
آخوند خراسانی (1255 - 1329 ق )
8.
آیة الله محمد تقی شیرازی (متوفی 1338 ق )
9.
سید احمد تهرانی کربلایی (متوفی 1332 ق )
10.
سید احمد تهرانی کربلایی (متوفی 1332 ق )
11.
شیخ محمد علی چهاردهی رشتی (1252 - 1331 ق )(523)
12.
شیخ احمد شیرازی ، معروف به ((شانه ساز))
13.
شیخ حسن تویسرکانی
14.
سید آقا قزوینی
15.
شیخ عبدالله اصفهانی(524)16. آیة الله حاج آقا رضا همدانی(525)



زیر رواق روایت

علامه تهرانی اهمیت بسیاری به روایت و نقل حدیث می داد و در کسب اجازه برای نقل احادیث می کوشید. علماء و فقهای بسیاری برای او اجازه نامه روایتی نوشته یا از او اجازه گرفته اند تا آنجا که او پس از محدث نوری ، سرشناس ترین شیخ روایت یاد می شود. در اینجا ما نخست از کسانی نام می بریم که پیر پژوهشگران از آنان گواهی نقل روایت داشته است .

الف - از علمای شیعه

محدث نوری

وی نخستین کسی است که برای شیخ آقا بزرگ در حالی که او هنوز در دوران جوانی بود، اجازه نقل حدیث داده است .


آیة الله سید حسن صدر کاظمی (م 1354 ق )
شیخ محمد صالح آل طعان بحرانی (1284 - 1333 ق )
شیخ علی خاقانی (م 1334 ق )
سید محمد علی شاه عبدالعظیم (1258 - 1334 ق )
شیخ موسی بن جعفر کرمانشاهی
سید ابوتراب خوانساری (1271 - 1346 ق )
شیخ علی کاشف الغطاء (م 1350 ق )
ملا علی نهاوندی
شیخ محمد طه نجف
سید مرتضی کشمیری
حاج میرزا حسین خلیلی تهرانی
آخوند محمد کاظم خراسانی
سید احمد تهرانی کربلایی
میرزا محمد علی مدرسی رشتی
شیخ الشریعه اصفهانی
سید ناصر حسین لکهنوی (فرزند علامه مجاهد میر حامد حسین هندی ).
آخوند محمد تقی نهاوندی
علامه سید عبدالحسین شرف الدین عاملی .
آقا سید علی شوشتری
حاج شیخ عباس قمی
سید محمد علی هبة الدین شهرستانی .
آقا میرزا هادی خراسانی حائری .


روایت از این پنج بزرگوار همچون روایت از شیخ محمد صالح طعان بحرانی به صورت مدبجه می باشد(526)یعنی اجازه ای که دو نفر به یکدیگر اعطا کرده باشند.
ب - از علمای عامه
1-
شیخ محمد علی ازهری مکی ، از علمای مالکی مذهب و رئیس ‍ مدرسان مسجد الحرام .
2-
شیخ عبدالوهاب شافعی ، امام جماعت مسجدالحرام .
3-
شیخ ابراهیم بن احمد حمدی ، از علمان شهر مدینه .
4-
شیخ عبدالقادر خطیب طرابلسی ، مدرس حرف شریف .
5-
شیخ عبدالرحمن علیش حنفی ، از مدرسان دانشگاه الازهر و امام جماعت در مسجد ((راس الحسین علیه السلام )) واقع در قاهره مصر.(527)


طبقه پس از شیخ

کسانی که از شیخ آقا بزرگ تهرانی اجازه روایتی گرفته اند ((طبقه پس از شیخ خوانده می شوند و در میان آنان ، نام بسیاری از فقها و مراجع تقلید، محدثان و مورخان نامدار معاصر، روایتگران و مصلحان بیدار به چشم می خورد و شمارش اسم آنان افزون بر آن است که در این مجال بگنجد. تا آنجا که گفته می شود: ((او استاد مطلق محدثان شیعه بود و بیش از دو هزار اجازه در روایت حدیث از او صادر شد...))(528)

حال به عنوان نمونه تنها برخی از آن بزرگان را نام می بریم .




آیة الله حاج آقا حسین طباطبایی بروجردی .
علامه شیخ عبدالحسین امینی تبریزی ((مسند الامین )) نامیده می شود.
سید عبدالحسین شرف الدین عاملی
آیة الله سید عبدالهادی شیرازی
علامه سید هبة الدین شهرستانی
شیخ محمد مهدی شرف الدین شوشتری
شیخ نجم الدین عسکری
سید مصطفی صفایی خوانساری
شیخ محمد حسن مظفر
سید محمد علی روضاتی اصفهانی
آیة الله سید محمد هادی میلانی
میرزا حیدر قلی سردار کابلی
آیة الله شیخ مرتضی حائری یزدی
میرزا محمد علی اردوباری
میرزا محمد علی مدرس خیابانی
شیخ جعفر محبوبه نجفی
سید محمد مفتی الشعیه اردبیلی
شیخ حسین مقدس مشهدی
سید محمد صادق بحرالعلوم
سید احمد حسینی اشکوری
سید رضا هندی
شیخ جمال الدین نائینی
سید جلال الدین محدث ارموی
سید عبدالرزاق مقرم
شیخ ذبیح الله محلاتی عسکری
شیخ محمد شریف رازی
شیخ محمد باقر ساعدی خراسانی
عبدالرحیم محمد علی نجفی
محمد رضا حکیمی
شیخ محمد سماوی تنکابنی
علامه سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی
شیخ غلامرضا عرفانیان یزدی
علامه سید محمد حسین طباطبایی
آیة الله شیخ لطف الله صافی گلپایگانی
سید هادی خسروشاهی تبریزی
سید مرتضی نجومی حسینی
سید هاشم رسولی محلاتی
آیة الله سید شهاب الدین مرعشی نجفی
شیخ کاظم مدیر شانه چی
حسین عمادزاده اصفهانی
سید مصلح الدین مهدوی
شیخ احمد سبط الشیخ
علامه شیخ محمد تقی شوشتری
سید موسی شبیری زنجانی
شیخ عبدالجبار اعظمی
محمد واعظ زاده خراسانی
آیة الله علامه فانی اصفهانی
سید محمد مشکاه بیرجندی
سید محمد علی موحد ابطحی
شیخ احمد انصاری قمی(529)



دو دوره دائرة المعارف

آثار قلمی و کتابهای شیخ آقا بزرگ را تا هشتاد جلد می توان شمرد. اما در میان آن همه آثار، دو اثر از همه پر بارتر و جامع ترند:

1. الذریعه الی تصانیف الشعیه ، در 29 جلد: بیانگر آثار قلمی ، هنری شیعه در طول تاریخ .

2. طبقات اعلام الشیعه ، در حدود 20 جلد، دائرة المعارف بزرگی است که زندگینامه و جایگاه دانشمندان شیعه را در هزار و صد سال گذشته به دست می دهد.

اکنون نخست به سراغ ((الذریعه )) می رویم تا حاشیه های تماشایی آن شاهراه بزرگ را نظاره گر باشیم .

 

 

غریو غیرت و نور

پیشترها حاجی خلیفه دائرة المعارفی را در کتابشناسی مسلمانان ترتیب داده و آن را با نام ((کشف الظنون )) منتشر ساخته بود. وی از سر تعصب مذهبی ، بسیاری از آثار شیعه را نادیده گرفته و هیچ نامی از آنها به میان نیاورده بود و گاه گاهی هم اگر از کتابهای شیعه یاد می کرد بسیار گذرا و همراه با تحقیر و تحریف بود. به همین علت یکی دیگر از مخالفان شیعه ، از سر غرض ورزی و عناد نوشته بود:

((شیعه را آثار یا کتابهایی نیست تا آیندگان آنها بتوانند در علوم مختلف از آنها سود برند و آنها به ناچار طفیلی دیگران بوده و بر سر سفره دیگران می نشینند و...))(530)

جرجی زیدان (م 1914 م ) نویسنده معروف مسیحی ، جسارت و جفا را در این اجحاف و حق کشی از حد گذراند. وی پا را از همه فراتر نهاد و با غرض ‍ ورزی ، در کتاب خود ((تاریخ آداب اللغه )) چنین نوشت :

((شیعه طایفه ای بود کوچک و آثار قابل اعتنایی نداشت و اکنون شیعه ای در دنیا وجود ندارد))!!(531)

اینجا بود که غیور مردان بزرگی از دانشمندان معاصر شیعی قیام کردند تا جواب دندان شکنی به آن یاوه سراییها دهند آنان با غیرت دینی ، دست به خلق آثاری زدند که هریک چون آذرخشی در آسمان فرهنگ و ادب غریدند و درخشیدند و آتش به خرمن خرافه بافان زدند.

((این شد که شیخ آقا بزرگ و دو همردیف و دوست علمی اش ، سید حسن صدر (م 1354 ق ) و شیخ محمد حسین کاشف الغطاء (م 1373 ق ) هم پیمان شدند تا هر یک در باب معرفی شیعه و فرهنگ غنی تشیع ، کاری را به عهده گیرند و سخن این نویسنده ... مغرض را به دهنش باز پس بکوبند. قرار شد علامه سید حسن صدر درباره حرکات علمی شیعه و نشان دادن سهم آنان در تاءسیس و تکمیل علوم اسلامی تحقیق کند. ثمره کار او کتاب ((تاءسیس الشیعه لعلوم الاسلام )) شد. این کتاب به سال 1370 ق ، در 445 صفحه چاپ شد. شیخ آقا بزرگ در چاپ آن نیز دخالت داشت . اما علامه شیخ محمد حسین کاشف الغطاء قرار شد وی کتاب ((تاریخ آداب اللغه )) جرجی زیدان را نقد کند و اشتباهات وی را باز گوید. وی این کار را کرد و نقدی جامع و علمی بر هر چهار جلد کتاب زیدان نوشت ... اما شیخ آقا بزرگ - از میان این سه یار علمی - متعهد شد فهرستی برای تاءلیفات شیعه بنویسد.))(532)

و چنین بود که کار بزرگ و جامعی با نام ((الذریعه )) در فرهنگ شیعه آغاز شد. ناگفته نماند که الذریعه در 29 جلد انتشار یافت . به این ترتیب که نخست در 25 جلد بود و سپس جلد 26 (مستدرکات الذریعه ) پس از چاپ الذریعه تهیه شد. با توجه به اینکه جلد 9 خود در 4 مجلد چاپ شده و حاوی فهرست دیوانهای شاعران شیعه است . شمار جلدهای الذریعه به 29 جلد می رسد. این دائره المعارف بزرگ ، با 11554 صفحه 55095 کتاب و رساله را شناسایی کرده است و اگر کتابهایی را هم که در ضمن شناسایی آثار دیگر نام برده شده اند بر این رقم بیفزاییم به رقمی در حدود 55500 کتاب خواهیم رسید.(533)

طبقات اعلام الشیعه

این اثر بی نظیر حاصل هشتاد سال پژوهش علامه تهرانی و بزرگترین کاری است که تا کنون در علم تراجم و زندگینامه بزرگان شیعه صورت گرفته است . پیشترها یکی از نویسندگان معاصر در مورد وسعت این دائرة المعارف نوشته بود:

((این کتاب نیز در حدود 30 تا 32 جلد است .))(534)

این دائرة المعارف را می توان به آسمانی پر از آینه تشبیه کرد که مراتب علم و فرهنگ شیعه را در طول هزار و صد سال بخوبی می نمایاند.

محقق تهرانی در این اثر پربار و ماندگار زندگانی علمای شیعه را از قرن چهارم تا قرن چهاردهم به رشته تحریر کشیده است . او گذشته از عنوان کلی طبقات اعلام الشیعه ، برای هر قرن عنوان و نام ویژه ای برگزیده که به ترتیب زیر است :

1.نوابغ الروات فی رابعة المات ، (روایان نابغه در سده چهارم )
2.
النابس فی القرن الخامس ، (متکلمان و مدرسان در سده پنجم )
3.
الثقات العیون فی سادس القرون (دیده روان و مرزبانان موثق در سده ششم )
4.
الانوار الساطعه فی المائة السابعه (نورهای فروزان در قرن هفتم )

 5. الحقایق الراهنة فی المائة الثامنه (حقایق ثابت و محکم در قرن هشتم )
6.
الضیاء اللامع فی القرن التاسع (آفتاب درخشان در سده نهم )
7.
احیاء الداثر من القرن العاشر (احیای فضیلتهای فراموش شده از قرن دهم )
8.
الروضة النضرة فی علماء الماة الحادیة عشرة (گلستان سر سبز و خرم در زندگانی دانشمندان سده یازدهم )
9.
الکواکب المنتشرة فی القرن الثانی بعد العشرة (ستارگان پراکنده در قرن دوازدهم )(535)
10.
الکرام البرره فی القرن الثالث بعد العشره (نیکمردان با کرامت در سده سیزدهم )

این قرن تا حرف عین تا کنون تنها دو جلد از آن ، همراه با تعلیقات مرحوم استاد علامه سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی چاپ شده است و بقیه (دو جلد دیگر) به صورت خطی است .

11. نقباءالبشر فی قرن الرابع عشر

(بزرگان بشر در قرن چهاردهم )

از این قرن هم به اهتمام استاد طباطبایی یزدی ، تنها چهار جلد انتشار یافته و سه جلد دیگر هم به صورت خطی مانده است .

این دائرة المعارف زندگانی 11300 دانشمند شیعی را به دست می دهد. البته با محاسبه جلدهای منتشر نشده از رقم 15000 نیز فراتر خواهد رفت .

آسمانی از آثار دیگر

تا اینجا 49 جلد از آثار شیخ آقا بزرگ را (29 جلد الذریعه و 20 جلد طبقات ) نام بردیم . اما آثار محقق تهرانی منحصر به این دو دوره دائره المعارف نبوده بلکه دهها کتاب دیگر هم از خود به یادگار گذاشته است که شمار آنها به پنجاه جلد دیگر بالغ می شود. با تاءسف هنوز انبوهی از آنها چاپ نشده است .

شاگردان پیر پژوهش

استاد علامه سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی (قدس سره )، استاد سید احمد حسینی اشکوری ، استاد سید مرتضی نجومی ، سید محمد حسن طالقانی ، سید محمد صادق بحرالعلوم ، مولانا رضا حسین خان رشیدی ترابی ، مولانا سید صفدر حسین نقوی ، مولانا شیخ محمد حسین پاکستانی ، مولانا سید محمد محسن نقوی ، شهید محراب سید محمد علی قاضی طباطبایی و...

تندیس تلاش و تحقیق

شیخ آقا بزرگ به حقیقت مردی خستگی ناپذیر و نستوه بود. همیشه در تلاش و تکاپو و شیفته کار و تحقیق بود. اگر مجموعه آثار ماندگارش یکجا گردآوری و تحقیق شد سر به صد جلد خواهد زد. او از همان نخستین روزهای ایام جوانی دست به استنساخ دهها نسخه کمیاب و کتاب معتبر زد و تا آخر عمرش که قامتش از خمیدگی حالت رکوع دایم یافته بود باز سر در کتاب و دست در قلم داشت .
با این همه کار و کوشش ، خانه ای بی آلایش و بسیار ساده داشت و همیشه دور و برش آکنده از اوراق و اسناد و دفاتر بود و کتابها چون ستارگان بی شماری او را که براستی ماه تابان در آسمان تحقیق و تاءلیف بود همیشه در حصار تماشایی خویش داشتند. خانه ساده او پناهگاه پژوهشگران و مرجع محققان بود. در خانه و کتابخانه او پیوسته به روی محققان باز بود. چیزی که شیخ به آن نمی اندیشید راحتی و رفاه بود. محقق تهرانی حتی فرصت شام خوردن را در شبها نداشت و می گفت : (( چهل سال است که شام نمی خورم .))(536)

از سید محسن امیر عاملی ، نویسنده ((اعیان الشیعه )) نقل می کنند که گفت :

((برای تهیه اسناد اعیان الشیعه که به شهرها سفر می کردم ، در کربلا به کتابخانه شیخ العراقین وارد شدم و از متصدی آن خواستم که یک هفته کتابخانه را در اختیار من بگذارد. پذیرفت مشروط بر اینکه در این هفته میهمان او باشم . شبی به من اطلاع داد امشب میهمان دیگری هم داریم و آن شیخ آقا بزرگ بود که اسمش را شنیده بودم . هنگامی که او را زیارت کردم و بحثی میان ما در گرفت فهمیدم که او تنها یک فهرست نگار نیست بلکه اطلاعات فقهی و اصولی و فلسفی وسیعی نیز دارد. از این رو مسرور شدم . ساعت چهار و نیم شب بود که خستگی بر من غالب شد و خوابیدم . از خواب که برخاستم دیدم شیخ آقا بزرگ نخوابیده و همچنان مشغول یادداشت برداری است . از او پرسیدم نمی خوابید؟ فرمود: من هنوز نشاط دارم و نخوابید. ما هفت روز و شب در آنجا بودیم . ایشان استراحت منظمی نداشت و می فرمود ما برای استراحت اینجا نیامده ایم و من با وجود اینکه پر کار بودم به ایشان غبطه می خوردم .))(537)

در معراج روح و جان

محقق تهرانی با وجود آن همه کار طاقت فرسا، هیچ وقت از محراب مسجد و سنگر سجاده غافل نبود. تا زمانی که پا به آستانه هشتاد سالگی نگذاشته بود و خارهای پیری هنوز در کویر کهنسالی پاهای خسته اش را به سختی نمی آزرد سیر و سلوک هفتگی خود را که سالها بود در چهارشنبه شبها ادامه داشت ترک نگفت . او هر شب چهارشنبه از نجف تا ((مسجد سهله )) را پیاده می پیمود تا در آن مسجد مقدس (واقع در 10 کیلومتری نجف ) آینه جان را با گلاب دیدگان صیقل دهد. گذشته از اینکه او با نماز و دعا در مسجد سهله انس و الفتی دیرینه و دل انگیز داشت ، روزی سه بار جماعتی از خداخواهان و دلدادگان را در معراج نماز رهبری می کرد و در آن پروازهای عاشقانه ، پیشنماز پرستوهای عشق و عرفان بود. تا سال 1376 ق ، در مسجد طوسی نجف ، نماز جماعت را بپا می داشت تا آنکه در آن سال در راه زیارت کربلا دچار تصادف شد و آسیب دید. از آن پس به علت دوری مسجد طوسی دیگر نتوانست امامت آن مسجد را ادامه دهد. بناچار ((مسجد آل طریحی )) را که به خانه اش نزدیک بود، برگزید و تا نزدیکی های وفاتش امامت آن مسجد را به عهده داشت .(538)

در میان خانواده

محقق تهرانی دوبار ازدواج کرد، نخستین شریک زندگانی او زنی بود به نام ((منصوره خانم )) دختر دانشور متقی شیخ علی قزوینی (1333 ق ) که از خاندانی با فضیلت و اهل علم شمرده می شد. پس از آنکه محقق به نجف اشرف هجری کرد، 24 سال از عمر را سپری کرده بود که با او زندگانی جدیدی را آغاز کرد.(539)شیخ آقا بزرگ چند جا از او یاد کرده(540)و او رااوصافی چون ، نیکوکار، بزرگوار، با شرافت ، با وفا، خیر خواه و وارسته ستوده است .(541)این بانوی با وفا در سال 1336 ق در گذشت . تنها پسر شیخ از این زن هم که جوانی به نام ((محمد باقر)) بود، در 1343 ق ، در حالی که هنوز تنها 20 بهار از عمرش می گذشت وفات یافت . شیخ آقا بزرگ ، در فراق این فرزندش اشعاری سرود که دو بیت از آنها چنین است :

باقرا باغ جنان تو و داغ جگر من

توام آمد به جهان وای به روز دگر من

چون ز باب الفرجت کردند اهاتف عیب

بسته شد باب فرج بر در کاش و اگر من(542)

 علاوه بر این پسر که بزودی به مادرش پیوست دو دختر نیز به نامهای مریم خانم و مرضیه خانم ، از زن اول شیخ به یادگار مانده بود و شیخ برای تکفل آن دو دختر ناچار به ازدواج دوم تن داد.(543)

دومین شریک زندگانی شیخ آقا بزرگ ، زنی به نام ((مریم خانم )) دختر دانشور دینی سید احمد زواری دماوندی (1273 - 1338 ق ) بود. این بانو که خود از خاندان سیادت و علم بود، در تاریخ 1336 ق زندگانی تازه ای را با علامه تهرانی در شهر کاظمین آغاز کرد.(544)او برای محقق تهرانی چهارپسر به نامهای : آقای علی نقی منزوی (متولد 1302 ش )، آقای احمد منزوی (متولد سامرا 1304 ش )، آقای محمد رضا منزوی (1308 ش - 1374 ق ) و آقای محمد تقی منزوی (متولد 1315 ش ) و دو دختر به نامهای خانم فاطمه منزوی و خانم بتول منزوی به دنیا آورد.

 

 

در آینه اخلاق

نستوه و پرتلاش کار می کرد. همیشه به یاد خدا بود. در وفا به عهد حساس ‍ بود. تکریم میهمان و احترام به سادات از صفات بارز او بود. از جاه و مقام و ریاست دنیا گریزان بود، چنانکه از انتخابات شهرت ((منزوی )) نشان داد. نسبت به اهل بیت علیه السلام ارادت ویژه ای داشت . در ضمن آن تقریظ که بر کتاب گرانسنگ الغدیر نوشت آن را چنین ستود:

((من قاصرم از توصیف این کتاب گرانبها و ستایش آن . الغدیر بالاتر و بزرگتر از آن است که آن را توصیف کنند و ثنا گویند. من تنها کاری که می توانم کرد این است که دعا کنم تا خداوند عمر مؤ لف کتاب را طولانی کند. به او فرجام نیک بخشد. این است که با خلوص دل از درگاه خدای متعال مساءلت می کنم که بقیه عمر مرا، بر عمر شریف او بیفزاید تا او بتواند به همه آرمان خویش دست یابد...))(545)

انتقادپذیری و سعه صدر

یکی دیگر از صفات بارز او بود تا آنجا که در برابر انتقاد علامه کاشف الغطاء از انتشار کتابش ((النقداللطیف )) و ترجمه آن چشم پوشی کرد و هیچ اندوهگین نشد از استبداد رای وی خود محوری اجتناب می کرد. از اخبار روزگارش آگاه بود و خطوط سیاسی عصرش را می شناخت و در نهضت مشروطه در صف مشروطه خواهان و از طرفداران آخوند خراسانی بود و در قیام میرزا محمد تقی شیرازی که به استقلال عراق انجامید شرکت داشت . زمانی که مدارس به سبک جدید، یکی پس از دیگری در شهرهای مسلمان نشین تاءسیس می شد خرسندی خویش را اعلام داشت و مردم را به شرکت در این کار خیر و عمومی فراخواند.(546)
خاموشی خورشید

دوازدهم اسفند 1348 ش . بود و طرفی دیگر تقویم تاریخ روز جمعه 13 ذیحجه 1398 ق . را نشان می داد که ساعت یک بعد از ظهر، قلب خورشید پژوهش از تپش افتاد. سید جلیلی از ارادتمندان شیخ و از علمای پارسای نجف - که بعدها به نام شهید محراب ، آیة الله مدنی شهره آفاق شد - برای غسل و کفن پیکر پیر پژوهشگران قیام کرد.(547)عصر همان روز، ساعت 6 بعد از ظهر، پیکر پاک شیخ را برای طواف بر مرقد سالار شهیدان امام حسین علیه السلام و برادرش حضرت ابوالفضل العباس به کربلا انتقال دادند.

پس از تشییع با ازدحام و احترام مردم کربلا پیکر پیر پژوهش به نجف اشرف برگردانده شد و آن شب را در دانشگاه بزرگ نجف ، همچون نگینی در حلقه دانشوران و دانشجویان دینی که گرداگرد تابوت او را گفته بود، سحر کرد. فردای آن روز پیکر شیخ در میان سیل خروشان مردم ، روی دستها بلند شد و در حالی که همه دروس حوزه تعطیل شده و علما و فوج طلاب و دانشجویان در پیشاپیش مردم حرکت می کردند از جامعة النجف به سوی حرم مولای متقیان امام علی علیه السلام تشییع شد و پس از آنکه در صحن شریف علوی ، نماز میت به امامت آیة الله سید ابوالقاسم خویی خوانده شد، شاگردان شیخ ، پیکر استاد را به دور ضریح امام علی علیه السلام طواف دادند. سپس بنا به وصیت شیخ ، به جایگاهی که نخست قسمتی از خانه مسکونی خودش بود و بعدها قسمتی از کتابخانه موقوفه او شده بود حمل گردید تا در آستانه کتابخانه عمومی خود دفن شود.

و چنین بود که دانشوری نستوه از دانشوران بزرگ شیعی ، پس از 96 سال عمر با عزت و برکت که بیشتر آن در کتابخانه ها و با کتاب و قلم گذشت بود، در نهایت نیز در میان کتابها در کتابخانه عمومی خود به خاک سپرده شد. آن روز غمبار، در مدارس رسمی نجف هم برای نخستین بار، به خاطر تکریم مردی از مردان بزرگ دین و دانش ، تعطیل شد و شاعران و سخنوران در مجالس بسیاری که تا چهلم درگذشت او در شهرهای مختلف عراق و... برگزار شد داد سخن دادند.(548)

 استاد بزگوار علامه سید عبدالعزیز طباطبایی یزدی (قدس سره ) می نویسد:

((شیخ مشایخ معاصر، بزرگ پژوهشگران و فهرست نگاران ، حجت و دلیل تاریخ ، احیاگر آثار گذشتگان ، نمونه ناب تقوا و صلاح ، شیخ آقا بزرگ تهرانی رحمة الله است .))(549)

((شیخ بزرگ ما مرحوم محقق تهرانی روح بزرگی داشت . 25 سال با او بودم اما برای یک بار هم ندیدم پشت سر کسی بدگویی یا غیبت کند...))(550)


نوشته شده در تاريخ سه‌شنبه ٢ مهر ۱۳۸٧ توسط نمایه

آموزش و پرورش و اهمیت کتابخانه‌های آموزشگاهی

نویسنده : موسی مجیدی 

 پیشرفت‌های پیاپی و شتابان علمی، اقتصادی و اجتماعی جامعه‌ی بشری، وجود انواع رسانه‌ها چون کتاب و نشریه، رادیو، تلویزیون، ماهواره‌ها، اینترنت و انواع ابزار ارتباطی و اطلاع‌رسانی کامپیوتری و ماشینی؛ سبب نزدیکی، پیوستگی و وابستگی هر چه بیشتر انسان‌ها به یکدیگر، و تبدیل کره‌ی زمین به یک «دهکده‌ی کوچک جهانی در سطح آفرینش» شده است. با چنین توصیفی،‌ پیش از آن‌که به اهمیت و ارزش کتابخانه‌های آموزشگاهی بپردازیم، بهتر است اشاره‌ای به هدف‌ها، ابزار و روش‌های آموزش و پرورش نوین امروزی داشته باشیم. فرهنگ‌نامه‌ی کودکان و نوجوانان، آموزش و پرورش و رکن‌های ان را به طور مختصر و مفید چنین آورده است:

آموزش و پرورش، ‌یاد دادن دانش، مهارت‌ها و رفتارهای معین به انسان است؛ با این هدف که در شرایط گوناگون بهتر بیاندیشد، بهتر زندگی کند، و رفتار و کردار مناسب و مفید برای خود و جامعه داشته باشد.

آموزش و پرورش دارای نظم و برنامه است. کسی یا سازمانی که به آموزش و پرورش دیگران می‌پردازد،‌ از پیش می‌داند که چرا(چه دانشی،‌ چه مهارتی، چه رفتاری...) به چه کسی (کودک، ‌نوجوان،‌ بزرگ سال)، به چه وسیله‌ای (مربی، معلم، استاد کار...) و با چه روشی یاد خواهد داد. بنابراین، آموزش و پرورش چهار رکن دارد: آنچه یاد داده می‌شود، آن که یاد می‌گیرد، آن‌که یاد می‌دهد و روشی که برای یاد دادن به کار می‌رود...

آموزش و پرورش انسان، ریشه در گذشته‌های دور دارد و آموزش و پرورش امروزی، حاصل تجربه‌ها اندیشه‌ها، دانش‌ها، سنت‌ها و عادت‌های همه‌ی انسان‌هاست...

هدف‌های آموزش و پرورش دو دسته‌اند: هدف‌های کلی و آرمانی، و هدف‌های آموزشی. هدف آرمانی، که معمولاً کل نظام آموزش و پرورش رسمی و گاه آموزش و پرورش همگانی را در بر می‌گیرد، عبارت است از تربیت انسان‌های تندرست، پرهیزگار و با ایمان، آگاه، کاردان و فعال، ‌وظیفه‌شناس و معتقد به نظام اجتماعی کشور...(فرهنگ‌نامه کودکان و نوجوانان، 1371،ج1،179-181.)

چنین آموزش و پرورشی، ‌برای رسیدن به هدف‌های خود، به منابع غنی و سرشار از دانستنی‌ها و اطلاعات جدید نیاز دارد. گسترش بی‌امان دامنه‌ی دانش و افزایش روزافزودن مواد کتابی و غیر کتابی، و پیدایش انواع ابزار و وسایل نوین اطلاعاتی و ارتباطی سبب شده است تا زمان ما را «عصر اطلاعات» یا «عصر ارتباطات» نام‌گذاری کنند. بنابراین، معمل امروزی، نیازمند دسترسی به منابع و اطلاعات گوناگون و فراوان است.

در مجموع، می‌توان گفت: فرایند تربیت،‌ چیزی جز فرایند اطلاع‌رسانی نیست در چنین چشم‌اندازی، آموزش از همان سال‌های نخست باید «پژوهش مدار» باشد. کنجکاو کردن شاگرد، نشان دادن راه پاسخ‌یابی، همه و همه در چنین نظامی، در صدر خواند نشست و این، چیزی جز جریان درست اطلاع‌رسانی نیست. نمی‌توان به چنین مهمی دست یافت و از کتابخانه، مرکز اطلاع رسانی و آموزشگاهی فعال و غنی، بی‌نیاز بود.

تنها با اصلاح و بازنگری جدی در ساختار و شیوه‌ی اداره‌ی مراکز ری‌ربط است که می‌توان سه عنصر: آموزش، پژوهش و اطلاعات را در مثلثی واحد گرد آورد.

حیات علمی، صنعتی و آموزشی، اقتصادی و فرهنگی، ‌در گرو بی‌چون و چرای اطلاعات است(حری،‌ عباس، «یادداشت»،‌ص 1 و2)

می‌توان با قاطعیت گفت که میزان مطالعه و روآوری به کتاب و مجله و کسب اطلاعات با رغبت‌ها انگیزه‌های لازم، ‌از مهم‌ترین شاخص‌های رشد و توسعه است. یونسکو در بسیاری از کنفرانس‌های خود، ‌اساسی توسعه‌ی اقتصادی را گسترش کتاب و برنامه‌ریزی درازمدت آموزشی دانسته است. شورای اجتماعی و اقتصادی سازمان ملل نیز کتاب را یکی از وسایل لازم در عمران و پیشرفت ملت‌ها دانسته است(خسروی، فریبرز، 1373، ص 17).

رشد کتابخوانی، شرط نخست توسعه‌ی اقتصادی و فرهنگی است. هیچ ملتی بدون توجه به امر کتاب و کتاب‌خوانی، به شاخص‌های توسعه دست نیافته است. توسعه بدون بستر فرهنگی، در هیچ کجای دنیا به نتیجه‌ای مطلوب منتهی نشده است.

اهمیت نقش کتاب در توسعه، تا بدان جاست که امروزه، ‌میزان وقتی را که هر ملتی به خواندن کتاب اختصاص می‌دهد، ‌با میزان توسعه‌ی آن کشور قیاس می‌کنند(ابرامی، هوشنگ، 1375، ص31).

کتابخانه‌های آموزشگاهی، در صورتی که در سیستم آموزشی به رسمیت شناخته شوند، بر پیشرفت اندیشه و فرهنگ دانش‌آموز عمیقاً اثر می‌گذارند. در این مرحله،‌ دانش‌آموز در می‌یابد که کتاب و کتابخانه را می‌تواند برای فراگیری واقعی به کار گیرد؛ به طوری که پس از پایان تحصیلات، دچار کم‌سوادی نشود.

این کتابخانه‌ها می توانند امکان آموزش مستمر و نیز نوعی دوباره آموزی را در دنیای اختراع‌ها و دگرگونی‌های شگرف و پیاپی امروز به وجود آورند(ابرامی، هوشنگ، ص 41)

اگر به عللی، مساله‌ی کتاب و کتابخانه، در جامعه‌ای رو به انحطاط رفته است، پیشرفت آن جامعه نیز رو به انحطاط گذاشته است. در بسیاری از کشورها، از آن جمله در کشور ما، ریشه کنی بی‌سوادی و بهبود آموزش و پرورش، ‌از هدف‌های اصلی دولت است. این امر، بدون توجه به همگانی کردن عادت کتابخوانی بدون ابزار کتابخانه‌های آموزشگاهی، کاری غیر ممکن است.

بنابراین، می‌توانیم نتیجه بگیریم که رشد و گسترش اطلاعاتی و کتابخانه‌های آموزشگاهی، با رشد و پیشرفت دانش و اندیشه‌ی دانش‌آموزان و پیدایش تعالی و نوآوری در آن‌ها و بالندگی جامعه‌شان، رابطه‌ی مستقیم دارد. عکس آن نیز صادق است. یعنی در صورت عدم حرکت به سوی تعالی و کمال، به طور طبیعی انحطاط، رکود فکری و عقب ماندگی علمی و فرهنگی دانش‌آموزان و جامعه مطرح می‌شود. به این نتیجه نیز می‌رسیم که یک کتابخانه‌ی خوب و مجهز آموزشگاهی، جایگاه یا پایگاه واقعی چهار رکن اصلی ذکر شده‌ی آموزش و پرورش، یعنی جایگاه: کتاب های درسی آموزشی، ‌دانش‌آموز، معلم، و وسیله و پروش یادگیری و مرکز منابع سرشار اطلاعاتی است. در عین حال، می‌تواند حاصل تجربه‌ها، اندیشه‌ها، سنت‌ها، عادات و دانش‌های گذشته و حال را کم و بیش برای بهره‌گیری یادگیرنده و یاد دهند در خود جای دهد.

در واقع، نیاز به کتابخانه‌ی آموزشگاهی،‌ از سرشت آموزش و پرورش که رسیدن به پیشرفت و تعالی مطلوب شخصیت انسان، سرچشمه‌ی میگرد. در آموزش و پرورش نوین، سالهاست حرکت از معلم محوری به سوی دانش‌آموز محوری آغاز شده است. کتابخانه‌ی آموزشگاهی خوب، در واقع اصلی‌ترین وسیله برای کسب موفقیت در رسیدن به هدف‌ها و شیوه‌های آموزش و پرورش است. به سخن دیگر، مهم‌ترین وسیله و کار آموزش و پرورش، کتابخانه‌ی آموزشگاهی است.

تجربه‌ی ارزشمند معلمان و مربیان آموزشی، در یک دو قرن اخیر، نشان داده است که آموزش رسمی آموزشگاهی، یعنی اکتفا کردن به چند کتاب درسی محدود،‌ هر چند که راه علم و دانایی را هموار و کوتاه می‌سازد، برای شمار کثیری از دانش‌آموزان، در عمل، با مشکلات گوناگونی همراه است. این روش افزون بر ضربه زدن به دانش‌آموز،‌ پایبندی شدید به کتاب‌های درسی، ‌استفاده‌ی صرف از حافظه، آن هم نادرست، دلیل ناتوانی معلم و عدم اعتماد به نفس او است. چنین معلمی، از بیم دنیای تاریک مجهولات خود، کتاب دیگری را توصیه نمی‌کند، تا مبادا مطالعه‌ی اضافی، پرسش‌هایی پیش آورد که پاسخ به آن‌ها از حیطه‌ی معلومات او خارج باشد.

اگر آموزش رسمی در چارچوب محدود مشخص خود باقی بماند و از کتاب‌های مجهز آموزشگاهی دارای مجهز آموزشگاهی دارای مواد کتابی و مواد دیداری و شنیداری کافی بهره نگیرد، به نیازها و واقعیت‌های جامعه‌ی خود نزدیک نشود و حتی از آن پیشی نگیرد؛ در عمل به یک آموزش یک سویه، ناقص، منجمد و کسل کننده تبدیل خواهد شد.

در واقع، نیروی اندیشیدن آزاد را از دانش‌آموز خواهد ستاد، دامنه‌ی فعالیت ذهنی او را تنگ‌تر خواهد کرد و استحکام فکری و نیروی تشخیص را از او خواهد گرفت. در نتیجه، نه تنها نخواهد توانست بخش عظیمی از جامعه‌ی خود، یعنی میلیون‌ها دانش‌آموز را به سر منزل مقصود هدایت کند؛ بلکه موجب اتلاف وقت و هدر رفتن نیروهای عظیم انسانی خواهد شد.

بی‌تردید، پرورش ذوق و استعداد و نیروهای خلاقه دانش‌آموزان، پس از خانواده، در آموزشگاه می‌تواند رشد و تکامل یابد. نتیجه‌ی همه‌ی کند و کاوها پژوهش‌های علمی و اجتماعی، نشانگر آن است که کودکان در نخستین سال‌های ورود به آموزشگاه، بیشترین آمادگی برای کنجکاوی و دانستن بسیاری از دانش‌ها، حقیقت‌ها و واقعیت‌های زندگی را دارند. در نتیجه، به مطالعه (خواندن و نوشتن)، شوق و رغبت بیشتری نشان می‌دهند.

آنان آماده‌ی پذیرفتن آموزش‌های غیر مستقیم هستند، تا به طور اصولی به امر مطالعه و کتاب‌خوانی جذب شوند و به آن عادت کنند. کودکان در این سن و سال، برای فروشاندن حسن کنجکاوی و اشتهای ذهن خود، به ساده‌ترین راه دانستن و آموختن، یعنی مطالعه نیازمندند. به خاطر وجود همین زمینه، به زودی با الفبا آشنا می‌شوند. خواندن را یاد می‌گیرند.

اماده‌ی پذیرفتن و ادامه دادن به خواندن‌های ذوق انگیز هستند. اگر در آن فرصت‌های طلایی، شرایط خوب و مناسب برای کودکان فراهم شود و پای آنان به کتابخانه های مناسب گشوده شود، و به کتاب‌های خوب و مناسب دسترسی پیدا کنند و «آغازی خوب و مناسب» داشته‌باشند، به طور حتم شوق خواندن در آنان بیدار و تقویت خواهد شد.

طبیعی است در شرایط نامناسب و عدم دسترسی به کتاب‌ها و کتابخانه‌های مناسب،‌ مطالعه را رها خواهند کرد؛ چه بسا که به بیراهه و تباهی کشیده شوند.

از سوی دیگر، متاسفانه واقعیت این است که در کشور ما، سطح چاپ و انتشار کتاب، نسبت به تعداد جمعیت و افراد با سواد آن، بسیار پایین است. علاقه به کتاب و کتابخوانی نیز، به دلایل گوناگون، از آن هم پایین‌تر است. بنابراین، نقش و وظیفه‌ی آموزشگاه و معلمان و کتابداران در امر آموزش و آشنا کردن کودکان با کتاب و کتابخوانی، مهم‌تر و برجسته‌تر و سنگین‌تر می‌شود. به طور مسلم، پویایی و ثمر بخشی هر نظام آموزشی، به میزان و دامنه‌ی کاربرد ابزار و شیوه‌ها بهره‌گیری منطقی و علمی، از آن ابزار بهر ده بستگی دارد.

در این رهگذر، کتابخانه، بهترین و کارآمدترین ابزار آموزشی است که می‌تواند گام‌به‌گام، دانش‌آموز را در تفهیم و پیشبرد برنامه‌های درسی یاری دهد و او را از تنگناهای مفاهیم درسی برهاند. مجموعه‌ی کتاب‌ها و دیگر مواد دیداری و شنیداری، توام با راهنمایی‌های اصولی مستقیم و غیر مستقیم،‌ می‌تواند در راهنمایی و شکل‌گیری اندیشه و شخصیت دانش‌آموز،‌ بهترین و عملی‌ترین تاثیر را بگذارد. کتابخانه می‌تواند در برآوردن بسیاری از نیازها، تنوع طلبی‌ها، پرورش انواع ذوق‌ها و خلاقیت‌های دانش‌آموزان، ‌نقشی تعیین کننده و بنیادی داشته باشد. البته همه‌ی این هدف‌ها، در صورتی می‌تواند جامه‌ی عمل به خود بپوشاند که کتابخانه‌ای با کتاب‌های مناسب فراهم آید و در عملکرد آن، شیوه‌ی بهره‌گیری درست رعایت شود.

وجود کتابخانه به همان اندازه که برای دانش‌آموزان اهمیت دارد، برای معلمان نیز حایز اهمیت است. معلمان بیش از دانش‌آموزان، به مطالعه و خواندن کتاب‌های کمک درسی و دانش اندوزی، و روزآمد کردن دانش و تخصص خود نیازمند هستند.

بی‌دلیل نیست که در کشورهای برخوردار از نظام پیشرفته‌‌ی آموزشی، هنگام طراحی و ساختن آموزشگاه‌های جدید،‌ بخش بزرگی از مرکز ساختمان را به کتابخانه‌ی آموزشگاه اختصاص می‌دهند،‌ تا همه‌ی کلاس‌ها و بخش‌های آموزشگاه به آسانی به کتابخانه دسترسی داشته باشند. و در عمل،‌ در آموزشگاه «همه‌ی راه‌ها به کتابخانه‌ها ختم می‌شود». افزون بر آن، امکانات مادری بیشتری را برای تامین نیروی انسانی تهیه و کاربرد مواد کتابی و غیر کتابی صرف می‌کنند.


منبع: ماهنامه تربیت / شماره 5/ سال نوزدهم

 


.: Weblog Themes By Pichak :.





تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک
فال حافظقالب وبلاگقالب وبلاگگالری عکسفاگالری عکس آلامتو